نمایندگی
شهرها
پشتیبانی
محصولات
فروش
محصولات
کتابخانه مذهبی
قرآن کریم (متن کامل، ترجمه، قرائت و ...)
 
نظرسنجی
سوالی برای نظر سنجی وجود ندارد
نظرات سایرین  |  آرشیو نظرسنجی
خلافت على بن ابيطالب(ع) در قرآن و روايات
آشنايي با نهج البلاغه / شناخت اميرالمؤمنين امام علي (ع / خلافت على بن ابيطالب(ع) در قرآن و روايات

خلافت على بن ابیطالب(ع) در قرآن و روایات

براى اثبات خلافت على بن ابیطالب به آیاتى از قرآن استدلال شده و از جمله آنها این آیه است: انما ولیكم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزكوه و هم راكعون

یعنى:«ولى امر و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسولش و مؤمنان هستند كه نماز مى‏خوانند و در حال ركوع صدقه و زكات مى‏دهند»، (سوره مائده،آیه 55)

مفسرین سنى و شیعى اتفاق دارند كه آیه مذكور در شان على بن ابیطالب نازل شده است و روایات كثیرى از عامه و خاصه نیز بر آن دلالت دارد.

ابوذر غفارى مى‏گوید:روزى نماز ظهر را با پیغمبر خواندیم سائلى از مردم تقاضاى كمك نمود ولى كسى به او چیزى نداد،سائل دستش را به جانب آسمان بلند كرده گفت:خدایا!شاهد باش در مسجد پیغمبر كسى به من چیزى نداد.على بن ابیطالب در حال ركوع بود با انگشتش به سائل اشاره كرد،او انگشتر را از دست آن حضرت گرفت و رفت.

پیغمبر اكرم كه جریان را مشاهده مى‏فرمود سرش را به جانب آسمان بلند كرده عرضه داشت: خدایا!برادرم موسى به تو گفت:خدایا!شرح صدرى به من عطا كن و كارهایم را آسان گردان و زبان گویایى به من بده تا سخنانم را بفهمند و برادرم هارون را وزیر و كمك من قرار بده،پس وحى نازل شد كه ما بازوى تو را به واسطه برادرت محكم مى‏گردانیم و نفوذ و تسلطى به شما عطا خواهیم نمود.خدایا!من هم پیغمبر تو هستم،صدرى برایم عطا كن و كارهایم را آسان گردان و على را وزیر و پشتیبانم قرار بده‏».

ابوذر مى‏گوید:هنوز سخن پیغمبر تمام نشده بود كه آیه نازل گشت (ذخائر العقبى،تالیف طبرى، ط قاهره،سال 1356،ص 16) حدیث مذكور با اندكى اختلاف در در المنثور،ج 2،ص 293 نیز نقل شده.بحرانى در كتاب غایه المرام،ص 103،24 حدیث از كتب عامه و 19 حدیث از كتب خاصه در شان نزول آیه نقل كرده است.از جمله آیات این آیه است: الیوم یئس الذین كفروا من دینكم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا .

یعنى:«كفار امروز از برچیده شدن دستگاه اسلام نامید شدند پس دیگر از آنان نهراسید ولى از من بترسید.و امروز دین شما را كامل و نعمت‏خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را براى شما برگزیدم‏»، (سوره مائده،آیه 3)

ظاهر آیه این است كه:قبل از نزول آیه كفار امیدوار بودند كه روزى خواهد آمد كه دستگاه اسلام بر چیده شود،ولى خداوند متعال به واسطه انجام كارى آنان را براى همیشه از نابودى اسلام مایوس گردانیده و همان كار سبب كمال و استحكام اساس‏دین بوده است و لابد از امور جزئى مانند جعل حكمى از احكام نبوده بلكه موضوع قابل توجه و مهمى بوده كه بقاى اسلام مربوط به آن بوده است.

ظاهرا این آیه با آیه‏اى كه در اواخر این سوره نازل گشته بى ربط نباشد: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس .

