نمایندگی
شهرها
پشتیبانی
محصولات
فروش
محصولات
کتابخانه مذهبی
قرآن کریم (متن کامل، ترجمه، قرائت و ...)
 
نظرسنجی
سوالی برای نظر سنجی وجود ندارد
نظرات سایرین  |  آرشیو نظرسنجی
امام على (ع) كنار رسول خدا (ص)
آشنايي با نهج البلاغه / شناخت اميرالمؤمنين امام علي (ع / امام على (ع) كنار رسول خدا (ص)

امام على (ع) كنار رسول خدا (ص) 

امام على (ع) این افتخار را دارد كه از كودكى در خانه رسول خدا (ص) رشد یافت .1 در این باره نقل هاى جالبى وجود دارد كه ابن ابى الحدید آن ها را یكجا فراهم آورده است. از جمله از زید بن على بن الحسین (ع) نقل شده است كه در آن دوران, رسول خدا (ص) گوشت و خرما را در دهانشان نرم كرده تا خوردن آن راحت تر شده, آنگاه آن را در دهان امام مى گذاشت. 2 به دلیل همین قرابت بود كه امام, نخستین كسى بود كه به رسول خدا (ص) ایمان آورد. او خود فرمود: ((لم یسبقنى الا رسول الله بالصلاه.))3 در این باره به قدرى شهادات و شواهد وجود دارد كه جاى هیچ گونه تردیدى را به افراد منصف باقى نمى گذارد. درباره اسلام آوردن امام گزارش شده است كه رسول خدا (ص) از او دعوت كردند تا اسلام را بپذیرد. این امر بلوغ فكرى امام را نشان مى دهد. 4 مسعودى مى گوید: برخى سن امام را در وقت اسلام آوردن كم گفته اند تا بگویند او در زمانى كه اسلام آورده طفلى بیش نبوده است .5 حقیقت آن است كه پیامبر (ص) قدر شناس اصحاب فداكار بود, زمانى كه از جان گذشتگى امام على (ع) را در همهئ صحنه ها مى دید چگونه مى توانست او را همانند دیگران بداند. این امر سبب شد تا در هر فرصت مناسب, با فرمایشاتى كه درباره خصایص و ویژگیهاى آن حضرت مى فرمود, قدر و اعتبار او را به مردم بنمایاند. اینها امورى است كه ما به عنوان فضایل امام در مصادر معتبر حدیثى و تاریخى داریم. بعدها زمانى كه كتابهاى حدیث در قرن دوم تدوین شد, كسانى كه جامع و راوى این كتب روایى بودند, عمدتاً متاثر ازگرایشات عثمانى مذهبانى بودند كه براى امام فضیلتى را تحمل نمى كردند. به علاوه آنچه را طرفداران اموى و عثمانى در دوران بنى امیه درباره خلفا و مدافعان صحابى آنها ساخته بودند, نقل مى كردند. بخشى از این جعلیات, درست امورى بود كه در اصل, از فضایل امام بود و به خلفا نسبت داده شده بود این تحریفات راه به جایى نبرد,زیرا تا اندازه اى فضایل نقل شده امام جدى, و راویان آن مورد اعتماد بودند كه به هر روى در كتابها باقى ماند. در این زمینه راویان كوفى نقش مهمى در حفظ این فضایل داشتند. احمد بن حنبل مى گفت: آن اندازه كه براى على (ع) فضایل صحیحه وارد شده براى هیچ یك از صحابه وارد نشده است .6 همو مى گفت: ((ان ابن ابى طالب لایقاس به احد)) .7 از میان این فضایل, روایاتى را مى توان مطرح كرد كه كوچكترین تردیدى در درستى آنها وجود ندارد. برخى از این نقلها به قدرى اهمیت دارد كه به تنهایى قادر است شخصیتى عظیم از امام را در دیدگان رسول خدا (ص) براى ما ترسیم كند. ابو سعید خدرى مى گفت: ((كان لعلى من النبى (ص) دخله لیست لاحد, و كان للنبى (ص) من على دخله لیست لاحد غیره فكانت دخله النبى (ص) من على ان النبى (ص) كان یدخل علیهم كل یوم)) 8 على نزد پیامبر (ص) رفت و شدى داشت كه كسى جز او نداشت. همین طورى, پیامبر (ص) نزد على رفت و شدى داشت كه براى كسى جز او نبود. رفت و شد پیامبر (ص) چنان بود كه هر روز بر آنها وارد مى شد. زید بن ثابت نیز به امام گفت: و ((انت من رسول الله (ص) بالمكان الذى لایعدله احد)) 9, زید زمانى این سخن را مى گفت كه سرسختانه از عثمان طرفدارى مى كرد. همین سبب شده بود كه امام چنان رسول خدا (ص) را بشناسد كه دیگر اصحاب آن چنان معرفت را به آن حضرت نداشتند.10 یكى از شواهد اعتناى رسول خدا (ص) به امام آن بود كه دخترش فاطمه را كه از زنان برگزیده عالم بود, به عقد آن حضرت درآورد. پیش از آن ابوبكر و عمر به خواستگارى رفته بودند و حضرت قبول نكرده بود. زمانى كه امام به خواستگارى رفت, آن حضرت پذیرفت و فرمود: لست بدجال, 11 فاطمه از آن توست. زمانى كه امام با فاطمه ازدواج كرد, حضرت از او خواست تا خانه اى پیدا كند. حضرت خانه اى دور یافت. پس از ازدواج, رسول خدا (ص) ازآنها خواست تا نزد او باشند. این كار با گذشت حارثه بن نعمان و واگذارى خانه اش انجام شد. 12 شاید به همین دلیل بود كه عبدالله بن عمر مى گفت: اگر مى خواهید موقعیت على را نزد پیامبر (ص) بدانید, موقعیت خانه او را نسبت به آن حضرت نگاه كنید. 13 در جریان اخوت, رسول خدا (ص), على (ع) را به عنوان ((برادر)) خود برگزید.14 زمانى كه رسول خدا (ص) خطبه مى خواند, امام على (ص) در فاصله اى دورتر سخنان آن حضرت را بازگو مى كرد.15 و آنگاه كه پیامبر (ص) خشمگین مى شد, كسى جز امام جرات سخن گفتن با وى را نداشت .16 مردم على (ع) را واسطه خود در حل مسألشان قرار مى دادند.17 سنیان از عایشه نقل كرده اند كه گفت: از زنان فاطمه (س) و از مردان على (ع) محبوبترین اشخاص نزد رسول خدا (ص) بودند .18 رسول خدا (ص) در یكى از قطعى ترین فضایل امام, یعنى حدیث منزلت, نسبت على را با خود همچون نسبت هارون با موسى دانست 19. هر بار كه مشكلى پیش مىآمد و نیاز به آن داشت تا كسى براى اصلاح كارها اعزام شود, پیامبر (ص) امام على (ع) را مى فرستاد. 