نمایندگی
شهرها
پشتیبانی
محصولات
فروش
محصولات
کتابخانه مذهبی
قرآن کریم (متن کامل، ترجمه، قرائت و ...)
 
نظرسنجی
سوالی برای نظر سنجی وجود ندارد
نظرات سایرین  |  آرشیو نظرسنجی
آثار توسل به معصومین
پيامبر و اهل بيت ع / توسل / آثار توسل به معصومین

آثار توسل به معصومین(ع)

توسل به پیشوایان معصوم ـ علیهم السّلام ـ آثار بسیار مفیدی را به همراه دارد كه برخی از آن‌ها عبارتند از:

1. شكوفایی استعدادها: بی شك به سراغ ائمه و اولیا رفتن، سعه صدر و مناعت طبع را برای انسان به ارمغان می‌آورد و انسان را از عدم شایستگی دور می‌سازد. توسل باعث می‌شود از خُلق و خوی پیشوایان دین بهره‌مند شده، اساس پیوند با امامان موجبات قرب به خداوند را فراهم می‌كند. این امر دور شدن از عناصر مادی را به همراه دارد. امام امت ـ علیه السّلام ـ با پیروی از خُلق و خوی امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ و فرامین اخلاقی و اجتماعی آن امام بزرگوار، صاحب روح بزرگی به عظمت كوه شدند، تا آن‌جا كه با سران كفر و شرك سازش نكرده و از آنها نهراسیدند و هرگز فكر سازش با آنها را در ذهن مباركش راه ندادند زیرا رهبر فقید، به بیانات امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ آگاه است كه آن امام همام فرمود: «یتنافون فی دنیا دنیه و یتكالبون علی جیفه مریحه و عن قلیل یتبر التابع من المتبوع و القائد من المقود فیتزایلون بالبغضاء و یتلا عنون عند اللقاء.[1]» در احراز پُست دنیایی بر همدیگر سبقت می‌گیرند و چون سگ‌ها، به جان مرداری بدبو می‌افتند. طولی نمی‌كشد كه تابع از متبوع و رهبر از پیرو بیزاری می‌جوید. اینها با بغض و كینه از هم جدا می‌شوند و به هنگام ملاقات یكدیگر را لعن و نفرین می‌كنند.

حال ستمگرانِ دنیا طلب و شیفته مقام و ریاست چنین است، ولی وضع ارادتمندان به ائمه ـ علیهم السّلام ـ به صورتی دیگر است.

توسل به ائمه ـ علیهم السّلام ـ جان و روح را آماده برای پیوند با خدا می‌سازد. اگر این معنا در وجود بشر محقق شود، او از بسیاری از وابستگی‌های كاذب می‌رهد. ما این جریان را در حیات طیبه ائمه ـ علیهم السّلام ـ و پیامبران شاهد بوده‌ایم؛

امام حسین ـ علیه السّلام ـ در ظهر عاشورا و آخرین دقایق زندگی بعد از رنج مصیبت و داغ‌های جگرسوزی ـ كه هر كدام برای در هم شكستن یك جمع و ملّت كفایت می‌كرد ـ با كمال آرامش و رضای باطن، با خدا راز و نیاز و نیایش دارد. او جملاتی فرمود كه هر كدام برای بشریتی كه طالب آسایش و عبودیت خدا است، گوهری درخشان است. می‌فرماید: خدا قریبُ الرحمه است؛ رحمت او نزدیك است. امام بر خلاف افراد گرفتار شده، با دید انتقادی به خدا نمی‌نگرد. امام معتقد است خدا صادق الوعد است. او وعده خدا را درست می‌داند. بر خلاف برخی كه در مشكلات ظن به خدا پیدا می‌كنند. امام باور دارد خدا حسن البلاء است[2]؛ امتحانش نیكو است. امام حسین ـ علیه السّلام ـ همه مصائب، تلخی‌ها و حادثه دردناك كربلا را ـ كه چشم همه انبیاء، اولیاء، امامان، مؤمنان و مردم آزاده را گریان كرد ـ از دید امتحان می‌نگرد. در زیارت غیر معروفه عاشورا می‌خوانیم: «یالها من مصیبه ما افجعها و انكاها لقلوب المؤمنین و المسلمین.[3]»: ای وای از آن مصیبت كه چه داغدار و دردناك برای دلهای مؤمنان و مسلمانان بود!

