نمایندگی
شهرها
پشتیبانی
محصولات
فروش
محصولات
کتابخانه مذهبی
قرآن کریم (متن کامل، ترجمه، قرائت و ...)
 
نظرسنجی
سوالی برای نظر سنجی وجود ندارد
نظرات سایرین  |  آرشیو نظرسنجی
شروح نهج البلاغه
آشنايي با نهج البلاغه / کتابشناسی / شروح نهج البلاغه

شروح نهج البلاغه

 بسیاری از علمای اسلامی در طی ده قرن گذشته شرح و تفسیر ارزشمندی بر كتاب شریف نهج البلاغه نوشته‌اند كه تنها تعداد كمی هم اكنون در دسترس ماست. و برخی از محققان در این باره تحقیقات گرانقدری كرده‌اند از جمله:

1. محدث معروف حاج میرزا حسین نوری (متوفی 1320 هـ ) از 26 كتاب از شروح مشهور نهج البلاغه كه در اجازات بزرگان علمای حدیث آمده، نام برده است.[1]

2. سید محسن امین در اعیان الشیعه از 42 شرح نام برده است.[2]

3. سید هبه الدین شهرستانی 45 شرح شناسایی كرده است.[3]

4. عبدالعزیز جواهری نجفی نزیل تهران در فهرست كتابخانه عمومی معارف چاپ 1353 هـ 51 شرح شمرده است.[4]

5. شیخ ضیاء الدین ابن یوسف حدائقی شیرازی (متوفای 1408 هـ) در فهرست كتابخانه مدرسه عالی سپهسالار چاپ 1358 هـ 66 شرح شماره كرده است.[5]

6. علامه امینی 81 شرح و ترجمه را احصاء كرده است.[6]

7. شیخ عزیز الله عطاردی، در مقدمه شرح نهج البلاغه كه چاپ كرده، از 83 شرح نام برده است.

8. سید عبدالزهراء حسینی خطیب در كتاب مصادر نهج البلاغه (متوفای 1414 هـ) 101 شرح نهج البلاغه را معرفی نموده است.[7]

9. اخیراً كه منهاج البراعه قطب الدین راوندی توسط كتابخانه آیت الله مرعشی در قم چاپ شده، 112 شرح معرفی شده است.

10. شیخ آقا بزرگ تهرانی (متوفای 1389 هـ) در كتاب الذریعه از 147 شرح كامل و ناقص نام برده است.[8]

11. شیخ حسن جمعه اسامی 210 شرح و ترجمه نهج البلاغه را با تلاش فراوان و بهره‌برداری از كتابخانه‌های ایران و عراق و لبنان و... گرد آورده است.

12. شیخ رضا استادی كتابخانه جامعی برای نهج البلاغه تنظیم نموده و در آن قسمت عمده كتابها و رساله‌هایی كه در پیرامون نهج البلاغه یا بخشی از آن در طول ده قرن به زبانهای مختلف نوشته شده، جمع آوری كرده است كه بالغ بر 401 كتاب و رساله و مقاله می‌باشد و در پایان هم یادآور شده: «كتابهای فراوان دیگری كه فعلاً نگارنده درصدد استقصاء كامل آنها نبوده است».[9]

البته در طی قرون گذشته افراد زیادی به شرح و تفسیر كتاب شریف نهج البلاغه پرداخته‌اند، امّا همه آنها به دست نسل حاضر نرسیده و دچار سرنوشت مصیبت‌بار سایر كتابهای اسلامی شده‌اند و در حوادث ناگوار و جنگهای خانمانسوز از بین رفته‌اند و تنها نام آنها در كتب تاریخی و فرهنگ نامه‌ها باقی مانده است.

ما در اینجا با توجه به تحقیقات آنها و شروح دیگری كه بعداً نوشته شده، سعی خواهیم كرد فهرست جامعی از شروح نهج البلاغه را تهیه و در اختیار علاقمندان قرار دهیم. اگر چه نهایت سعی ما مبنی بر كامل ارائه دادن بوده و لیكن مدعی نیستیم كه كم و كاست و اشتباهی در این رهگذر نداشته‌ایم. قبل از شروع بحث تذكر چند نكته را لازم می‌دانیم:

الف. بیشتر شرحها به زبان عربی است. مشهورترین آنها شرح نهج البلاغه قطب الدین راوندی دانشمند فقیه شیعه در گذشته 573 هـ و شرح نهج البلاغه كمال الدین ابن میثم بحرانی دانشمند دیگر شیعه متوفی به سال 679 هـ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی (متوفی سنه 655 یا 656) است.

از میان این سه شرح از همه جامع‌تر، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید است كه آن را در مدت چهار سال تألیف كرده است.

ب. در اینجا بد نیست بدانیم نام برخی از شارحان نهج البلاغه را كه از علماء و اهل سنت بوده‌اند:

1. محمد بن عمر، مشهور به فخر رازی (متوفای 606) چنان كه قفطی در تاریخ الحكماء گوید: شرحش ناتمام مانده است.

2. حسن بن محمد صنعانی حنفی، صاحب شرح بر صحیح بخاری (متوفای 650 هـ).

3. عبدالحمید بن محمد معروف به ابن ابی الحدید معتزلی مدائنی (متوفای 656 هـ) و شرحش جامع و كامل، بلكه از لحاظی بهترین شروح است.

4. شرحی است به نام النفائس فی شرح نهج البلاغه در كتابخانه استان قدس كه مؤلف آن را به عنوان بعضی از علماء اهل سنت نوشته‌اند.

5. ملا سعد تفتازانی شافعی (متوفای 792 هـ) مؤلف مطوّل و تهذیب المنطق می‌باشد.

6. قوام الدین، یوسف بن حسن، قاضی بغداد (متوفای حدود سال 922) طبق نوشته حاجی خلیفه در كشف الظنون.

7. شیخ محمد عبده، مفتی دیار مصر (در گذشته 1323 هـ).

8. محیی الدین خیاط كه شرح عبده را با اضافاتی از شرح ابن ابی الحدید نقل كرده است.

9. محمد محیی الدین، مدرس دانشكده ادبیات دانشگاه الأزهر.

10. استاد محمد حسن نائل مرصفی كه لغات مشكل نهج البلاغه را شرح كرده است.

11. محمد ابوالفضل ابراهیم كه شرح او در دو جلد به سال 1383 هـ در دار احیاء‌الكتب العربیه به چاپ رسیده است.

12. دكتر صبحی صالح.

تمام این نویسندگان اعم از خاصه و عامه در انتساب نهج البلاغه به مرحوم سید شریف رضی و از او به مولای متقیان علی ـ علیه السلام ـ شك ندارند، حتی شیخ محمد عبده به مفردات الفاظ نهج البلاغه استناد می‌جوید و علیه اهل سنت استدلال می‌كند.[10]

ج. اصحاب حدیث همواره به حفظ نهج البلاغه بعد از قرآن كریم و احادیث نبوی اهتمام داشته‌اند به عنوان نمونه:

1. قاضی جمال الدین كاشانی كه نزدیك به عصر سید رضی بوده است، چنان كه شیخ منتجب الدین گوید.

2. ابوعبدالله محمد فاروقی (متوفای 564 هـ) چنان كه ابن جوزی در المنتظم گوید.[11]

3. سید محمد یمانی مكی حائری (متوفای 1280).

4. شیخ محمد حسین مروت حافظ عاملی.[12]

علاوه بر این، از اول عادت خطباء و اُدبای عرب بر این بوده برای این كه ذهنشان را به جریان اندازند، خُطَب امام را حفظ می‌كردند. مثلاً عبدالحمید كاتب 70 خطبه از خطبه‌های امام را حفظ كرده بود.[13] و ابن نباته كه ضرب المثل خطبای عرب است، گفته است: من صد فصل از سخنان علی ـ علیه السلام ـ را حفظ كردم و همانها برای من گنجی بی‌پایان بود.[14]

د. درباره نخستین شارح نهج البلاغه میان دانشمندان اختلاف است، بعضیها گفته‌اند نخستین شارح نهج البلاغه سعید بن هبه الله بن الحسن فقیه معروف به قطب راوندی است. چنان كه ابن ابی الحدید در شرح خود مناقشاتی هم به قطب رواندی وارد آورده و هم گوید كه او اولین شارح نهج البلاغه می‌باشد و از ریاض العلماء نیز نقل شده است كه وی قطب راوندی را اولین شارح نهج البلاغه دانسته است و لكن موافق تحقیق محدث نوری.[15] و به تبع او محدث قمی[16] نخستین شارح نهج البلاغه ابوالحسن بیهقی است و خود بیهقی در اول شرح خود نوشته: قبل از من كسی از فضلا این كتاب را شرح نكرده است و من در شرح این كتاب بر همه پیشی گرفتم.[17] با وجود این، خود بیهقی از شرحی اسم برده كه قبل از او نوشته شده بود و لذا صاحب الذریعه گفته: بیهقی نخستین شارح نهج البلاغه بعد از زمان سید رضی است، زیرا اولین شرح در زمان خود سید رضی به وسیله علی بن ناصر نوشته شده و اسم آن اعلام نهج البلاغه است.[18] و نیز گفته‌اند: شرح بیهقی نخستین شرح كامل است. و گرنه قبل از او احمد بن محمد الوبری مشكلات نهج البلاغه را شرح كرده بود و بیهقی در المعارج از آن نام برده است.[19]

دراین باره تحقیقات مرحوم استاد سید عبدالعزیز طباطبایی از همه دقیقتر است وی درباره این كه نخستین شارح نهج البلاغه كیست؟ شش قول ذكر كرده است، بدین ترتیب:

1. بعضیها گفته‌اند: نخستین شارح نهج البلاغه علی بن ناصر مؤلف اعلام نهج البلاغه است كه وی معاصر شریف رضی بوده است.[20]

2. اولین شارح نهج البلاغه شریف مرتضی علم الهدی برادر سید رضی است كه خطبه شقشقیه را شرح كرده است.[21]

3. بلكه خود شریف رضی است كه بعضی از فقرات آن را شرح و بعضی از موارد لغوی آن را تفسیر نموده است، پس او اولین شارح نهج البلاغه است.[22]

4. نخستین شارح، قطب الدین راوندی (متوفای 573 هـ) مؤلف منهاج البراعه است.[23]

5. گفته‌اند: نخستین شارح نهج البلاغه، احمد بن محمد خوارزمی معروف به امام وبری از اعلام قرن ششم می‌باشد.[24]

استاد طباطبایی (ره) بعد از نقل اقوال ششگانه به نقد آنها پرداخته و گفته است:

قول اول صحیح نیست به دلیل این كه علی بن ناصر از اعلام قرن هفتم است و در كتابش زبده التواریخ، تاریخ وفات اتابك ازبك را در سال 622 هـ ثبت كرده است و خدا می‌داند كه بعد از آن خود وی چند سال در قید حیات بوده است.