یعنى:«اى پیغمبر!موضوعى را كه به تو دستور دادیم به مردم ابلاغ كن كه اگر ابلاغ نكنى سالت‏خدا را انجام نداده‏اى.و خدا تو را از هر گونه خطرى كه متوجه تو باشد در امان خواهد داشت‏»، (سوره مائده،آیه 72)

این آیه دلالت مى‏كند كه:خدا موضوع قابل توجه و بسیار مهمى را كه اگر انجام نگیرد اساس اسلام و رسالت در خطر واقع مى‏شود به پیغمبر دستور داده ولى از بس با اهمیت‏بوده پیغمبر از مخالفت و كارشكنى مردم مى‏ترسیده و به انتظار موقعیت مناسب آن را به تاخیر مى‏انداخته است،تا اینكه از جانب خدا امر مؤكد و فورى صادر شده كه باید در انجام این دستور تعلل نورزى و از هیچ كس نهراسى.این موضوع هم لابد از قبیل احكام نبوده،زیرا تبلیغ یك یا چند قانون نه آن اهمیت را دارد كه از عدم تبلیغش اساس اسلام واژگون گردد و نه پیغمبر اسلام از بیان قوانین ترسى داشته است.

این قرائن و شواهد،مؤید اخبارى هستند كه دلالت دارند كه آیه‏هاى مذكور در غدیر خم درباره ولایت على بن ابیطالب نازل گشته است.و بسیارى از مفسرین شیعه و سنى نیز آن را تایید نموده‏اند.

ابو سعید خدرى مى‏گوید:پیغمبر در غدیر خم مردم را به سوى على دعوت نموده بازوهاى او را گرفته به طورى بلند كرد كه سفیدى زیر بغل رسول خدا نمایان شد،سپس آیه نازل شد: الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا پس پیغمبر فرمود:«الله اكبر، از كامل شدن دین و تمامى نعمت و رضایت‏خدا و ولایت على بعد از من‏».

سپس فرمود:«هر كس من صاحب اختیار و متصدى امور او هستم،على صاحب‏اختیارش مى‏باشد. خدایا!با دوست على دوست‏باش و با دشمنش دشمنى كن.هر كس او را یارى نمود،تو یاریش كن و هر كس او را رها كرد تو نیز او را رها كن‏».

بحرانى در كتاب غایه المرام،ص 336،6 حدیث از طرق عامه و 15 حدیث از طرق خاصه در شان نزول آیه نقل كرده است.

خلاصه سخن:دشمنان اسلام كه در راه نابودى آن از هیچ كارى خوددارى نمى‏نمودند و از همه جا مایوس گشتند فقط به یك جهت امیدوار بودند،آنها فكر مى‏كردند كه چون حافظ و نگهبان اسلام پیغمبر است وقتى از دنیا رفت،اسلام بى‏قیم و سرپرست مى‏گردد و نابودى برایش حتمى خواهد بود.ولى در غدیر خم،اندیشه آنان باطل گشت و پیغمبر على را به عنوان سرپرست و متصدى اسلام به مردم معرفى نمود و پس از على هم این وظیفه سنگین و ضرورى به عهده دودمان پیغمبر كه از نسل على به وجود مى‏آیند خواهد بود. (براى توضیح بیشتر رجوع شود به تفسیر المیزان،تالیف استاد علامه طباطبائى،ج 5،ص 177-214 و ج 6،ص 50-64)

«حدیث غدیر»:پیغمبر اسلام بعد از مراجعت از حجه الوداع در غدیر خم توقف نموده مسلمین را گرد آورده پس از اداى خطبه‏اى على را به ولایت و پیشوائى مسلمین منصوب كرد.

براء مى‏گوید:در سفر حجه الوداع خدمت رسول خدا بودم،وقتى به غدیر خم رسیدیم دستور داد آن مكان را پاكیزه نمودند سپس دست على را گرفته طرف راست‏خودش قرار داد و فرمود آیا من اختیار دار شما نیستم؟پاسخ دادند:اختیار ما به دست‏شما است.پس فرمود:«هر كس من مولا و صاحب اختیار او هستم،على مولاى او خواهد بود،خدایا!با دوست على دوستى و با دشمنش دشمنى كن‏».