2. اگر ما به ائمه خود در عمل و گفتار و شؤون زندگی اقتدا كنیم و راه درست را طی كنیم، آنچه خداوند به آنان عنایت فرموده، به ما نیز ارزانی خواهد داشت. البته مقام انبیاء ـ كه رسولان و پیام‌آوران الهی‌اند ـ محفوظ است و كسی مدعی جایگاه آنان نیست، ولی مقصود این است كه توسل و ارادت به ائمه، مقامات بلند معنوی را به ارمغان می‌آورد. لذا منزلت امام امت ـ علیه السّلام ـ یا بزرگانی دیگر به دست نیامده است مگر بعد از سعی و كوشش، با توكل بر خداوند و ارادت خاص و عمیق به ائمه در تاریخ، افرادی كه با توسل و ارادت و توجه، در دل ائمه ـ علیهم السّلام ـ جای گرفتند و زنده و جاوید شدند، فراوانند و اكنون جایگاه ابدی آنها در دل حكما و عارفان و گوهرشناسان هر زمان و مكان است.

هر كه با مردان حق پیوست، عنوانی گرفت

قطره چون واصل به دریا می‌شود، دریا شود

همان طور كه چرخش ایام و گردش روزگار توأم با تكریم ائمه و اهل بیت عصمت ـ علیهم السّلام ـ است، هم‌چنان زمان و مكان اختصاص به آنان دارد. عناصر با ارزشی كه عشق، علاقه، ارادت، خضوع و خشوع خود را به محضر مبارك اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ ارائه داده‌اند، نام و یاد آنها محترم و عزیز در همه زمان‌ها و مكان‌ها خواهد بود. نمونه این افراد فراوان است:

1ـ «سلمان فارسی» كه مفتخر به خطاب «سلمان منا اهل البیت» است و حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: او مثل لقمان حكیم است و امام صادق ـ علیه السّلام ـ او را بهتر از لقمان دانست و حتی روایاتی می‌گوید سلمان اسم اعظم می‌دانست. ایمان ده درجه دارد كه سلمان در درجه دهم از ایمان بود و از نعمت‌های بهشتی در دنیا بهره‌مند بود. بهشت مشتاق او بود و خدا و رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ او را دوست می‌داشتند. خداوند، رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ را امر به محبت چهار نفر كرد كه سلمان یكی از آنها است. آیاتی در مدح او و امثال او آمده است. جبرئیل هرگاه بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل می‌شد، مأمور بود از طرف خدا، سلمان را سلام برساند.

از امام صادق ـ علیه السّلام ـ سؤال شد: «از شما ذكر سلمان فارسی را بسیار می‌شنویم، چرا؟! حضرت فرمود: «مگویید سلمان فارسی؛ بگویید سلمان محمّدی! بدان كه باعث كثرت ذكر من از او سه فضیلت بزرگ است؛ اول اختیار كردن او خواست امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ را بر خواسته خود؛ دوم، دوست داشتن او فقرا را و پیش داشتن فقرا بر اغنیا و دیگر محبّت او به علم و علما.» از امام باقر ـ علیه السّلام ـ روایت شده است: «جماعتی از صحابه نشسته بودند و ذكر نسب خود می‌كردند و به آن افتخار می‌كردند و سلمان در میان آنها بود. پس عُمَر رو به جانب سلمان كرد و گفت: اصل و نسب تو چیست؟ سلمان گفت: انا سلمان بن عبدالله، كنتُ ضالاً فهد انی الله بمحمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و كنتُ عائلاً فاغنانی الله بمحمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و كنتُ مملوكاً فاعْتِقَنی الله تعالی بمحمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ . فهذا حسبی و نسبی یا عمر.»[4]:

من سلمان پسر عبدالله هستم. من گمراه بودم، خدا مرا به وسیله محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ هدایت كرد. من محتاج بودم، خدا مرا به وسیله محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ بی‌نیاز كرد، و بردِه بودم، خدا به وسیله محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ مرا آزاد نمود.

2ـ ابوذر، كه رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ او را «صدیق امت» و «شبیه عیسی بن مریم» در زهد خواند. علامه مجلسی در «عین الحیوه» فرمود: «از اخبار استفاده می‌شود بعد از رتبه معصومین ـ علیهم السّلام ـ در میان اصحاب كسی همانند ابوذر در قدر و منزلت نیست.»[5] ابوذر زندگی و عمر خود و فرزندش را در راه دفاع از علی ـ علیه السّلام ـ و اسلام نثار كرد و در دیار غربت خود و فرزندش دار فانی را ترك كردند.