اول كسی كه مرتكب این اشتباه شده و خیال كرده علی بن ناصر نخستین شارح نهج البلاغه است، سید اعجاز حسین كنتوری ـ قدس سره ـ می‌باشد و آن را در كتاب خود كشف الحجب ذكر كرده و سپس صاحب الذریعه و الغدیر و اعیان الشیعه به قول او اعتماد كرده‌اند...

قول دوم نیز صحیح نیست، زیرا شریف مرتضی اگر چه خطبه شقشقیه را شرح نموده، ولی معلوم نیست آن را از نهج البلاغه گرفته است، ممكن است او نیز مانند برادرش سخنان امام ـ علیه السلام ـ را از منابع دیگر اخذ نموده است.

قول سوم نیز درست است، زیرا اگر چه شریف رضی خود بعضی از جملات را تفسیر نموده است، الا این كه آن، شرح نهج البلاغه شمرده نمی‌شود، بلكه نهج البلاغه اسم همه محتویات این كتاب است و این توهم از آن جا ناشی شده است كه بعضیها خیال كرده‌اند كه نهج البلاغه اسم خطبه‌های امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ است.

قول چهارم نیز صحیح نیست، زیرا قطب راوندی از شرح نهج البلاغه اواخر شعبان 566 هـ فارغ شده است در حالی كه سید فضل الله راوندی و امام وبری و ظهیر الدین بیهقی فرید خراسان قبل از او نوشته‌اند، بیهقی از شرح نهج البلاغه سال 552 هـ فارغ گردیده و بعد از او سید فضل الله راوندی و وبری شرح كرده‌اند، بنابراین قطب راوندی چهارمین شارح نهج البلاغه است نه اول آنها.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . خاتمه مستدرك الوسائل، ج 3، ص 513.

[2] . اعیان الشیعه، ج 8، ص 245.

[3] . نهج البلاغه چیست؟، ص 133، ترجمه مرحوم اهری.

[4] . فهرست كتابخانه عمومی معارف، ج 1، ص 141 ـ 147.

[5] . فهرست كتابخانه مدرسه عالی سپهسالار، ج 2، ص 124 ـ 139.

[6] . الغدیر، ج 4، ص 186 ـ 193.

[7] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 207 ـ 254.

[8] . الذریعه، ج 14، ص 113 ـ 155.

[9] . چهل مقاله رضا استادی، 21 كتابنامه نهج البلاغه، ص 353 ـ 398.

[10] . در خطبه 195 در ذیل جمله «و لقد واسیته بنفسی» می‌گوید: اهل ادب گفته‌اند فصیح آن است كه گفته شود «اسیته» ولی نطق امام حجت است.

[11] . المنتظم، ج 10، ص 229.

[12] . الغدیر، ج 4، ص 186.

[13] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 40.

[14] . همان.

[15] . مستدرك، ج 2، ص 326.

[16] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 248.

[17] . اعیان الشیعه، ج 8، ص 244.

[18] . الذریعه،‌ج 2، ص 240.

[19] . اعیان الشیعه، ج 8، ص 245؛ الذریعه، ج 2، ص 240.

[20] . كشف الحجب، ص 53؛ الذریعه، ج 2، ص 240 و ج 14، ص 139؛ الغدیر، ج 4، ص 186؛ اعیان الشیعه، ج 8، ص 245 و 363؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 203؛ طبقات اعلام الشیعه، القرآن الخامس، ص 132.

[21] . الذریعه، ج 14، ص 139.

[22] . الذریعه، ج 14، ص 137، 139 و 146؛ دانش پژوه، در مقدمه بیهقی بر نهج البلاغه، ص 48.

[23] . ابن ابی الحدید، مقدمه ج 1، ص 5؛ ریاض العلماء، ج 2، ص 421؛ عطاردی، در مقدمه شرح لیدری، ج 1، ص 13.

[24] . ابن یوسف شیرازی، در فهرست كتابخانه مدرسه سپهسالار، ج 2، ص 123؛ عبدالعزیز جوهری، در فهرست كتابخانه ملی ایرانی، ج 1، ص 144.

 

قول پنجم نیز نمی‌تواند صحیح باشد، زیرا وبری نهج البلاغه را قبل از بیهقی شرح كرده و بیهقی در شرح خود در موارد زیادی از شرح وبری نقل كرده است.

قول ششم به حقیقت نزدیك‌تر است و آن این كه وبری نخستین شارح نهج البلاغه است، چنان كه قبلاً گفتیم، اول كسی كه این قول را برگزیده، علامه شیخ ضیاء الدین ابن یوسف حدائقی شیرازی است.[1]

سرانجام استاد طباطبایی ـ قدس سره ـ پس از نقل اقوال و نقد آنها، می‌گوید: من می‌گویم چه بسا ممكن است اقدم همه شارحان نهج البلاغه و اولین آنها سید فضل الله راوندی باشد، ‌زیرا می‌دانیم كه آن مرحوم در بزرگسالی برای تحصیل علم از كاشان به بغداد رفت و در پیش اعلام آنجا به تحصیل پرداخت و در آنجا نسخه‌ای از نهج البلاغه پیدا كرد به خط مؤلف آن مرحوم سید شریف رضی بود و از روی آن نسخه‌ای برای خود استنساخ نمود و در ربیع الاول 511 هـ از آن فارغ شد. از آن به بعد به شرح و تفسیر آن پرداخت. بنابراین كتاب وی اقدم همه شروح و اول آنهاست. و سید فضل الله، ابوالرضا راوندی نخستین شارح نهج البلاغه می‌باشد.[2]

1. اعلام نهج البلاغه

تألیف: علامه علی بن ناصر معاصر سید رضی مصنف نهج البلاغه، و این شرح مقدمترین و موثقترین و مختصرترین شرحهاست. و اول آن عبارت است از: الحمد الله الذی نجانا من مهاوی الغی و ظلماته، و هدانا سبیل الحق ببینات آیاته... .[3]

و یك نسخه خطی از آن، در كتابخانه امام فقید شیخ محمد حسین آل كاشف الغطاء به شماره (848) قسمت مخطوطات موجود است و در آخر آن نسخه آمده است:

بلغ مقابله علی نسخه ذكر آنها قوبلت علی نسخه مسموعه و ذلك فی شهر المحرم اول شهور سنه سبعمأئه.

و پس از آن، این عبارت آمده است: تم الكتاب بعون الله و حسن تیسیره فی شهر رمضان المعظم من احدی و تسمإثه فی المشهد المقدس المنصور علی ساكنه السلام.[4]

2. المعارج فی شرح نهج البلاغه

تألیف علی بن ناصر مؤلف اعلام نهج البلاغه، آن را مرحوم سید محسن امین در كتاب اعیان الشیعه[5] ذكر كرده است، احتمالاً این شرح همان شرح قبلی است كه به دو اسم نامیده شده است.

3. شرح نهج البلاغه

تألیف، امام احمد بن محمد وبری از اعلام قرن پنجم.[6] مؤلف در این كتاب مشكلات نهج البلاغه را شرح كرده و بیهقی در المعارج از آن نام برده است[7] و معلوم می‌شود این شرح بر شرح بیهقی تقدم داشته است.

4. التعلیق علی نهج البلاغه [8]

(تاریخ تألیف، سال 511) (نخستین شرح نهج البلاغه) تألیف سید ضیاء الدین ابوالرضا فضل الله بن علی بن عبیدالله حسنی راوندی كاشانی. از اعاظم مشایخ اجازه می‌باشد كه شیخ محمد بن طوسی پدر خواجه نصیر و شیخ منتجب الدین (متوفی 585 هـ) و ابن شهر اشوب (متوفی 588 هـ) و بعضی از اكابر دیگر از تلامذه وی بوده و از وی روایت كرده‌اند و او نیز از تلامذه شیخ ابوعلی ابن شیخ طوسی شیخ الطائفه است كه به واسطه او از شیخ روایت كرده و گاهی به دو واسطه از او و از نجاشی روایت می‌كند و چنان كه از شیخ مفید و سید مرتضی و سید رضی نیز به دو واسطه دیگر روایت می‌نماید.

«سمعانی» گوید كه به كاشان رسیدم، به عزم زیارت ابوالرضا ضیاء الدین راوندی به خانه‌اش رفتم، در خانه او آیه تطهیر را با گچ نوشته بودند. بعد از ملاقات، بیشتر از آنچه شنیده بودم دیدم، احادیث بسیاری از خودش شنیده و نوشتم و چند قطعه از اشعار او را نگاشتم و از جمله اشعار اوست كه به خط خودش برای من نوشت:

هل لك یا مغرور من زاجر او حاجز علی جهلك الغامر

امس تقضی و غداً لم یجی و الیوم یمضی لمحه الباصر

فدالك العمـر كذا ینقضی مـا اشبـه المـاضی بالغابر

چنان كه از زمان اساتید و تلامذه وی معلوم می‌شود، وی از رجال اواسط قرن ششم بوده با طبرسی مفسّر و ابوالفتح رازی معاصر بوده است و در سال 584 (چنان چه از كتاب درجات رفیعه سیدعلی خان مدنی نقل شده) در قید حیات بوده و لكن سال وفاتش معلوم نیست.

ظاهراً شرح نهج البلاغه سید ضیاء الدین به صورت تعلیقه در حواشی نهج البلاغه بوده و یك نسخه از آن به خط مؤلف پیش شیخ جمال الدین ابوالفتوح، احمد بن ابی عبدالله بگلو بن ابی طالب ابن علی آوبی وجود داشت و او نیز یك نسخه از آن به خط خود و در سال 723 در اصفهان نوشت و این نسخه بعداً به دست محمد صادق به محمد شفیع یزدی افتاد كه او نیز از روی آن نسخه دیگری نوشت و تاریخ استنساخ آن 1132 بوده است و همین نسخه بعدها به دست آیت الله سید شهاب الدین نجفی مرعشی افتاده است.[9]

سید ضیاء الدین غیر از «التعلیق» كتابهای ارزشمند دیگری دارد كه از جمله:

1. ادعیه السّرّ؛ 2. الأربعون حدیثاً؛ 3. ترجمه العلوی للطلب الرضوی، در شرح رساله‌ای موسوم به «رضویه» و مشهور به طبّ الرضا؛ 4. تفسیر الراوندی كه نامش الكافی است؛ 5. حاشیه غرر و درر سید مرتضی؛ 6. الحماسه؛ 7. سنه الأربعین فی سنه الأربعین كه شرح چهل حدیث است ودر سال 540 تألیف شده است؛ 8. شرح الرساله الذهبیه؛ 9. ضوء الشهاب فی شرح الشهاب؛ 10. قصص الأنبیا؛ 11. الموجز الكافی فی علم العروض و القوافی؛ 12. نظم العروض للقلب المروض.