20 از امام پرسیدند كه چگونه است كه شما بیش از دیگر صحابه حدیث نقل مى كنید؟ آن حضرت فرمود: ((لانى كنت اذا سالته انبانى و اذا سكت ابتدانى)) 21 امام پاسخ داد: براى این كه زمانى كه من از آن حضرت سوئال مى كردم, به من علم مىآموخت و زمانى كه من ساكت مى شدم آن حضرت خود آغاز سخن مى كرد. آن حضرت مى فرمود: من به نكته مجهولى برنخوردم جز آن كه درباره آن از رسول خدا (ص) سوئال كردم و پاسخ آن را در خاطرم نگه داشتم .22 و مى فرمود: هر چه از رسول خدا (ص) شنیدم آن را حفظ كردم و هیچگاه چیزى را فراموش نكردم 23. امام در نامه اى نوشت: ((و انا من رسول الله كالصنو من الصنو و الذراع والعضد))24, من و رسول خدا (ص) چون دو شاخیم از یك درخت رسته و چون آرنج به بازو بسته. امام مى فرمود: من همچون نوازد شترى كه دنبال مادرش مى رود دنباله رو پیامبر بودم.25 و مى فرمود: ((انى لم ارد على الله و لا على رسوله ساعه قط,)) من حتى لحظه اى مد مقابل خدا و رسول اظهار مخالفت نكردم. 26 در مساله اعلام برأت, خداوند به رسول خدا فرمود: این پیام را یا باید خودت به مردم ابلاغ كنى یا كسى كه از تو باشد. به همین دلیل بود كه آن حضرت, ابوبكر را از نیمه راه باز گردانده و پیام را به امام على (ع) داد تا در روز حج اكبر بخواند .27 امام در خطبه قاصعه درباره نزدیكى خود به پیامبر (ص) جملات زیبایى دارد. آن حضرت مى فرماید: شما مى دانید مرا نزد رسول خدا چه رتبت است و خویشاوندیم با او در چه نسبت است. آنگاه كه كودك بودم مرا در كنار خود نهاد و بر سینه خویشم جا داد و مرا در بسر خود مى خوابانید چنان كه تنم را به تن خویش مى سود و بوى خوش خود را به من مى بویانید. و گاه بود كه چیزى را مى جوید و سپس آن را به من مى خوارانید. از من دروغى در گفتار ندید و خطایى در كردار نشنید. هنگامى كه از شیر گرفته شد, خدا بزرگترین فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشین او فرمود تا راههاى بزرگوارى را پیمود و خویهاى نیكوى جهان را فراهم نمود. و من در پى او بودم چنان كه شتر بچه در پى مادر. هر روز بر من از اخلاق خودنشانه اى بر پا مى داشت و مرا به پیروى آن مى گماشت. هر سال در حرا خلوت مى گزید, من او را مى دیدم و جز من كسى وى را نمى دید. آن هنگام جز خانه اى كه رسول خدا (ص) و خدیجه در آن بود, در هیچ خانه اى مسلمانى راه نیافته بود و من سومین آنان بود. روشنایى وحى و پیامبرى را مى دیدم و بوى نبوت را مى شنودم.28 امام آن چنان به رسول خدا (ص) نزدیك بود كه مى فرمود: به خدا سوگند آیه اى فرود نیامد مگر آن كه من آگاهم كه درباره چه و در كجا نازل شده است. 29 ابن عباس مى گفت: خداوند سوره اى را فرود نفرستاد جز آن كه على امیر و شریف آن بود. خداوند اصحاب محمد (ص) را معاتبه كرد اما درباره على جز به نیكى چیزى نفرمود. 30 احمد بن حنبل درباره شگفتى كسانى كه از این كه على قسیم بهشت و جهنم باشد, مى گفت: مگر روایت نشده است كه رسول خدا (ص) به على فرمود: لا یحبك الا موئمن و لا یبغضك الا منافق؟ گفتند: آرى. گفت: از آنجا كه موئمن جایش در بهشت است و منافق جایگاهش در آتش, بنابر این على (ع) تقسیم كننده بهشت و جهنم است .31 عمر بن عبدالعزیز مى گفت: اگر این مردم نفهم, از آنچه ما درباره على مى دانستیم, آگاه بودند, دو نفرشان از ما متابعت نمى كردند.32 سلمان مى گفت: اگر على از میان شما برود, كسى نیست تا از اسرار پیامبرتان براى شما بگوید. 33 ابن ابى الحدید به درستى مى گوید: هیچ كس به اندازه ابوطالب و فرزندانش على و جعفر, پیامبر (ص) را یارى نكردند. 34 زمانى كه كسى بخاطر مساله اى از امام, نزد رسول خدا (ص) شكایت كرد, آن حضرت سه بار فرمود: ((على را راحت بگذارید, ((فان علیا منى و انا منه و هو ولى كل موئمن))35. امام در شب هجرت جان پیامبر (ص) را نجات داد 36 در بدر نزدیك به سى تن از مشركان را به قتل رساند. در احد, در حالى كه بسیارى از صحنه جنگ گریختند, در كنار پیامبر (ص) ماند و جان آن حضرت را نجات داد. یك ضربهئ شمشیر على در خندق, كه بر عمروبن عبدود فرود آمد, از طرف پیامبر (ص), برتر از عبادت جن و انس دانسته شد. این ضربت باعث شد تا دشمن به هزیمت كشانده شود .