3ـ «مالك اشتر» از جمله همین افراد نمونه است. علی ـ علیه السّلام ـ وقتی او را به مصر گسیل داشت، به آنها نوشت: «به سوی شما بنده‌ای از بندگان خدا را فرستادم كه آرام و قرار در ایام خوف نداشت (ایامی كه اسلام نیاز به جوانمردی داشت) او برای فاجران از آتش نار شدیدتر است.» وقتی حضرت خبر شهادت او را دریافت، فرمود:‌ «مرگ مالك از مصائب روزگار است. مرگ او مرا در هم شكست.»[6]

4ـ «مُعلّی بن خنیس» از اصحاب امام صادق ـ علیه السّلام ـ است كه از روایات فهمیده می‌شود او از اولیاء الله و اهل بهشت است. وی وكیل امام صادق ـ علیه السّلام ـ در نفقات عیال امام بود.[7]

صحابه بزرگوار ائمه ـ علیهم السّلام ـ كه عظمت و بزرگی هر كدام به اندازه خود شمه‌ای از عظمت امامان است، افراد بی‌شماری هستند كه شرح حال آنها در منتهی الآمال قمی ـ قدّس سرّه ـ جمع آوری شده است. انسان با نظر به این بزرگمردان عظمت آنها را در می‌یابد. امام صادق ـ علیه السّلام ـ وقتی ابوحمزه ثمالی را می‌دید، می‌فرمود: «من وقتی تو را می‌بینم،[8] آرامش می‌یابم.»

جایگاه رفیع معنوی رهروان كوی ولایت و امامت ـ كه در هر عصر و زمانی موجب خیر و بركت برای خود و ملت خود بودند ـ از كجا حاصل شده است؟! آیا تنها تحصیلات، مقام سیاسی و یا اجتماعی چنین كارآیی و قدرتی دارد و می‌تواند امیال شیطانی را محدود و یا هدایت كند؟!

بی‌شك سعی و كوشش افراد پرهیزگار و عبودیت خدا و توسل و ارادت به ائمه ـ علیهم السّلام ـ ، چنین عناصر با ارزشی پدید آورده است كه حافظ منافع مردم و مسلمانان در زمینه‌های مختلف بوده‌اند. در واقع این افراد سهم زیادی در تحقق اهداف عالیه ائمه دارا بودند و موجبات رضایت خدا و رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ را به دست آوردند و از همین راه، اقدامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مخالفان ـ اعم از خلفا، دشمنان دوست‌نما و منافقان ـ را خنثی كردند. از این‌رو وقتی امام صادق ـ علیه السّلام ـ در «منی» در جمع اصحاب و دانشمندان نشسته بود و «هشام» وارد شد، امام ـ علیه السّلام ـ او را در صدر مجلس نزد خود جای داد. این امر تعجب اصحاب را برانگیخت كه امام ـ علیه السّلام ـ فرد جوانی را بر اصحاب بزرگسال مقدم داشته است، لذا امام صادق ـ علیه السّلام ـ به ایشان فرمود: «این شخص، ناصر و یاور ما با دل و زبان و دست خود است.»[9]

درست است كه اراده امام معصوم اگر بر تحقق امری تعلق گرفت، آن كار واقع می‌شود و اگر امام فرمان بدهد، فرمان او ـ حتی نزد فرشتگان، اجنه، حیوان، جماد و نبات ـ مطاع است، اما اراده مبارك حضرت باری تعالی بر آن تعلق گرفته است كه امور از مسیر طبیعی خود جریان یابد. در مسیر تحقق این هدف، وجود این افراد بسیار مؤثر و كارگشا بوده است. از این رو، امام كاظم ـ علیه السّلام ـ «علی بن یقطین» را امر فرمود كه به وزارت خود در دربار هارون ادامه دهد. امام به او فرمود: «امید است خدا به وسیله تو جبران كمبود را كند و به وسیله تو آتش مخالفان را از دوستانش خاموش كند. ای علی! كفاره وزارت تو احسان به برادرانت است. تو یك چیز را برای من ضامن باش، تا من هم سه چیز را برای تو ضمانت كنم؛ تعهد كن احدی از دوستان ما را ملاقات نكنی، مگر حاجت او را روا كنی و اكرامش نمایی و من ضامن می‌شوم برای تو كه هرگز زیر سقف زندان نروی و هرگز شمشیر بر تو فرود نیاید و فقر در خانه تو راه پیدا نكند.»[10]