اشهر از همه كتاب ضوء الشهاب است كه كتاب «الشهاب» قاضی قضاعی محمد بن سلامه را شرح كرده و مرحوم مجلسی نیز آن را بسیار ستوده و گفته در اثبات كثرت تبحّر او در لغت و ادب و فهم معانی اخبار، برهانی قاطع بوده و دارای فوائد بسیاری است كه در هیچ كدام از كتب عامه و خاصه در دسترس نمی‌باشد.[10]

5. معارج نهج البلاغه

تألیف ابوالحسن علی بن ابوالقاسم زید بن محمد بیهقی معروف به «ابن افندق» و «فرید خراسان» (متوفی 565 هـ) از خاندان خُزیمه ذوالشهادتین صحابه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از كُبار علمای قرن ششم.

بیهقی بسیاری از استادان بزرگ عهد خود را در بیهق، نیشابور، مرو و سرخس و دیگر شهرهای خراسان دیده و ازمحضر آنان استفاده كرده و از جمله ابوالفضل میدانی ادیب نامی آن عصر و امام ابراهیم خرّاز و امام محمد فراوی (= فزاری) به طوری كه خود گفته: حساب و جبر را از استاد عثمان بن حادو كار (جاذوكار) آموخته است.[11] و دیگر اساتید وی حكیم عمر بن ابراهیم خیّام (متوفی 509 هـ) است[12] وی با شهرستانی صاحب «ملل و نحل» (548) معاصر بوده خود در تتمه صوان الحكمه[13] از مجلس بحثی صحبت می‌كند كه با حضور چند تن از افاضل ترتیب یافته بود و از فحوای سخن بیهقی، ضعف شهرستانی در بحثهای فلسفی بر می‌آید.[14]

علماء شیعه، بیهقی را از اجله مشایخ ابن شهر آشوب (م 588) و بزرگان شیعه امامیه دانسته‌اند و از بعضی مواضع و قرائن هم فهمیده می شود كه وی و پدرش از اعاظم علماء شیعه بوده است. ابن شهر آشوب در «معالم العلماء»[15] بعد از شرح حال پدرش گفته: پسرش ابوالحسن فرید خراسان كتبی دارد از جمله «تلخیص مسائل الذریعه» سید مرتضی و الافاده و جواب یوسف یهودی عراقی. همین مطلب را شیخ حرّ عاملی و مؤلف ریاض العلماء نیز نقل كرده‌اند.[16] كتابی كه بیهقی نوشتن آن را بزرگترین توفیق الهی برای خود می‌داند، معارج نهج البلاغه است. گویا او نخستین كسی است كه نهج البلاغه را شرح كامل كرده است، بیهقی در اول شرح خود نوشته: قبل از من كسی از فضلا این كتاب را به جهت موانعی شرح نكرده است زیرا كسی كه در اصول متبحّر بود، در علم امثال و لغت وارد نبود و آن كه در این دو رشته كامل بود، از اصول طبّ و حكمت و علوم اخلاق بهره‌ای نداشت و آن كه در همه این رشته‌ها مهارت داشت، اطلاعاتش در تاریخ و ایام عرب نارسا بود و آن كه در همه این رشته‌ها ماهر بود در انتساب مندرجات نهج البلاغه به علی امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ تردید داشت و اگر در نزد كسی همه این اسباب فراهم شده بود، توفیق چنین كاری را نداشت، زیرا توفیق الهی گنجی از گنجهای الهی است كه خداوند آن را به هر كس بخواهد می‌دهد و من در شرح این كتاب بر همه پیشی گرفتم.[17] و آن را به سید ابوالحسن علی بن محمد بن یحیی حسینی نیشابوری اهدا كرده است[18] و در این شرح سلسله سند خود را در نقل نهج البلاغه از سید شریف رضی نقل نموده است.

در اول شرح گفته است: امام سعید جمال المحققین ابوالقسام علی بن الحسن خونقی نیشابوری ازمن خواست تا نهج البلاغه را شرح كنم.[19]

صاحب «الذریعه» مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی می‌گوید: بیهقی نخستین شارح نهج البلاغه بعد از زمان سید رضی است زیرا اولین شرح نهج البلاغه در زمان خود سید رضی به وسیله علی بن ناصر نوشته شده و اسم آن «اعلام نهج البلاغه» است.[20] و نیز گفته‌اند: شرح بیهقی نخستین شرح كامل است و گرنه قبل از او احمد بن محمد الوبری مشكلات نهج البلاغه را شرح كرده بود.[21]

بیهقی در رشته‌های مختلف علوم آثار زیادی دارد، یاقوت حموی در «معجم الأدباء» 75 عنوان كتاب برای او نقل كرده است.[22] و ابن شهر آشوب[23] سه عنوان دیگر را بر او ذكر كرده كه در لیست یاقوت نبوده است. بنابراین مجموع تألیفات او 78 جلد می‌باشد. از میان آثار بیهقی فعلاً كتابهای «تتمه صوان الحكمه» (تاریخ حكماء اسلام)، «جوامع احكام النجوم» در سه مجلد و «لباب الأنساب» و «تفسیر نهج البلاغه» و «تاریخ بیهق» موجود است. صاحب الذریعه، می‌گوید: یك نسخه از آن (المعارج) در كتابخانه مدرسه فاضل خان دیدم و اول آن چنین است:

«الحمد لله الّذی حمده یفیض شعائب العرفان و مسائله و یجمع شعوب الأجر الجزیل» كه از آن در تاریخ جمادی الأوّل 552 فارغ شده است.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . فهرست كتابخانه مدرسه عالی سپهسالار، ج 2، ص 123.

[2] . تراثنا، ش 35 و 36، ص 156 ـ 160، سال نهم ربیع الآخر، رمضان 1414 هـ .

[3] . اعیان الشیعه، ج 8، ص 245؛ الذریعه، ج 2، ص 240.

[4] . عبد الزهرا، مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 104 و 203.

[5] . اعیان الشیعه، ج 8، ص 245.

[6] . الغدیر، ج 4، ص 186؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 204.

[7] . الذریعه، ج 21، ص 184.

[8] . الغدیر، ج 4، ص 186؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1،‌ص 204.

[9] . الذریعه، ج 14، ص 143 و 144.

[10] . أمل الآمل، ج 2، ص 217؛ هدیه الأحباب، ج 2، ص 395؛ الكنی و الألقاب قمی، ج 1، ص 400 ـ 401؛ اعیان الشیعه، ج 8، ص 408 و 410؛ ریحانه الأدب، ج 4، ص 119.

[11] . الوافی بالوفیات، ج 21، ص 123.

[12] . صوان الحكمه، ص 116.

[13] . همان.

[14] . تاریخ ادبیات ایران، ج 2، ص 297.

[15] . معالم العلماء، ص 52.

[16] . أمل الآمل، ج 2، ص 352؛ ریاض العلماء، ج 5، ص 448.

[17] . خاتمه مستدرك الوسایل، ص 492؛ الذریعه، ج 21، ص 184؛ اعیان الشیعه، ج 8، ص 248.

[18] . الذریعه، ج 18، ص 277.

[19] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 206.

[20] . الذریعه، ج 21، ص 184.

[21] . الذریعه، ج 2، ص 240.

[22] . معجم الأدباء، ج 13، ص 225 ـ 229.

[23] . معالم العلماء، ص 51.

 

و نیز می‌گوید: در سال 1332 شیخ محمد صالح آل طعان قطیفی به من گفت: شرح نهج البلاغه بیهقی در كتابخانه آنها در بحرین قطیف موجود است.[1]

6. المعراج فی شرح نهج البلاغه

مؤلف آن معلوم نیست و آن را محدث نوری ذكر كرده است.[2]

7. منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه

تألیف، سید هبه الله بن حسن، معروف به قطب الدین راوندی در گذشته 573 هـ وی دانشمندی است فقیه، متكلم، محدث، مفسر و شاعر و جامع علوم، و از بزرگان علمای امامیه و از خانواده‌ای كه جد و پدر و برادر و فرزندان عموماً از اكابر علماء بوده‌اند. از ابوعلی طبرسی صاحب مجمع البیان و عمادالدین طبری و سید مرتضی رازی و برادرش سید مجتبی و والد خواجه نصیرالدین طوسی و ابن شجری و آمدی و جمعی دیگر از اكابر فریقین آن عصر روایت كرده و از مشایخ ابن شهر آشوب و شیخ منتجب الدین می‌باشد.

قطب الدین راوندی نهج البلاغه را به دو طریق روایت كرده است: یكی به واسطه «شیخ عبدالرحیم بغدادی» معروف به «ابن اخوه» از دختر فاضل و جلیل القدر «سید مرتضی» از عمویش «سید رضی». و دیگری توسط دو برادر سید مرتضی و سید مجتبی فرزندان سید حسین حلبی از «ابوجعفر دوریستی» از سید رضی روایت نموده است و با تألیفات متنوع خود خدمت بزرگی به اسلام و تشیع كرده است، ‌ازجمله:

1. آیات الاحكام، ظاهراً قطب راوندی اول كسی است از علماء كه به شرح و تفسیر آیات الاحكام پرداخته است.

2. اختلاف الواقعه بین الشیخ مفید و السید المرتضی فی بعض المسائل الكلامیه، و تا 95 مسأله اختلافی آن دو عالم متبحّر را به قلم آورده و گفته كه ذكر همه آنها موجب اطاله كتاب است.

3. اسباب النزول، كه از مدرك بحار الانوار مرحوم مجلسی بوده است.

4. تهافت الفلاسفه، كه یك نسخه از آن در كتابخانه رضویه موجود است.

5. خلاصه التفاسیر، كه در ده مجلد بوده و در «الذریعه»[3] از فهرست كتابخانه‌های استانبول استظهار كرده است و نسخه‌ای از آن در كتابخانه علی پاشا كه متصل به توپخانه می‌باشد، موجود است.

6. جواهر الكلام فی شرح مقدمه الكلام

7. الخرائج و الجرائح، در معجزات حضرات معصومین ـ علیهم السّلام ـ .

8. سلوه الحزین،در ادعیه كه به دعوات راوندی معروف است.

9. قصص الانبیاء.

10. نفثه المصدور كه اشعار اوست.

11. شرح الكلمات المأه لأمیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ .

12. المغنی فی شرح النهایه، كه در ده مجلد و ظاهراً شرح نهایه شیخ طوسی است و كتابهای دیگر.[4]

منهاج البرائه فی شرح نهج البلاغه، كتاب بزرگ و ارزشمندی می‌باشد، در دو جلد، و ابن ابی الحدید در شرح خود ایراداتی به همین شرح قطب راوندی وارد آورد و او را اولین شارح نهج البلاغه می‌نامد.

و از «ریاض العلماء» نیز نقل شده است كه قطب راوندی را اولین شارح نهج البلاغه دانسته و لكن موافق تحقیق اولین شارح نهج البلاغه، علامه «علی بن ناصر» معاصر سید رضی است. و به ایرادات ابن ابی الحدید به منهاج البراعه شیخ یوسف بحرانی، در كتابش موسوم به «سلاسل الحدید» پاسخ داده است.