37 آن حضرت در بیشتر جنگها پرچمدار سپاه اسلام بود.38 بى شبهه در میان اصحاب پیامبر (ص), كسى دانش امام را نداشته است. این مطلبى است كه در كلام خود رسول خدا (ص) و اصحاب آمده و تاریخ نیز بر آن گواهى داده است. این سخن رسول خدا (ص) كه فرمود: انا مدینه العلم و علىد بابها, بهترین گواه بر این مطلب است. سخن خود امام (ع) در بالاى منبر به این كه: سلونى قبل از تفقدونى 39 نشانگر دانش برتر امام بود. این ادعایى بود كه به قول سعید بن مسیب هیچ كس از صحابه جز امام آن را مطرح نكرد.40 رسول خدا (ص), اما را موظف فرمود تا به مردم وضو و سنت را تعلیم دهد. 41 عایشه كه دشمنیش نسبت به فاطمه و على علیهما السلام به همان زمان پیامبر (ص) باز مى گشت, مى گفت: على اعلم الناس بالسنه, 42 عطا از تابعین معروف مى گفت: على (ع) فقیه ترین فرد از میان اصحاب رسول خدا (ص) است .43عمر بن عبدالعزیز نیز, امام را زاهدترین اصحاب پیامبر (ص) خواند.44 در این باب و خصایص و فضایل امام صدها صفحه مى توان مطالبى را نوشت.