پس توسل و توجه به ائمه، انسان را برای كمال و سلامت نفس و شكوفایی استعدادها آماده می‌كند، چون توجه و توسل، زمینه‌ساز تعدیل غرائز و امیال و خواسته‌های انسانی است، انسانی كه مستعد حركت در مسیر كمال است.

3. دوری از گناه:

اصولاً كسی كه خود را نیازمند به عنایات ائمه می‌بیند و عرض ارادت به ایشان را لازمه كمال و ترقی می‌داند، نفس خود را ملزم می‌كند كه در همه حال دور از گناه زندگی كند، زیرا گناه عارضه‌ای بنیان بر انداز و خطرناك است، كه فرد گناهكار را در مسیر هلاكت قرار می‌دهد و غرائز و استعدادهای او را به انحراف و سرانجام خاموشی هدایت می‌كند. لذا علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «و التوبه من ورائكم.» توبه باید پشت سر شما باشد. یعنی اگر گناه كردی، باید توبه كنی. البته كوشش شود انسان گناه نكند، زیرا بسیار اتفاق افتاده كه فرد گناهكار موفق به توبه نشده است. مرحوم شیخ بهایی ـ قدّس سرّه ـ فرمود: «مَثَل كسی كه گناه كرده، مَثَل كسی است كه تریاك خورده، و همانطور كه تریاك خورده، (باید) سریع به شستشوی معده او پرداخته (شود، كه اگر شستشو ندهند، تریاك حل شده و در خون جاری می‌شود و فرد مسموم می‌شود.) گناهكار باید زود توبه كند و آثار آن را برطرف سازد.»

حداقل آثاری كه برای گناه می‌توان تصور كرد، بیگانگی انسان با خدا و عبادات و ادعیه و نماز است. فرد آلوده اگر نماز هم بخواند، بهره‌ای از آن نمی‌برد ـ گرچه خواندن آن بهتر از ترك است.

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «تماهدوا امر الصلاه و حافظوا علیها و استكثر و منها ... الا تسمعون الی جواب اهل النار حین سئلوا ما سلككم فی سقر قالوا لم نك من المصلین[11] و انها لتحت الذنوب حت الورق و نُطلقها اطلاق الربق.[12]»: نماز را به پا دارید، مواظبت از آن را به عهده گیرید. زیاد به آن توجه كنید و فراوان نماز بخوانید ... مگر به پاسخ دوزخیان در برابر این پرسش كه چه چیز شما را به دوزخ كشانیده است، گوش ندادید كه می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم. نماز گناهان را همچون برگهای پاییز می‌ریزد و غل و زنجیرهای معاصی را از گردن‌ها می‌گشاید. اگر انسان گناه كرد و از بركات محروم ماند، كلام (نماز) قدرت عفو معاصی او را دارد. خدا «فعّال ما یشاء» است و عفو و بخشش، نشانه محبّت و رحمت است. غیر از خدا چه كسی قدرت عفو خطاكار را دارد ـ گذشته از اینكه اهل بیت، شفاعت و رسیدگی می‌كنند.

یكی از اصحاب در مدینه روزی شیشه شرابی با خود داشت. در هنگام عبور رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مسیر، ترس و غصه آن شخص مسلمان را فرا گرفت كه به پیامبر چه بگوید، لذا با خدا عهد كرد اگر از این جریان به سلامت بگذرد، دیگر لب به شراب نمی‌زند. در این هنگام با رسول خدا رو به رو شد، پیامبر فرمود: «چه در دست داری؟» مرد گفت: «سركه است.» پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دست دراز كرد و فرمود: «مقداری از آن را در دست من بریز.» مرد مسلمان می‌گوید، سر شیشه را باز كردم و مقداری در دست حضرت ریختم؛ ناگهان بوی سركه در فضا منتشر شد. فریاد زدم: الله اكبر! الله اكبر! پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ علّت تكبیر را جویا شد. جریان را بازگو كردم. پیامبر فرمود: «اولئك یبدل الله سیئات بالحسنات».