دو نسخه خطی از شرح نهج البلاغه قطب راوندی در كتابخانه مجلس شورای اسلامی تهران به شماره‌های (64427 ـ 66954) موجود است. اخیراً در سال (1406 هـ) در قم، توسط كتابخانه آیت الله نجفی در سه مجلد چاپ شده است.

8. حدائق الحقائق فی تفسیر دقائق أحسن الخلائق

تألیف، ابوالحسن محمد بن حسین كیدری،[5] (= كیذری) بیهقی نیشابوری، از علمای اعلام و فقهای به نام قرن ششم. وی در اكثر علوم متداول مهارت داشت و اكمل علمای زمان خود بود و از شاگردان فضل بن حسن طبرسی و عماد طوسی محمد بن علی بود. اقوال او در فقه مشهور و در كتابهای مختلف و «غایه المرام و مسالك و كشف اللثام» و غیر آنها منقول است. مجلسی نیز در بحار در كتاب «السماء و العالم» از شرح نهج البلاغه او بسیار نقل كرده و گفته است: ابن میثم در بعض موارد از او اقتباس كرده است.

وی دارای تألیفات ارزشمندی است از جمله:

1. الإصباح فی فقه الإمامیّه.

2. أنوار العقول من أشعار وصیّ الرسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه دیوان اشعار منسوب به حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ می‌باشد و قافیه‌ها به ترتیب حروف هجا مرتب و تا حال چاپ نشده و به تصریح «الذریعه» غیر از این دیوان مشهور متداول منسوب بدان حضرت است كه بارها چاپ شده و لكن بسیاری از اشعار مذكور در انوار العقول و هم چنین اسناد و مدارك اشعار را ذكر نكرده است. در اول انوار العقول گوید كه اشعار دایر بر آداب و حكم و عبرت و مواعظ را جمع كرده و آن را به الحدیقه الأنیفه موسوم داشتم، سپس تمامی اشعار منسوب بدان حضرت را بعد از فحص و كوشش بسیار از روی مدارك آنها جمع و تدوین نموده و به همین اسم انوار العقول نامیدم.

3. كفایه البرایا فی معرفه الأنبیاء و الأولیاء.

4. لبّ الألباب فی بعض مسائل الكلام.

كیدری، از معاصرین قطب راوندی بود. و كتاب خود را هم بعد از قطب راوندی نوشته است و سال وفات او معلوم نیست، لكن در سال 576 هـ ـ تاریخ تألیف حدائق ـ در قید حیات بوده است. و یك نسخه از این شرح پیش صاحب (الروضات) بوده و از اول و وسط و آخر آن جملاتی نقل كرده است.[6]

9. منهاج نهج البلاغه

تألیف قطب الدین كیدری، مؤلف «حدائق الحقائق» و آن را سید ابو محمد حسن صدر در كتاب «تأسیس الشیعه» ذكر كرده است.[7] و آن را «ابوعلی حسن بن محمد سبزواری» در كتابی تلخیص كرده و «بهجه المناهج» نامیده است.[8]

10. شرح نهج البلاغه

تألیف «حسن بن علی بن احمد علی ماهابادی»،[9] ملقّب به «افضل الدین» از ثقات علمای امامیه اوائل قرن ششم، و در ادبیات عرب یگانه عصر خود و فقیه صالح و یكی از مشایخ صاحب الفهرست، شیخ منتجب الدین متوفی 585 هـ بوده است. شیخ منتجب الدین تمامی تألیفات او را از خودش روایت می‌نماید. از تألیفات او می‌توان: شرح الشهاب، شرح اللمع، رد التنجیم، كتاب فی الإعراب، دیوان شعر، شرح نهج البلاغه[10] كتاب تنزیه الحق عن شبه الخلق، دیوان نثر[11] را نام برد.

11. شرح النهج

تألیف «قاضی عبدالجبار» صاحب «الریاض» در ذیل ترجمه «ابن عتایقی»[12] گفته: من در اصفهان در میان مخطوطات، جلد سوم «شرح النهج»، «ابن عتایقی» را دیدم كه در پشت آن به خط بعضی از فضلا نوشته شده بود این شرح از چهار شرح انتخاب شده است: یكی از آنها شرح قاضی عبدالجبار است.

قاضی عبدالجبار میان چند نفر از فقهاء كه نزدیك عصر شیخ طوسی بودند، مردّد است:

1. قاضی ركن الدین عبدالجبار بن علی طوسی.

2. قاضی عبدالجبار بن فضل الله بن علی بن عبدالجبار.

3. عبدالجبار بن منصور.

4. عبدالجبار بن احمد در گذشته 415 هـ در ری صاحب كتاب المغنی.

5. عبدالجبار بن عبدالله مقری رازی.

6. عبدالجبار بن محمد طوسی.

7. ابوعلی عبدالجبار بن حسین.[13]

12. شرح نهج البلاغه

تألیف، محمد بن عمر، امام فخر رازی مفسر مشهور (متوفای 606 هـ) مصنفات فخر رازی در فنون و علوم مختلف معقول ومنقول بسیار است. مهمترین آنها مفاتیح الغیب تفسیر قرآن مجید است كه به تفسیر كبیر معروف است و بارها در مصر و استانبول چاپ و به قول ابن خلّكان حاوی تمامی مطالب غریبه می‌باشد و لكن خود فخر رازی موفق به اكمال آن نشد. شیخ نجم الدین احمد بن محمد قمولی تتمه‌ای بر آن نوشته و او نیز پیش از تكمیل وفات یافت و قاضی القُضاه احمد بن خلیل خویی ناقص مانده آن را تكمیل نموده و به پایانش رسانید. كما این كه فخر رازی شرح نهج البلاغه را نیز به اتمام نرسانده و ناتمام مانده است.[14]

13. شرح نهج البلاغه

تألیف، «یحیی بن ابی طی حمید بن ظافر بخاری حلبی» معروف به «ابن ابی طی» (575 هـ ـ 630 هـ) فقیه و مورخ اوائل قرن هفتم، و از شاگردان «ابن شهر آشوب» از تألیفات او می‌توان به: «معادن الذهب فی تاریخ الحلب»، «فضائل الأئمّه»، خلاصه الخلاص فی آداب الخواص»، «الحاوی فی رجال الإمامیّه»، «سلك النظام فی أخبار الشام»، «شرح نهج البلاغه» در شش جلد.[15]

14. شرح نهج البلاغه

تألیف: «عزّ الدین ابوحامد عبدالحمید بن هبه الله بن ابی الحدید معتزلی مدائنی (متوفای 656 هـ) در بغداد. وی از اكابر علمای معتزله و فقیهی بزرگ و متكلم متبحّر و شاعر و ادیب و كاتب ماهر بوده است. در اصول، معتزلی و در فروع، مذهب شافعی داشت. و از موالیان اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السّلام ـ به خصوص از شیفتگان مولای متقیان علی ـ علیه السلام ـ بود. در محاكمه بین الفریقین نهایت انصاف را به كار برده و به دایر مدار حق بودن علی ـ علیه السلام ـ اقرار صریح كرده است. شرح او كه جامع‌ترین شروح نهج البلاغه است، در مدت چهار سال تألیف كرده و بارها چاپ شده، شاهد صدق مدعا بوده و به طور روشن حاكی از موالات وی نسبت به آن حضرت و خاندان رسالت می‌باشد، خصوصاً الحاق كردن هزار عدد از احادیث و كلمات قصار مولای متقیان را به شرحش، دیگر مؤید قضیه می‌باشد و بالاتر از همه، قصائد سبع علویه او است كه در فضائل و مناقب آن حضرت سروده است و رضی استرآبادی و صاحب مدارك و جمعی دیگر از بزرگان علما شروحی بر آن نوشته‌اند.

شرح نهج البلاغه «ابن ابی الحدید» كه خود یك عالم برجسته سنّی است، سرشار از مطالب ادبی و تاریخی و نكات قرآنی و موضوعاتی است كه بعضی منحصر به فرد است و باید از آن كتاب گرفت.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . الذریعه، ج 21، ص 184 و ج 14، ص 138.

[2] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 207.

[3] . الذریعه، ج 7، ص 220.

[4] . منهاج المقال، ص 218؛ هدیه الأحباب، ص 301؛ اعیان الشیعه، ج 7، ص 260؛ بغدادی، ایضاح المكنون، ج 1، ص 106، 299، 313، 340، 370، 378، 434، 547 و 619 و ج 2، ص 200، 478 و 520.

[5] . كیدری، منسوب است به كیدر (بر وزن حیدر) از بلاد بیهق از نواحی خراسان و معرّب آن كیذر است.

[6] . الذریعه، ج 6، ص 285؛ الكُنی و الألقاب، ج 2، ص 64؛ ریحانه الأدب، ج 4، ص 475؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 209.

[7] . تأسیس الشیعه، ص 417.

[8] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 210.

[9] . ماهابادی منسوب به ماهاباد نام دهی است مشهور مابین اصفهان و قم نزدیكی كاشان كه مردمانش شیعه امامی هستند و در اصطلاح رجالی لقب احمد بن علی می‌باشد.

[10] . أمل الآمل، ج 2؛ ریحانه الادب، ج 5، ص 162.

[11] . اعیان الشیعه، ج 5، ص 160.

[12] . الریاض، ص 318.

[13] . اعیان الشیعه، ج 8، ص 245؛ الذریعه، ج 14، ص 130 ـ 131؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 210.

[14] . هدیه الأحباب، ص 209؛ الوافی بالوفیات، ج 4، ص 248، 255؛ ابن ابی اصیبعه، ج 3، ص 23.

[15] . ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج 6، ص 263؛ الذریعه، ج 14، ص 153 و 154.

 

سوگمندانه اغلب علمای اهل سنت نظر به این كه ابن ابی الحدید حقائقی درباره شیعه گفته است، او را رمی به تشیّع نموده‌اند و خود را از آن گنج شایگان یعنی نهج البلاغه گفتار امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ و مطالب ارزنده ابن ابی الحدید محروم ساخته‌اند.

ابن ابی الحدید در دیباچه كتابش با ادله و براهین متقن ثابت نموده است كه همین نهج البلاغه معروف از اول تا آخر حتی خطبه شقشقیه (حاوی شكایت امام از خلفا) از كلمات درّربار آن حضرت است و خودش این شرح را بعد از پایان توسط برادرش موفق الدین احمد، به كتابخانه وزیر روشن ضمیر ابن علقمی اهداء نموده و از طرف آن وزیر علم دوست و فضیلت پرور به صله یك اسب و ده دست لباس فاخر و هزار دینار و اجناس و لوازم دیگر مفتخر گردیده است.