پی نوشت ها:

1- ا نساب الاشراف, ج 2, ص 90.

2- شرح نهج البلاغه, ج 13, ص 201 ـ 198. 3- نهج البلاغه, خطبه 131. 4- المعیار و الموازنه, ص 69, ;68 انساب الاشراف, ج 1, ص 112. 5- ا لتنبیه و الاشراف, ص 198. 6-ا بن جوزى, ص ;160 طبقات الحنابله ج 1, ص 319. 7- مناقب احمد بن حنبل, ص 163 8- المصنف, عبدالرزاق,ج 10, ص ;140 انساب الاشراف, ج 2, ص 98و در پاورقى از: تاریخ دمشق, ج 38, ص ;33 امالى ابن الشیخ, ص 33, حدیث سوم مجلس 27 الفتوح, ج 2, ص 165. -9

نك: سبل الهدى و الرشاد, ج 6, ص 642. -10 11- طبقات, الكبرى, ج 8, ص 22. این سخن را به دو صورت مى توان خواند:ِ ((لستُ)) و ((لستَ)) ابن سعد به صورت اول خوانده و تفسیر كرده است كه من دجال نیستم. یعنى قبلا وعده فاطمه را على داده بود. كاوشى در روایات خواستگارى نشان مى دهد كه هیچ صحبت وعده نبوده است. بنابراین معناى سخن پیامبر چیست ؟

12- طبقات الكبرى, ج 8, ص 22. 13- انساب الاشراف, ج 2, ص 181 ـ 180. 14- صحیح ترمذى, ج 13, ص ;170 المصنف, ابن ابى شیبه, ج 12, ص 62, ;82 المستدرك, ج 3, ص ;14 ربیع الابرار, ج 1, ص ;807 انساب الاشراف, ج 1, ص 270, ج 2, ص 145. 15- ربیع الابرار, ج 3, ص 732.

16- انساب الاشراف, ج 2, ص ;107 المستدرك, ج 3, ص 130. 17- التراتیب الاداریه, ج 1, ص 56ـ58. 18- الاستیعاب, ج 1, ص ;378 تاریخ جرجان, ص 218. 19- همانطور كه در متن اشاره شد, هیچ كس در این حدیث تردید ندارد. 20- طبقات الكبرى, ج 7, ص ;435 التراتیب الاداریه, ج 1, ص 444, ;443 بحارالانوار, ج 38, ص 75ـ73. 21- انساب الاشراف, ج 2, ص 98.

22- نهج البلاغه, خطبه 208. 23- انساب الاشراف, ج 2, ص 121. 24- نهج البلاغه, نامه 45. 25- تصنیف نهج البلاغه, ص 355. 26- نهج البلاغه, خطبه 195. 27- انساب الاشراف, ج 1, ص 382 و ج 2, صص 123, 155. 28- نهج البلاغه, خطبه 192. 29- انساب الاشراف, ج 2, ص 99. 30- معرفه الصحابه, ج 1, ص ;298 المعجم الكبیر, ج 11, ص ;264 حلیه الاولیا ج 1, ص 64. 31- طبقات الحنابله, ج 1, ص 320.

32- ربیع الابرار, ج 1, ص 499. 33- انساب الاشراف, ج 2, ص 183. 34- شرح نهج البلاغه, ج 7, ص 174. 35- الامالى فى آثار الصحابه, ص 80, و در پاورقى آن از: مسند احمد, ج 4, ص 437, صحیح ترمذى, ش 3796 ; مسند طیالسى, ش ;829 خصأص على(ع), نسأ, ص ;65 حلیه الاولیا, ج 6, ص ;294 المستدرك, ج 3, ص ;110 المعجم الكبیر, ج 18, ص ;128 ونك: الاستیعاب, ج 4, ص 322. 36- انساب الاشراف, ج 1, ص 260. 37- تاریخ مختصر الدول, ص ;95 شرح نهج البلاغه, ابن ابى الحدید, ج 5, ص 7. 38- انساب الاشراف, ج 2, ص 91, ;94 حیاه الصحابه, ج 2, صص 515 ـ 514. 39- نهج البلاغه, خطبه 189.

40- تاریخ یحیى بن معین, ج 3, ص 143. 41- طبقا الكبرى, ج 4, ص 52. 42- مقتل الامام امیرالموئمنین (ع), ص 107. 43- مقتل الامام امیرالموئمنین (ع), ص 107. 44- همان, ص 107.

No
ثبت نظر
نام
متن
تقویم تاریخ
۱ ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر

شماره سفارش

 

اوقات شرعی