اگر انسان گناه كند، از توفیقات الهی محروم می‌شود. او چگونه می‌تواند گذشته خود را جبران كند؟! اگر او از دستیابی به نمازی صحیح بازماند، چگونه می‌تواند تلافی نماید؟! نماز واقعی می‌تواند زنجیرهای بردگی ناشی از هوا و هوس را از گردن او بردارد. دوری از گناه، استعداد خواندن نماز سازنده را به انسان می‌دهد. فرد نمازگزار، مستقل و آزاد از قیود و سلطه نفس و شیاطین می‌شود.

گناه از عوامل بر انگیختن خشم الهی است. اگر فرد و جامعه آلوده، توبه و جبران گذشته نكند، با كیفر خطای خود مواجه می‌شود. بر همین اساس است كه انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ هرجا خطا و عصیانی مشاهده می‌كردند، اقدام به ارشاد، هدایت و نصحیت می‌نمودند، و در صورتی كه تشخیص می‌دادند زمینه مناسب نیست و نتیجه‌ای به بار نخواهد آورد، به مقابله و رویارویی می‌پرداختند. برای آنها مطرح نبود طرف مقابل چه كسی است و یا چه نسبتی با امام یا پیامبر دارد. این گونه انتساب‌ها و مقام‌ها نقشی در انجام وظیفه نداشت. لذا حضرت علی ـ علیه السّلام ـ حتی با پدران و پسران اگر بر خلاف حق بودند، به جنگ بر می‌خاست.

«و لقد كان مع رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقتُل آباءنا و ابناءنا و اخواننا و اعمامنا ما یزید ذلك الا ایماناً و تسلیماً و مُضیاً علی اللقم.»[13]: در ركاب پیامبر آنچنان مخلصانه می‌جنگیدیم و برای پیشبرد حق و عدالت می‌جنگیدیم كه از هیچ چیز باك نداشتیم. حتی حاضر بودیم پدران، فرزندان، برادران و عموهای خود را در این راه ـ اگر بر حق نباشند ـ نابود كنیم. این پیكار بر تسلیم و ایمان ما می‌افزود و ما در جاده وسیع حق و بردباری در برابر ناراحتی‌ها و جهاد و كوشش پیگیر با دشمن، ثابت قدم می‌ساخت.

در دنیای متمدن و پیشرفته امروز آنچه برای امت ایران امری ضروری و لازم در راستای حفظ عظمت و سربلندی است، دوری از معاصی است. در واقع پشتوانه این ملّت در مجامع بین المللی تقرب به خدا است كه از مسیر تقوا و دوری از گناه حاصل می‌شود. وقتی مشیّت بالغه الهی بر عزت امتی تعلق گرفت، آن امت ـ تا در مسیر بندگی او است ـ روی ذلت و خواری نمی‌بیند، زیرا امام حسین ـ علیه السّلام ـ در اول زیارت عرفه می‌فرماید: «الحمد لله الذی لیس لقضائه دافعٌ و لا لعطائه مانعٌ.»: حمد برای خدایی است كه قضا و امر او را چیزی دفع نمی‌كند و جلوی عطای او را نمی‌گیرد.

اگر معاصی فراوان شد و افراد توبه و عبودیت نكردند و در مسیر گناه باقی ماندند، نجات آنان از دست بشر خارج می‌شود و شفاعت ائمه ـ علیهم السّلام ـ هم مؤثر واقع نمی‌گردد، حتی از پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ شفاعت در مورد این افراد پذیرفته نمی‌شود. قرآن می‌فرماید: «استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفر الله لهم.»[14] ـ علیهم السّلام ـ ای رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ ! چه برای آنها استغفار كنی، و چه نكنی، حتّی اگر هفتاد بار برای آنها استغفار كنی، هرگز خدا آنها را نمی‌آمرزد! چرا كه خداوند و پیامبرش را انكار كردند.

و در جای دیگر می‌فرماید: «و ان یمسسك الله بضرٍ فلا كاشف له الا هو و ان یردك بخیر فلاراد لفضله.»[15] ـ علیهم السّلام ـ اگر خدا برای امتحان یا كیفرِ گناه زیانی به تو رساند، هیچ كس جز او آن را بر طرف نمی‌سازد؛ و اگر اراده خیری برای تو كند، هیچ كس مانع از فضل او نخواهد شد!