مؤلف تجارب السلف می‌نویسد:

«ابن ابی الحدید» چون این مكرمت و مروّت بدید، ران وزیر را بوسه داد و گفت: ای خداوند، بنده را این همه توقّع نبود وزیر گفت: این سخن بگذار كه منّتی بر گردن من نهاده‌ای كه به شكرانه آن قیام نتوانم كرد و به خدای كه تا زنده باشم، این حق را رعایت كنم، آن گاه ابن ابی الحدید شاكر و شادمان بیرون آمد و فرّاشان اجناس را در خدمتش می‌بردند و او بر استر سوار شد و روانه منزلش گردید.

و باز می‌نویسد:

«در واقعه بغداد (مغولها) ابن ابی الحدید و برادرش را بیرون آوردند تا بكشند ابن علقمی چون حال عزّالدین ابن ابی الحدید را بشنید دود به سر او درآمد، در حال به خدمت وزیر نصیر الدین طوسی رفت و دامن او را بگرفت و گفت: دو كس را از افاضل بغداد كه بر بنده حق عظیم دارند، گرفته‌اند و خواهند كشت و التماس دارم كه خواجه به بندگی پادشاه شتابد و بنده در خدمت باشد و در باب این دو بزرگ شفاعتی كند، خواجه بی‌توقف رفت و هزار دینار به موكّلان مغول داد و مهلت خواست و به خدمت پادشاه رفت و به رسم مغول زانو زد و گفت: دو كس را از شهر بیرون آورده‌اند و می‌خواهند بكشند، بنده كمترین را آرزو آن است كه پادشاه مرا عوض ایشان بكشد و ایشان را آزاد كند، شاه خندید و هر دو را به او بخشید وزیر به تعجیل بیرون آمد و ایشان را خلاص داد و به ابن ابی الحدید گفت: به خدای اگر در قول شفاعت توقفی می‌رفت نفس خود را فدای تو می‌كردم تا عوض آن لطف باشد كه تو با من كردی و نام مرا به سبب شرح نهج البلاغه مخلّد گردانیدی.»[1]

از تألیفات ارزشمند ابن ابی الحدید می‌توان به كتب ذیل اشاره كرد:

1. الأعتبار علی كتاب الذریعه فی اصول الشریعه، تألیف سید مرتضی علم الهدی در سه مجلد.

2. شرح محصل فخر رازی، كه به منزله نقض آن است.

3. شرح مشكلات الغرر ابوالحسن بصری.

4. العبقریّ الحسان، كتابی است عجیب و بسیاری از كلام و تاریخ و اشعار و منشأت و منظومات خودش را حاوی است.

5. الفلك الدائر علی المثل السائر، انتقاد از كتاب مثل السائر ابن اثیر می‌باشد كه در 13 یا 15 روز تألیف و در هند چاپ گردیده است.

6. القصائد السبع العلویات فی مدح سیدنا علی ـ علیه السلام ـ در «كشف الظنون» به نام «سبع علویات» ذكر شده است و در ایران در آخر شرح سبعه معلقه زوزنی و یك مرتبه نیز مستقلاً با شرح صاحب مدارك كه بر آن نوشته، چاپ شده است.[2]

ابن ابی الحدید 15 عنوان كتاب از خود باقی گذاشته كه مهمترین آنها «شرح نهج البلاغه» است.

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، از همه شرحها جامع‌تر و پرمطلب‌تر است و بهترین منبع در بیان دقائق تاریخ اسلام از جنگ جمل تا صفین و غارت خوارج تا انقلاب زنگیان و جنگهای فاجعه آمیز مغول می‌باشد و گمان نمی‌رود در این موضوع كامل‌تر و دقیق‌تر از كتاب ابن ابی الحدید پیدا بشود. ابن ابی الحدید دراین شرح علاوه بر این كه كلام امام را به بهترین وجه شرح و تفیسر نموده، برخی از كتابها را نام برده كه اثری از آنها نمانده است. از قبیل (كتاب صفین) نصر بن مزاحم منقری، و كتاب (التاج) ابن راوندی، و كتاب (العباسیه) جاحظ، (الموفقیات) زبیر بن بكار، كتاب (السقیفه) احمد بن عبدالعزیز جوهری، كتاب (وقعه الجمل) ابی مخنف، كتاب (الغارات) ابن هلال ثقفی، كتاب (الجمع بین الغریبین) هروی و (الجراح) قدامه بن جعفر.[3]

ناگفته نماند كه شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید. با تمام محسّناتی كه دارد، ‌خالی از نقاط ضعف نیست و در بعضی جاها از جاده انصاف خارج شده است به قول مرحوم كاشف الغطاء: «نِعْمَ المُؤلّفُ لَولا عِنادُ المُؤلّف»؛ چه مؤلف خوبی است اگر عناد نداشت.

مرحوم شیخ محمد طه نجف گفته: اگر دشمنان امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ در پیشگاه عدل الهی قرار بگیرند نمی‌توانند بر خود عذری بیاورند آن طوری كه ابن ابی الحدید آورده است.[4]

غرض ابن ابی الحدید در كتاب خود از عقائد اهل سنت دفاع كرده است و لذا علمای شیعه در رد او كتابهای زیاد نوشته‌اند. اینك به اسامی بعضی از آنها اشاره می‌كنیم:

الف. الروح فی نقض ما ابرمه ابن ابی الحدید، تألیف سید جمال الدین ابی الفضائل احمد بن موسی بن جعفر.

وی برادر علی بن طاووس، و یكی از فقهای اهل بیت كه بیش از 80 جلد كتاب تألیف كرده است كه از جمله آنها «نقض الرساله العثمانیه»، «الملاذ فی الفقه»، «العدّه فی اصول الفقه»، «شواهد القرآن» و «عین العبره فی غبن العتره» در سال (683 ـ 677 هـ ) در حلّه فوت كرد و قبرش در حله معروف است.[5]

ب. سلاسل الحدید و تقیید اهل التقلید بما انتخب من شرح نهج ابن ابی الحدید. تألیف: علامه بحرین سید هاشم بن سلیمان بحرانی توبلی (متوفای 1107 هـ) عالم محقق، فقیه، عارف، مفسر، رجالی، محدث، متتبع، امامی، در كثرت تتبع او را تالی مجلسی می‌شمارند و هر یك از تألیفات وی حاكی از اطلاع وسیع و عمیق او می‌باشد.[6]

در كتاب فوق جاهائی را از شرح ابن ابی الحدید انتخاب كرده و رد نموده است.[7]

ج. سلاسل الحدید فی تقیید ابن ابی الحدید. تألیف شیخ یوسف بحرانی صاحب «الحدائق الناضره» (متوفای 1186 هـ).

در اول كتاب به عنوان مقدمه مطالبی درباره امامت آورده كه شایسته است به تنهایی كتاب مستقلی درباره امامت و خلافت باشد و سپس همه مطالب نادرست شرح ابن ابی الحدید را آورده و پاسخ داده است و كتاب در دو مجلد به جهت اشتغالش به كتاب «الحدائق» ناتمام مانده است.[8]

د. سلاسل الحدید فی تقیید اهل التقلید. تألیف سید ماجد بن هاشم بن علی بن مرتضی حسینی (متوفای 1028 هـ).

وی با شیخ بهائی معاصر بوده و با خط خود اجازه‌ای به وی نوشته است.[9]

هـ . الرد علی ابن ابی الحدید. تألیف: شیخ علی بن شیخ حسن بلادی بحرانی (متوفای سال 1340 هـ).

این را صاحب كتاب (انوار البدرین) ذكر كرده است.[10]

و. النقد السدید لشرح الخطبه الشقشقیه لابن ابی الحدید. تألیف: عالم فاضل شیخ محسن كریم نزیل (الخضیر).

بعضی افكار ابن ابی الحدید را در شرح خطبه شقشقیه رد كرده و جزء اول آن در سال 1382 هـ در نجف اشراف به چاپ رسیده است.[11]

علمای اهل سنت نیز در رد شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید كتابهایی نوشته‌اند از جمله: تشریح شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید، تألیف: محمود الملاح و این كتاب پر است از طعن به امام علی ـ علیه السلام ـ و شیعیان و انكار فضائل و مناقب آن حضرت. از جرم و لعن این شخص حتی علماء اسلامی غیر شیعه نیز سالم نمانده‌اند. از قبیل: امام احمد بن حنبل، نسائی، ابن قتیبه، زمخشری، سبط ابن جوزی، ابن صبّاغ مالكی، شیخ محمد عبده و استاد محمد محی الدین عبدالحمید و احمد زكی و حتی احمد امین و عقّاد و محمد سید گیلانی، با این كه در تشكیك درباره نهج البلاغه هم عقیده هستند.[12]

و دیگر سلاسل الحدید فی رد ابن ابی الحدید تألیف: مصطفی بن محمد امین واعظ، از علمای بغداد در گذشته سال 1331 هـ .[13]

15. شرح نهج البلاغه

تألیف: سید رضی الدین ابوالقاسم علی بن موسی بن جعفر طاووسی حسنی (متوفای 664 هـ ).

فقیه جلیل القدر، ادیب، ‌شاعر، زاهد متقی، جامع فضائل و كمالات و از فحول و اعاظم علمای شیعه امامیه می‌باشد و در كلمات اجلّه به «قُدوه العارفین و مصباح المتهجّدین» موصوف است و اورع و اتقی و ازهد و اعبد اهل زمان خود بود. تألیف زیادی دارد كه اغلب آنها در ادعیه و عبادت و تهذیب نفس و دیگر وظائف دینی می‌باشد.[14] متأسفانه از شرح نهج البلاغه سید ابن طاووس مانند بسیاری از شرحهای دیگر اسمی باقی مانده است و خود كتاب از بین رفته است.

16. شرح نهج البلاغه

تألیف: علی بن انجب بن عثمان بن عبدالله ابو طالب، تاج الدین بغدادی معروف به ابن الساعی (593 ـ 674 هـ).

وی كتابدار كتابخانه مستنصر عباسی، مورخ، لغوی،‌ مفسر، فقیه، محدث و از بزرگان مؤلفین تاریخ به شمار می‌رفت و تألیفات زیادی در تفسیر و حدیث و فقه و تاریخ دارد و اشهر آنها كتاب مختصر اخبار الخلفاء معروف به تاریخ ابن الساعی است.[15]

17. شرح نهج البلاغه (المصباح، شرح كبیر)

تألیف، كمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی (متوفای 679 هـ).

محقق، فیلسوف متبحر و حكیم متألّه، جامع معقول و منقول از اكابر علمای امامیه قرن هفتم می‌باشد. از علی بن سلیمان بحرانی و خواجه نصیر الدین طوسی روایت كرده است. گویند: ‌كمال الدین ابن میثم از نصیر الدین طوسی حكمت آموخت و نصیرالدین طوسی از ابن میثم فقه و شرح نهج البلاغه خواند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . تجارب السلف، ص 358 و 359.

[2] . ریحانه الأدب، ج 7، ص 333 ـ 336.

[3] . مصادر نهج البلاغه، ج 17، ص 214 ـ 215.

[4] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 214 ـ 215.

[5] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 218.