پس عمر بن خطاب به على گفت:این مقام گوارایت‏باد كه تو مولاى من و تمام مؤمنین شدى (البدایه و النهایه،ج 5،ص 208 و ج 7،ص 346.ذخائر العقبى،تالیف طبرى،ط قاهره،سال 1356، ص 67.فصول المهمه،تالیف ابن صباغ،ج 2،ص 23.خصائص،تالیف نسائى،ط نجف،سال 1369 هجرى ص 31.بحرانى در كتاب‏غایه المرام،ص 79 مانند این حدیث را به 89 طریق از عامه و 43 طریق از خاصه نقل كرده است)

«حدیث‏سفینه‏»:ابن عباس مى‏گوید پیغمبر فرمود:«مثل اهل بیت من مثل كشتى نوح است كه هر كس در آن سوار شد نجات یافت و هر كس تخلف نمود غرق گشت‏»، (ذخائر العقبى،ص 20. الصواعق المحرقه،تالیف ابن حجر،ط قاهره،ص 150 و 84.تاریخ الخلفاء تالیف جلال الدین سیوطى،ص 307.كتاب نور الابصار،تالیف شبلنجى،ط مصر،ص 114.بحرانى در غایه المرام،ص 237 حدیث مذكور را به یازده طریق از عامه و هفت طریق از خاصه نقل كرده است)

«حدیث ثقلین‏»:زید بن ارقم از پیغمبر نقل كرده كه فرمود:«گویا خدا مرا به سوى خویش دعوت نموده باید اجابت كنم ولى دو چیز بزرگ و وزین را در بین شما مى‏گذارم:كتاب خدا و اهل بیتم، مواظب باشید كه چگونه با آنها رفتار مى‏كنید،آن دو امر هرگز از هم جدا نخواهند شد تا اینكه بر كوثر بر من وارد شوند»، (البدایه و النهایه،ج 5،ص 209.ذخائر العقبى،ص 16.فصول المهمه،ص 22 خصائص،ص 30 الصواعق المحرقه،ص 147.در غایه المرام،39 حدیث از عامه و 82 حدیث از خاصه نقل شده است)

حدیث ثقلین از احادیث مسلم و قطعى است كه به سندهاى بسیار و عبارات مختلفى روایت‏شده و سنى و شیعه به صحتش اعتراف و اتفاق دارند.از این حدیث و امثالش چند مطلب مهم استفاده مى‏شود:

1- چنانچه قرآن تا قیامت در بین مردم باقى مى‏ماند،عترت پیغمبر نیز تا قیامت‏باقى خواهند ماند،یعنى هیچ زمانى از وجود امام و رهبر حقیقى خالى نمى‏گردد.

2- پیغمبر اسلام به وسیله این دو امانت‏بزرگ،تمام احتیاجات علمى و دینى مسلمین را تامین نموده و اهل بیتش را به عنوان مرجع علم و دانش به مسلمین معرفى كرده اقوال و اعمالشان را معتبر دانسته است.

3- قرآن و اهل بیت نباید از هم جدا شوند و هیچ مسلمانى حق ندارد از علوم اهل بیت اعراض كند و خودش را از تحت ارشاد و هدایت آنان بیرون نماید.

-4- مردم اگر از اهل بیت اطاعت كنند و به اقوال آنان تمسك جویند، گمراه نمى‏شوند و همیشه حق در نزد آنهاست.

5- جمیع علوم لازم و احتیاجات دینى مردم در نزد اهل بیت موجود است و هر كس از آنها پیروى نماید در ضلالت واقع نمى‏شود و به سعادت حقیقى نایل مى‏گردد،یعنى اهل بیت از خطا و اشتباه معصومند.و به واسطه همین قرینه معلوم مى‏شود كه مراد از اهل بیت و عترت تمام خویشان و اولاد پیغمبر نیست‏بلكه افراد معینى مى‏باشند كه از جهت علوم دین،كامل باشند و خطا و عصیان در ساحت وجودشان راه نداشته باشد تا صلاحیت رهبرى داشته باشند و آنها عبارتند از على بن ابیطالب و یازده فرزندش كه یكى پس از دیگرى به امامت منصوب شدند.چنانچه در روایات نیز به همین معنا تفسیر شده است.از باب نمونه:ابن عباس مى‏گوید به پیغمبر اكرم گفتم خویشان تو كه دوست داشتن آنها واجب است كیانند؟فرمود:«على و فاطمه و حسن و حسین‏»، (ینابیع الموده،ص 311) جابر مى‏گوید پیغمبر فرمود:«خدا ذریه هر پیغمبرى را در صلب خودش قرار داد ولى ذریه مرا در صلب على قرار داد»، (ینابیع الموده،ص 318) .