4. دارا شدن روحی خاضع در برابر خدا:

ارادت به ائمه ـ علیهم السّلام ـ سعه صدر و عظمت روح برای انسان به ارمغان می‌آورد. به ویژه تدبّر در زندگی آنها دل و روح طغیانگر آدمی را به تفكر و حركت سازنده گرایش می‌دهد. به ویژه «بلال حبشی» در پرتو ارادت به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پا را از زمین فراتر گذارده، تا عرش رحمان ارتقا یافت و چنان مقامش شامخ گردید كه وقتی بر بام كعبه اذان گفت و به جای «اشهد ان لا اله الا الله»، «اسهد ان لا اله الا الله» گفت، برخی تقاضا كردند بلال اذان نگوید، پیامبر قبول فرمود و به بلال امر كردند تو اذان نگو و دل بلال شكست لذا جبرئیل نازل شد و گفت: «یا رسول الله! خدا دوست دارد بلال اذان گوید.»[16] این چه مقامی است كه به خاطر بلال، جبرئیل نازل می‌شود و فرمان خدا را در تأیید و تقویت او می‌آورد! این مقام به خاطر ارادت به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ حاصل شده است. بی‌شك امروز نام و یاد ائمه همان بركات را ایجاد می‌كند كه در زمان حیات حضرات بوده است. زیرا ایشان «شهدای دار الفنا» و «شفعای دار البقا» یند.[17]

مگر هزاران جوان كه نیاز جبهه‌ها را در هشت سال تأمین كردند، چیزی جز شور، عشق نشأت گرفته از ارادت به ائمه ـ علیهم السّلام ـ بود؟! آنها با سرمایه محبت به اهل بیت به مصاف خصم رفتند و به نحوی عمل كردند كه دانشمندان، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان غرب متحیّر ماندند، كه در جبهه‌های ایران چه نیرویی است كه مدرن‌ترین سلاح، خط دفاعی آنها را نمی‌شكند! نیرو و مهمات ایران نسبت به امكانات گسترده‌ی عراق قابل قیاس نبود، اما عشق و ارادت جوانان به ائمه ـ علیهم السّلام ـ آنها را چنان ساخت و پرداخت كرد كه به جز خدا، رسول و ائمه ندیدند، این همان سرمایه دنیا و آخرت است.

آیا امثال سلمان فارسی، امام خمینی(ره) و فقهای عارف، در گذشته و حال، از رهگذر ارادت به ائمه ـ علیهم السّلام ـ مسیر قرب به خدا را طی نكردند، تا از مصادیق «موتوا قبل ان تموتوا» شدند! قبل از آنكه مرگ به سراغشان برود، طوری زندگی می‌كردند كه آنچه را، كه در آستانه مرگ قرار بود مشاهده كنند، امروز دیدند؛ امام خمینی(ره) از حسینیه جماران نظاره‌گر عالم ملك و ملكوت بود و عالم را محضر خدا می‌دانست، محضری كه گناه در آن روا نبود.

و ...

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . خطبه 151، نهج البلاغه.

[2] . نهج الشهاده، مجموعه سخنان امام حسین ـ علیه السّلام ـ ، ص 414.

[3] . مفاتیح الجنان، ص 465، زیارت عاشورای غیر معروفه.

[4] . منتهی الآمال، صفحه 113 ـ 114، با تغییر الفاظ و تخلیص.

[5] . منتهی الآمال، ص 115.

[6] . منتهی الآمال، ص 212.

[7] . منتهی الآمال، جلد 2، ص 178.

[8] . منتهی الآمال، جلد 2، ص 167.

[9] . منتهی الآمال، جلد 2، ص 252.

[10] . منتهی الآمال، ص 247.

[11] . سوره مدثر، 43 ـ 42.

[12] . كلام 169، نهج البلاغه.

[13] . نهج البلاغه، خطبه 55.

[14] . سوره توبه، آیه 80.

[15] . یونس، 106.

[16] . خزینه الجواهر، نهاوندی، ص 503.

[17] . زیارات جامعه كبیره.

تلخيص از كتاب: توسل در نگاه قرآن و حديث- عباس شهيدي، ص21-48

 

No
ثبت نظر
نام
متن
تقویم تاریخ
۱ ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر

شماره سفارش

 

اوقات شرعی