[6] . ریحانه الأدب، ج 1، ص 233.

[7] . لؤلؤه البحرین، ص 54؛ انوار البدرین، ص 138.

[8] . الذریعه، ج 12، ص 210.

[9] . همان.

[10] . انوار البدرین، ص 372.

[11] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 219 ـ 220.

[12] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 220.

[13] . همان.

[14] . مرحوم امین تعداد تألیفات سید را 48 مجلد شمرده و لی طبق تحقیقات نگارنده 55 جلد می‌باشد. مقدمه طرائف: ص 16 و 17؛ اعیان الشیعه، ج 8، ص 361 ـ 363.

[15] . تاریخ علماء بغداد؛ ص 137 و 139؛ البدایه، ج 13، ص 27، 217؛ شذرات الذهب، ج 5، ص 343؛ تذكره الخواص، ج 4، ص 250؛ كشف الظنون، ص 14، 25، 27، 29، 30، 215، 278، 279، 288 و... .

 

ابن میثم از اساتید و مشایخ علامه حلّی و سید عبدالكریم بن طاووس بوده ایشان از وی روایت نموده‌اند.

شیخ سلیمان بن عبدالله بحرانی رساله‌ای موسوم به «السلافه البهیه فی الترجمه المیثمیه» را در شرح حال او نوشته است.

برتر از همه تألیفات متنوع او شرح نهج البلاغه او است كه در اثبات تبحّر و تفنّن و تفوّق او در تمامی فنون اسلامی و ادبی و حكمی و اسرار عرفانی، برهانی قاطع می‌باشد. شیخ سلیمان مذكور در وصف شرح نهج البلاغه ابن میثم می‌گوید: شایسته است كه با نور، روی حدقه‌ها نوشته شود نه با مركب روی ورقه‌ها.[1]

ابن میثم ظاهراً سه نوع شرح بر نهج البلاغه نگاشته كه مهمترین آنها به شرح كبیر معروف است ابن میثم شرح كبیر را به نام خواجه علاء الدین عطا ملك جوینی (متوفای 680 هـ) وزیر هلاكو خان مغول نوشته و در سال 677 هـ آن را به اتمام رسانده است و این شرح در تهران در سال 1276 در پنج جزء در یك مجلد ضخیم چاپ شده و یك نسخه خطی آن نیز به شماره 3069 در كتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار سابق) تهران موجود است.[2]

18. شرح نهج البلاغه المتوسط (مصباح السالكین)

تألیف: كمال الدین ابن میثم بحرانی.

وی سه شرح بر نهج البلاغه به نامهای: شرح كبیر، شرح متوسط و شرح صغیر نوشته است. این شرح (شرح متوسط) از شرح كبیر استخراج شده است در اول آن آورده:

«سبحان من حسرت أبصار البصائر عن كُنهِ معرفته و قصرت السِنَهُ البُلغاء عن أداءِ مدحته».

خود در اول این شرح تصریح نموده كه آن را از شرح كبیر خویش برای فرزندان خواجه علاء الدین عظاملك جوینی به نامهای: نظام الدین ابومنصور محمد و مظفرالدین ابوالعباس علی استخراج كرده است. و در آخرش گفته: «هذا اختیار (مصباح السالكین) لنهج البلاغه من كلام امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ» و از اینجا استفاده می‌شود كه اسم شرح كبیر ابن میثم «المصباح» است. و از نوشتن آن در سال 681 هـ فارغ شده است.[3]

19. شرح نهج البلاغه الصغیر (شرح صغیر)

تألیف كمال الدین میثم بحرانی، مؤلف این شرح طبق نوشته شیخ سلیمان بن عبدالله ماحوزی (متوفای 1121 هـ) در شرح حال علمای بحرین، كمال الدین میثم بحرانی است و ذكر كرده كه وی سه نوع شرح بر نهج البلاغه دارد و لكن ماحوزی در كتاب «السلافه البهیه فی الترجمه المیثمیه» بعد از ذكر دو شرح كبیر و صغیر برای ابن میثم این چنین گفته است: از بعضی از ثقات شنیدم كه او شرح سومی هم بر نهج البلاغه به طور متوسط دارد.[4]

بعضیها گفته‌اند: ابن میثم دو شرح بر نهج البلاغه دارد: شرح كبیر و شرح صغیر آنهایی كه شرح سومی هم به او نسبت داده‌اند، با كتاب دیگر او به نام «شرح الكلمات المأه» یا «منهاج العارفین فی شرح كلمات امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ» اشتباه كرده‌اند.[5]

20. شرح نهج البلاغه

تألیف: قوام الإسلام أبی اسحاق اسماعیل بن یعقوب بن جندی.[6]

21. شرح نهج البلاغه

تألیف: ابوالفضائل حسن بن محمد بن حسن (577 ـ 650 هـ).

صغانی عمری حنفی، لغوی و محدث، صاحب كتاب «مجمع البحرین» در لغت و «شرح صحیح بخاری» و «الحباب» كتاب اخیر را برای وزیر ابن علقمی تألیف كرده است.

از تألیفات وی كتاب موسوم به «الشمس المنیره» در كتابخانه استان قدس موجود است و در آن رجوع به اخبار اهل بیت و اخذ از آنها را واجب شمرده است.[7]

22. شرح النهج موسوم به «النفایس»

تألیف: یكی از علمای عامه است ونسخه‌ای از آن در كتابخانه استان قدس رضوی موجود است و شاید مؤلف آن از علمای قرن هفتم و یا ما قبل آن می‌باشد زیرا تاریخ كتابت نسخه موجود 759 هـ است.[8]

23. شرح النهج

تألیف: ابن عنقا، این مطلب را مولی علی واعظ خیابانی تبریزی در جلد صیام «وقایع الأیّام» صفحه 357 ذكر كرده و گفته است كه او در باب «كاف» كتاب (ریاض العلماء) دیده كه مؤلف الریاض از فهرست كتاب «تحفه الأبرار» تألیف سید حسن بن مساعد بن حسن حسینی نقل كرده كه وی شرح نهج البلاغه ابن عنقا را در آخر كتابش وارد كرده و گفته است او این شرح را از چهار شرح جمع‌آوری نموده است.

علامه شیخ آغا بزرگ تهرانی می‌گوید: شاید در نوشتن اشتباه شده و همان «ابن العتایقی» بوده كه او شرح خود را از چهار شرح جمع‌آوری كرده است و شخصی به نام «ابن عنقا» در كتابهایی كه در دست ماست، وجود ندارد.[9]

24. شرح النهج

تألیف: اصفهانی، باز خیابانی در وقایع الأیّام صفحه 358 از ریاض العلماء به نقل از «تحفه الأبرار» آورده است و از كلام او ظاهر می‌شود كه شرح اصفهانی و شرح ابن عنقا از تألیفات قرن هشتم یا قبل از آن بوده است.[10]

25. شرح نهج البلاغه

تألیف: علامه حلّی جمال الدین أبی منصور حسن بن سدید الدین یوسف بن علی ابن المطهر (متوفی 726 هـ).

وی ملقّب به آیت الله و در كلمات بعضی از اجلّه موصوف به «علّامه الدهر» از علمای ربانی امامیه، رئیس علمای شیعه، حاوی فروع و اصول، جامع معقول و منقول است. در نقد الرجال بعد از آن كه او را به شیخ الطائفه بودن و كثرت تصنیف و تحقیق و تدقیق و ریاست علمی امامیه توصیف كرده، گوید: «به خاطرم می‌رسد كه به وصف او نپردازم زیرا كه كتاب من گنجایش علوم و فضائل و محامد و تصانیف او را نداشته و مقام او را از هر چه گویند، بالاتر است. و بیش از 120 عنوان كتاب بر او نوشته‌اند.[11]

شرح نهج البلاغه یا مختصر شرح نهج البلاغه او خلاصه شرح نهج البلاغه استاد خود ابن میثم بحرانی است.[12]

26. شرح نهج البلاغه

مؤلف آن مجهول و از اعلام قرن هشتم می‌باشد و نسبت آن را به علامه حلّی (726 هـ ) داده‌اند. چاپ اول آن به اهتمام شیخ عزیزالله العطاردی از روی نسخه منحصر به فرد از مخطوطات كتابخانه دكتر اصغر مهدوی در تهران انجام گرفته و جزءاول آن در سال 1404 هـ ق در هند منتشر شده است.[13]

27. الدیباج المضیئی، فی شرح نهج البلاغه للرضی

تألیف: امام مؤیّد بالله یحیی بن حمزه علوی (669 ـ 749 هـ).

از ائمه شیعه زیدی و مؤلف كتابهای «التحقیق فی التكفیر و التفسیق» و «التمهید» و كتاب «الوازعه» كه در اول رسائل الست الیمانیّه در 1348 هـ ق چاپ شده و در آن كتاب به امامت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ و افضلیت و تقدم او بر سایر صحابه تصریح كرده است.[14]

28. الدیباج الوضیّ فی الكشف عن أسرار كلام الوصیّ

تألیف: مؤید بالله یحیی بن حمزه علوی، (متوفی 749 هـ).

اول آن «الحمدلله الذی أنطق لسان الإنسان الحكیم..» دو نسخه خطی از این شرح به خصوصیات ذیل نسخه‌ای به تاریخ 8 ربیع الاول 1072 هـ در كتابخانه «الجامع الكبیر» در صنعاء به شماره 1976 و نسخه دیگر در سال 1073 هـ در 400 ورق نوشته شده در همان كتابخانه به شمار 306 موجود است.[15]

29. شرح نهج البلاغه

تألیف: كمال الدین عبدالرحمن بن محمد بن ابراهیم عتائقی حلّی (قرن هشتم).

عالم محقق و فقیه متبحّر كمال الدین عبدالرحمن عتایقی از معاصرین شهید اول بوده، و در رشته‌های مختلف علوم دارای تألیف است و از جمله آنها «شرح نهج البلاغه» در چهار جلد می‌باشد كه از چهار شرح، به نامهای: 1. شرح قاضی عبدالجبار؛ 2. شرح ابن ابی الحدید؛ 3. شرح كمال الدین بحرانی؛ 4. شرح كیدری جمع آوری كرده است. تاریخ فراغت وی از جلد سوم در شعبان 780 هـ ق بوده است[16] كه این جلد در كتابخانه مدرسه نمازی موجود است.[17]

30. شرح نهج البلاغه

تألیف: مسعود بن عمر بن عبدالله خراسانی هروی (متوفی 792 هـ)

دارای مذهب شافعی یا حنفی بوده و ملقّب به «سعدالدین» و معروف به «ملّا سعد تفتازانی» و از اكابر علمای اهل سنت می‌باشد، در فقه و اصول و تفسیر و كلام و منطق و تمام فنون ادبی و اكثر علوم متداول آن عصر استاد كل و محقق و یگانه عصر خود بود. تألیفات وی تماماً از استحكام خاصی برخوردارند و به نوشته قاموس الأعلام از آن جهت كه تألیفات وی از جهت شرح و تدریس و تحشیه، محل رغبت عموم بوده و اكثر كتابهای سلف را منسوخ گردانیده است، او را حد فاصل قرار داده و علمای پیش از زمان او را متقدمین و علمای بعد از زمان او را متأخّرین نامند و نیز در قاموس الأعلام گوید:

«معارف اسلامی پیش از تفتازانی در اثر صدمات و تخریبات مغول بر هم خورده و در ممالك اسلامی اثری از علم و علما باقی نمانده بود تا آن كه تفتازانی تشكیلاتی تازه در معارف اسلامی داد و دوران تازه‌ای به وجود آورد».[18]

از جمله تألیفاتش: تهذیب المنطق و الكلام، المطوّل، الإرشاد، المقاصد، المفتاح مقاصد الطالبیین فی اصول الدین كه در سال 784 هـ در سمرقند، تألیف شده و كشف الأسرار و عده الابرار كه تفسیری فارسی است و كتابهای دیگر.[19]

و تفتازان به فتح اول دهی است از نواحی شهر نسا از شهرهای خراسان در دو منزلی سرخس.