«حدیث‏حق‏»:ام سلمه مى‏گوید از رسول خدا شنیدم كه مى‏فرمود:«على با حق و قرآن مى‏باشد و حق و قرآن نیز با على خواهند بود و از هم جدا نمى‏شوند تا اینكه بر كوثر بر من وارد شوند»، (در غایه المرام،ص 539 این مضمون با چهارده حدیث از عامه و ده حدیث از خاصه نقل شده است)

«حدیث منزلت‏»:سعد بن وقاص مى‏گوید رسول خدا به على فرمود:«آیا راضى نیستى كه تو نسبت‏به من مانند هارون نسبت‏به موسى باشى جز اینكه بعد از من پیغمبرى نخواهد بود؟»، (البدایه و النهایه،ج 7،ص 9 33.ذخائر العقبى،ص 63.

فصول المهمه،ص 21.كفایه الطالب،تالیف گنجى شافعى،ص 148-154 .خصائص،ص 19- 25.صواعق،ص 177.در غایه المرام،ص 109،صد حدیث از عامه و هفتاد حدیث از خاصه نقل است)

«حدیث دعوت عشیره‏»:پیغمبر (ص) خویشانش را براى صرف غذا دعوت نمود پس از تناول غذا به آنان فرمود:«من كسى را سراغ ندارم كه بهتر از آنچه را كه من براى شما آورده‏ام براى قومش آورده باشد.خدا به من دستور داده كه شما را به سویش دعوت كنم پس كیست كه در این امر با من كمك كند و برادر و وصى و خلیفه من در بین شما گردد؟»

تمام مردم سكوت كردند ولى على در عین حال كه از همه كوچكتر بود عرضه‏داشت:من وزیر و یار شما مى‏شوم.پس پیغمبر دست‏بر گردن او نهاده فرمود:این برادر و وصى و خلیفه من است،باید از او اطاعت كنید. پس آن جماعت از جاحركت نموده مى‏خندیدند و به ابو طالب مى‏گفتند :محمد به تو دستور داد كه از پسرت اطاعت كنى (تاریخ ابى الفداء،ج 1، ص 116)

و از اینگونه احادیث زیاد است از جمله حذیفه مى‏گوید رسول خدا فرمود: « اگر على را خلیفه و جانشین من قرار بدهید-و گمان نمى‏كنم چنین كارى را انجام بدهید-او را راهنمایى با بصیرت خواهید یافت كه شما را به راه راست وادار مى‏كند»، (حلیله الاولیاء،تالیف ابو نعیم،ج 1،ص 64. كفایه الطالب،ط نجف،سال 1356،ص 67)

ابن مردویه مى‏گوید پیغمبر فرمود:«هر كس دوست دارد حیات و مرگش مانندمن باشد و ساكن بهشت گردد،بعد از من دوست دار على باشد و به اهل بیت من اقتدا كند،زیرا آنها عترت من و از گل من آفریده شده‏اند و علم و فهم من‏نصیب آنان گشته پس بدا به حال كسانى كه فضل آنها را تكذیب نمایند،شفاعتم هرگز شامل حالشان نخواهد شد»، (منتخب كنز العمال كه در حاشیه مسند احمد به چاپ رسیده،ج 5،ص 94)

علامه طباطبايى(ره)، شيعه در اسلام ص 180

No
ثبت نظر
نام
متن
تقویم تاریخ
۱ ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر

شماره سفارش

 

اوقات شرعی