31. التحفه العلیّه فی شرح البلاغه الحیدریه

تألیف: سید افصح الدین محمد بن حبیب الله بن احمد حسنی حسینی.

جداً كتاب بزرگی است و آن در سال 881 به پایان رسانده و به یكی از سلاطین نوشته است و یك نسخه خطی از آن در سال 1200 هـ در كتابخانه سید علی همدانی در نجف اشرف موجود بود و این شرح به «المواهب الإلهیّه» نیز موسوم است.[20]

32. شرح النهج

تألیف: مولی قوام الدین یوسف بن حسن مشهور به قاضی بغداد (متوفی حدود سنه 922 هجری) «طاش كبری زاده» در كتاب خود «الشقایق النعمانیه فی علماء الدوله العثمانیه» كه در سال 965 هـ تألیف كرده، ‌درباره قوام الدین یوسف شیرازی می‌گوید:

«شریف، عالم، صالح، متشرّع، زاهد و دارای هیبت و وقار بود و از جمله تصانیف او: «شرح التجرید» خواجه طوسی و «شرح نهج البلاغه» و كتاب جامع «فی مقدمات التفسیر» می‌باشد.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . لؤلؤه البحرین، ص 226.

[2] . ریحانه الأدب، ج 8، ص 240 ـ 241.

[3] . الذریعه، ج 14، ص 150.

[4] . لؤلؤه البحرینی، ص 229.

[5] . الذریعه، ج 14، ص 150.

[6] . فهرست كتابخانه مرعشی قم، ج 1، ص 65.

[7] . الذریعه، ج 14، ص 158.

[8] . الذریعه، ج 14، ص 157.

[9] . الذریعه، ج 14، ص 157؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 226 و 227.

[10] . الذریعه، ج 14، ص 157.

[11] . ریحانه الأدب، ج 4، ص 168.

[12] . الذریعه، ج 20، ص 198، ش 2559.

[13] . تراثنا، ش 5 سال اول، ص 295.

[14] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 227؛ الذریعه، ج 14، ص 152 و ج 8، ص 288.

[15] . مصادر الفكر العربی الإسلامی الیمن، ص 567 و مصادر ترجمه، ص 564، بنا به نقل مجله تراثنا، سال اول، شماره 5، ص 159.

[16] . الذریعه، ج 14، ص 157؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 228.

[17] . منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه قطب راوندی، ج 1، مقدمه، ص 40، چاپ كتابخانه آیت الله نجفی.

[18] . ریحانه الأدب، ج 1، ص 339.

[19] . معجم المطبوعات، ص 635؛ قاموس الأعلام، ج 3، ص 1657.

[20] . اعیان الشیعه، ج 8، ص 246؛ الذریعه، ج 3، ص 455؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 229.

 

.. نوشته‌های دیگری هم دارد كه بعد از وفاتش از بین رفته است».[1]

كاتب چلبی در كشف الظنون تاریخ وفات او را سال 922 هـ نوشته است.[2]

33. روضه الأبرار فی شرح نهج البلاغه

تألیف: ابوالحسن علی بن حسن زواری اصفهانی (قرن دهم هجری).

وی از شاگردان محقق كركی (متوفی به سال 940 هـ ) و استاد ملا فتح الله كاشانی (متوفی به سال 988 هـ) بوده و تألیفات سودمندی دارد از جمله:

1. تحفه الدعوات در اعمال سال است.

2. ترجمه احتجاج طبرسی به فارسی.

3. ترجمه اربعین حدیث شهید اول.

4. ترجمه اعتقاد صدوق كه وسیله النجاه نام دارد.

5. ترجمه تفسیر منسوب به امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ .

6. ترجمه الخواصّ كه تفسیر فارسی قرآن مجید بوده و به تفسیر زواری معروف است.

7. ترجمه عدّه الداعی ابن فهد، كه موسوم به «مفتاح النجاه»

8. ترجمه كشف الغُمّه كه به ترجمه المناقب موسوم، و یك نسخه خطی آن به شماره 1902 در كتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری، تهران موجود است.

9. ترجمه مكارم الأخلاق كه به «مكارم الكرائم» موسوم است.

10. روضه الأنوار، كه شرح فارسی نهج البلاغه بوده است و در سال 947 هـ، از تألیف آن فارغ و نسخه‌ای از آن در كتابخانه مروی تهران و كتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.[3]

زِواری، به كسر اول و تخفیف ثانی منسوب است به ذهی زواره نام ازتوبع اصفهان كه به جهت كثرت سادات در آنجا به قریه السادات معروف است و الان به صورت شهر در آمده است.

34. منهج الفصاحه فی شرح نهج البلاغه (به زبان فارسی)

تألیف: مولی كمال الدین حسین بن خواجه شرف الدین عبدالحق اردبیلی الهی (متوفی 950 هـ ق).

عالم فاضل، شاعر ماهر، جامع معقول و منقول. مولی كمال الدین در عصر شاه اسماعیل صفوی می‌زیست و از جلال الدین دوانی و دیگر بزرگان، علم تلمّذ كرده است. گویند: نخستین كسی است كه در علوم شرعی موافق مذهب شیعه به زبان فارسی تألیف نموده است. وی به مسلك تصوّف نیز علاقه داشت و از شیخ حیدر بن شیخ صفی اردبیلی استرشاد نموده و كتاب «گلشن راز» شیخ محمود شبستری را شرح كرده است.

وی تألیفات زیادی دارد از جمله: تفسیر فارسی، در دو مجلد كه تمامی قرآن را تفسیر كرده است و آن را تفسیر اردبیلی و تفسیر الهی هم گویند و تفسیر عربی كه ناتمام مانده است. فضائل ائمه و دلائل امامت آنها و كتابهای دیگری در رشته‌های مختلف تألیف كرده است.

الهی به زبانهای: فارسی، تركی و عربی كتاب نوشته است و منهج الفصاحه را به اسم شاه اسماعیل صفوی نگاشته است و یك نسخه از آن در كتابخانه مجلس شورای اسلامی تهران به شماره 5783 موجود است.

كاتب چلبی در «كشف الظنون» تاریخ وفات اورا به سال 950 هـ نوشته است.[4]

35. تنبیه الغافلین و تذكره العارفین (شرح فارسی نهج البلاغه)

تألیف: مولی فتح الله بن شكرالله شریف كاشانی (متوفای 988 هـ).

عالمی جلیل، فقیهی محقق، متكلم و مفسر متبحّر، شریف كاشانی، از اكابر علمای اواخر قرن دهم و از تلامذه علی بن حسین زواری است.

وی به واسطه علی بن حسین زواری از محقق كركی روایت می‌كند. او در رشته‌های مختلف علوم به خصوص در تفسیر مهارت داشت و تألیفات وی بهترین معرف تبحر وی می‌باشد.

1. ترجمه احتجاج طبرسی.

2. ترجمه قرآن به فارسی و آن غیر از سه فقره تفیسر قرآن مذكور در ذیل است.

3. خلاصه المنهج، كه خلاصه تفسیر منهج الصادقین است.

4. منهج الصادقین فی إلزام المخالفین، كه تفسیر بزرگی است به فارسی و در ایران مكرر چاپ شده است.

5. زبده التفاسیر كه تفسیر قرآن مجید به عربی و آن را بعد از دو تفسیر فارسی منهج و خلاصه المنهج. تألیف نموده و حاوی اخبار اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ است و اغلب از كشّاف و بیضاوی و مجمع البیان و جوامع طبری نقل می‌كند.

6. كشف الإحتجاج، كه ترجمه احتجاج طبرسی می‌باشد و آن را برای شاه طهماسب صفوی تألیف نموده است.

7. تنبیه الغافلین و تذكره العارفین، كه شرح فارسی بر نهج البلاغه است و در تهران به سال 1313 چاپ شده است.[5]

36. شرح نهج البلاغه (فارسی)

تألیف: شیخ عزّالدین علی بن جعفر شمس الدین آملی (متوفی 904 هـ).

وی عالمی فاضل، فقیهی محقق، جامع معقول و منقول، شریك درس محقق كركی (متوفی 940 هـ) و شیخ ابراهیم قطیفی بوده و هر سه از شاگردان علی بن هلال جزائری (متوفی 841 هـ) می‌باشند. وی در سال 904 هـ در شهر ساری وفات یافت.

از جمله تألیفات وی:

1. الرساله الحسینیه، كه آن را به یكی از حكام مازندران به زبان فارسی راجع به اصول دین و فروع عبادات تألیف كرده است.

2. شرح نهج البلاغه، یك نسخه از این شرح در كتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری موجود است.[6]

37. شرح نهج البلاغه (به نحو حاشیه)

تألیف: عماد الدین علی القاری استرآبادی (از اعلام قرن دهم).[7]

38. شرح نهج البلاغه

مؤلف آن مجهول است، مرحوم محدّث نوری می‌گوید: یك نسخه از آن را در مشهد مقدس دیدم كه اول و آخر آن افتاده بود و مؤلف آن معلوم نبود الا این كه آن نسخه جداً عتیقه بود.[8]

39. منهاج الولایه من كتاب نهج البلاغه = منهاج الولایه فی شرح نهج البلاغه (فارسی)

تألیف: میر عبدالباقی تبریزی معروف به «دانشمند» (متوفای 1039 هـ).

وی از فضلای نامی قرن دهم هجری و از مشاهیر خطّاطان عصر خود بود و در بغداد اقامت داشت. علاقه شدید به تصوّف داشت به همین جهت به عبدالباقی صوفی شهرت یافت و در خانقاه مولویها سكونت داشت.

كتاب منهاج الولایه مفصّل نهج البلاغه از تألیفات او است كه به اتمام آن موفق نشد. او در كتاب خود كلام امام ـ علیه السلام ـ را به سه قسم «التوحید؛ المواعظ و الإخلاص» و دوازده باب تقسیم كرده است. ظاهراً دو نسخه از آن كه اول آنها سقط شده، در كتابخانه مجلس 5769 و دانشگاه 5299 تهران موجود است.[9]

40. شرح نهج البلاغه (فارسی)

تألیف: شیخ علی معروف به «حكیم صوفی».

وی از تألیف آن در سال 1016 هجری فارغ شده است، ‌مرحوم سید محسن امین یك نسخه از آن را در همدان دیده است.[10]

در فهرست نسخه‌های خطی كتابخانه مركزی دانشگاه تهران (دفتر هفتم) زیر عنوان «شرح نهج البلاغه» حكیم علی صوفی می‌نویسد:

أنوار الفصاحه و أسرار البراعه حكیم الملك نظام الدین علی بن حسن نظام الدین گیلانی كه در فهرست سپه (2: 53) و ذریعه (2: 436 و 14: 136) یاد شده است چه آن در 1036 (نسخه مورخ 1053) به انجام رسیده و گزیده‌ای از شرح ابن میثم، و به عربی است.

آغاز: بسمله بعد از حمد خداوند جهان و درود بر پیامبر آخرالزمان بنده علی موسوم به «حكیم صوفی» را به جهت ذلّت روز معاد این سعادت دست داد كه خطب و مكتوبات... امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ بن ابیطالب را كه به امیران شهرهای خود و شرّیران اعدای خود نوشته و سید رضی الدین در كتاب نهج البلاغه جمع كرده به فارسی زبانان مترجم گردد، افتتاح به خطبه اول كتاب كرده شد.

رباعی

یا رب چو از این گریوه بالا برسم از خود رسته به حق تعالی برسم

سیل دریا مرا از این جو ببرد تا من ز علی به رب أعلی برسم

انجام: این است آنچه توفیق توضیح در او یافت و بالله التوفیق.[11]

41. شرح نهج البلاغه (فارسی)

تألیف: شیخ نور محمد بن قاضی عبدالعزیز ابن قاضی طاهر محمد محلی.

شرح فارسی است و در آن بعضی از كلمات فلاسفه و عرفاء نیز نقل شده است و آن را در سال 1028 تألیف نموده است و یك نسخه از آن را مؤلف كتاب «نهج البلاغه چیست؟» (صفحه 18 فاضل بن یوسف) در كتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری دیده است.[12]

42. أنوار الفصاحه فی شرح نهج البلاغه و أسرار البلاغه (البراعه)

تألیف: نظام الدین علی بن حسن بن نظام الدین گیلانی ملقب به «حكیم الملك» (از افاضل قرن یازدهم هجری).

انوار الفصاحه و اسرار البلاغه (البراعه) در شرح نهج البلاغه كه شرح ابن میثم را تلخیص كرده و مطالبی هم از شرح ابن ابی الحدید بدان افزوده است.

صاحب ذریعه می‌گوید: كتاب بزرگی است در چند جلد. و من سه جلد از آن را در یك مجلّد در كتابخانه مولوی حسن یوسف هندی در كربلا دیدم و از تألیف جلد اول آن، روز دوشنبه 4/14/1053 فراغت یافته است. و در زیر هر سطر ترجمه فارسی آن را هم نوشته و هر كجا احتیاج به بیان داشته به تفصیل شرح كرده است.

صاحب ذریعه نسخه دیگری هم در تهران در فهرست كتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری (2: 53) دیده و احتمال داده به خط مؤلف باشد و تاریخ نگارش آن 1036 هجری بوده است.[13]

43. شرح نهج البلاغه

تألیف: شیخ بهاء الدین محمد بن الحسین بن عبدالصمد عاملی حارثی همدانی (953 ـ 1030 هـ).

شیخ علماء اسلام، جامع علوم عقلی و نقلی و متبحّر در علوم غریبه، شیخ بهائی‌، در هر یك از رشته‌های فقه و اصول و تفسیر و حدیث و رجال و درایه و ادبیات و ریاضیات و جبر و هندسه و اسطرلاب و هیئت و بلكه در جَفْر و طِلسمات و مانند آنها تألیف جداگانه و بسیار مفید و مختصر به هر دو زبان عربی و فارسی در نهایت فصاحت و بلاغت دارد كه علاوه بر مراتب عالی علمی، حاكمی از مدارج كمالات نفسانی او نیز می‌باشند ونزدیك صد جلد كتاب و رساله به او نسبت داده‌اند.[14]

تا آن جا كه ما تحقیق كردیم در میان كتابهای شیخ كتابی به نام «شرح نهج البلاغه» وجود ندارد و صاحب اعیان الشیعه و الذریعه از آن نام نبرده‌اند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . الشقائق النعمانیه طاش كبری زاده مطبوع در حاشیه ابن خلكان، ج 1، ص 353.

[2] . كشف الظنون، ج 1، ص 353؛ الذریعه، ج 14، ص 154 و 155؛ اعیان الشیعه، ج 8، ص 246.

[3] . ریحانه الإدب، ج 2، ص 393.

[4] . ریحانه الأدب، ج 1، ص 168 ، 169؛ الذریعه، ج 23، ص 195؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 2.

[5] . ریحانه الأدب، ج 5، ص 20؛ الذریعه، ج 3، ص 447؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 230.

[6] . الذریعه، ج 14، ص 135؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 230؛ ریحانه الأدب، ج 1، ص 64.

[7] . اعیان الشیعه، ج 8، ص 246؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 230.

[8] . مصادر نهج البلاغه، ج 23، ص 179؛ دانشمندان آذربایجان، ص 144.

[9] . الذریعه، ج 14، ص 179؛ دانشمندان آذربایجان، ص 144.

[10] . اعیان الشیعه، ج 8، ص 246؛ مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 231.

[11] . فهرست نسخه‌های خطی، كتابخانه دانشگاه تهران، ج 7، ص 187.

[12] . الذریعه، ج 14، ص 160؛ ‌مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 231.

[13] . الذریعه، ج 2، ص 436 و ج 14، ص 136؛ ریحانه الأدب، ج 2، ص 60.

[14] . روضات الجنات، ج 7، ص 56، 84؛ اعیان الشیعه، ج 9، ص 234، 250؛ ریحانه الادب، ج 3، ص 301 و 320 و دهها مدرك دیگر.

 

 

 

علامه امینی ـ قدس سره ـ با این كه در لیست كتابهای شیخ بهائی از شرح نهج البلاغه اسمی نبرده[1] ولی در لیست شارحان نهج البلاغه اسم شیخ را ذكر كرده و گفته : شیخ بهائی شرحی بر نهج البلاغه دارد منتهی ناتمام مانده است.[2] ظاهراً مؤلف «مصادر نهج البلاغه» هم از او گرفته و كتابی به عنوان شرح نهج البلاغه به وی نسبت داده است.[3]

44. العقید النضید = (الدر النضید) المستخرج من شرح ابن ابی الحدید

تألیف: فخر الدین عبدالله بن المؤید بالله.

از این شرح یك نسخه كه تاریخ كتاب آن 1080 هـ است، در كتابخانه مجلس موجود است.[4]

45. شرح نهج البلاغه

تألیف: شیخ حسن بن شهاب الدین بن حسین بن محمد بن حیدر، شامی عاملی، كركی (متوفی 19 صفر 1076 هـ).

عالم كامل، حكیم فاضل، متكلم ماهر، ادیب شاعر، شیخ حسین شامی از معاصرین شیخ حرّ عاملی (متوفی 1104 هـ) در اوائل به اصفهان و شهرهای بسیاری سیر و سفر كرد و سرانجام در حیدر آباد هند، اقامت گزید.[5] و از تألیفات او است:

1. ارجوزه فی المنطق؛ 2. ارجوزه فی النحو؛ 3. الإسعاف؛ 4. حاشیه تفسیر بیضاوی؛ 5. حاشیه مطوّل؛ 6. دیوان شعر؛ 7. كتابی در طبّ؛ 8. مختصر الاغانی؛ 9. هدایه الأبرار و 10. شرح نهج البلاغه، و آن شرح كبیری است.[6]

46. شرح نهج البلاغه (فارسی)

تألیف: مولی محمد مهدی بن ابی تراب سهندی كحجی.

وی در تاریخ پنجم ماه رمضان 1097 هجری از تألیف این شرح فارغ شده است و یك نسخه از آن در مخزن كتابهای خطی آستان قدس رضوی موجود است.[7]

47. المستطرفات فی شرح نهج البلاغه = (مستطرفات نهج البلاغه)

تألیف: فخر الدین بن محمد بن علی بن احمد بن طُریح طُریحی نجفی (919 ـ 1085 هـ) از اكابر علمای امامیه، فقیه محقق، محدث جلیل القدر، ادیب شاعر و اورع واتقی و اَعبد اهل زمان خود.

مرحوم طُریحی با شیخ حرّ عاملی و مجلسی معاصر بوده و یك یا دو واسطه از شیخ بهائی روایت نموده است و خود از مشایخ روایت پسرش شیخ صفی الدین و علامه مجلسی سید هاشم بحرانی می‌باشد و تألیفات زیادی دارد از جمله:

1. جواهر المطالب فی فضائل علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ ؛ 2. غریب القرآن؛ 3. كشف غوامض القرآن؛ 4. مجمع البحرین و مطلع النیّرین (بارها چاپ شده است)؛ 5. المنتخب فی جمع المراثی و الخُطب (در ایران چاپ شده است)؛ 6. جامع المقال فی تمییز المشتركات من الرجال؛ 7. ضبط اسماء الرجال؛ 8. النكه اللطیفه فی شرح الصحیفه و غیر اینها.[8]

48. بهجه الحدائق

تألیف: سید محمد بن ابی تراب حسنی اصفهانی معروف به «گلستانه» ملقب به «علاء الدین» (متوفی 1100 هـ).

از سادات گلستانه اصفهان بوده و عالمی زاهد، مدققی جلیل القدر، رفیع المنزله از اعاظم اتقیاء و اكابر ثقات محدثین كه اورع و ازهد اهل زمان خود بود، عمر خود را در افاده و عبادت گذراند، دو بار تكلیف به صدارتش نمودند، لكن از كثرت عقل و شدت زهد و ورع از قبول آن استنكاف كرد. هر یك از تألیفات وی در اثبات تبحّر علمی و جامعیت وی برهانی قاطع است.

كتاب «بهجه الحدائق» كه شرح صغیر نهج البلاغه بوده و تمامی آن كتاب شریف را از اول تا آخر به طور خلاصه شرح كرده است[9] و نسخه خطی این كتاب ظاهراً در كتابخانه آیت الله نجفی در قم موجود است.[10]

49. حدائق الحقائق فی شرح كلمات الله الناطق، تألیف: سید گلستانه مؤلف «بهجه الحدائق

 

 

 

 

 

 

 

No
ثبت نظر
نام
متن
تقویم تاریخ
۱ ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر

شماره سفارش

 

اوقات شرعی