نمایندگی
شهرها
پشتیبانی
محصولات
فروش
محصولات
کتابخانه مذهبی
قرآن کریم (متن کامل، ترجمه، قرائت و ...)
 
نظرسنجی
سوالی برای نظر سنجی وجود ندارد
نظرات سایرین  |  آرشیو نظرسنجی
امام على ع در نگاه اهل سنت
پيامبر و اهل بيت ع / مقاله / امام على ع در نگاه اهل سنت

امام على عليه السلام اسوه‏اى جامع و انسانى است كه عظمت‏خرد و توان‏منديهاى روحى - روانى او، وى را الگويى هميشه جاودان براى امروز و فردا و فرداهاى تمامى جوامع ساخته، به گونه‏اى كه پيروان شيعى و شيفته‏ى او را در تمامى عصرها و نسل‏ها، سر بلند و خرسند كرده است.به يقين، برجسته‏گى شخصيت آن حضرت، آن‏گاه چشم‏گيرى خاصى مى‏يابد كه در سخنان و ديدگاه‏هاى ديگران تجلى كند كه چنين باورى، دست‏مايه‏اى گران‏بار در هنگام سخن‏ورى بوده و لذت خاصى در كلام شيعيان مى‏آفريند همچنين در بحث‏ها و گفت و شنودها با صاحب نظران ديگر مذاهب و يا در عرصه‏هائى مختلف مانند حج و عمره دلائل نيرومندى بر حقانيت‏شيعه خواهد بود. در اين‏جا، چند آيه از آيات قرآن و ديدگاه‏هاى اهل سنت را درباره‏ى شان نزول هر يك از باب نمونه بيان مى‏كنيم:

الف - آية 207 از سورة 2 (بقره) «ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤوف بالعباد» ; از مردم، كسى است كه جان خود را در برابر خشنودى خداوند مى‏فروشند و خداوند نسبت‏به بنده‏گان مهربان است.

تفسير آية در كلام اهل سنت

مفسر معروف اهل سنت، ثعلبى مى‏گويد: هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تصميم بر هجرت از مكه به مدينه گرفت، براى تحويل امانت‏هاى مردم و پرداخت پول‏هاى آنان، على عليه السلام را به جاى خود قرار داد و شبانه به سوى «غار ثور» حركت كرد. و فرمان داد على عليه السلام در بستر او خوابيده و پارچه‏ى سبز رنگى (برد خضرمى) كه مخصوص خود پيامبر صلى الله عليه و آله بود، روى خويش بكشد. مشركان، در همان شب، اطراف خانه‏ى پيامبر صلى الله عليه و آله را محاصره كردند. در اين هنگام ايزد، به «جبرئيل‏» و «ميكائيل‏» وحى فرستاد: «من، بين شما برادرى ايجاد كردم و عمر يكى از شما را طولانى‏تر كردم، كدام يك از شما حاضر است ايثار به نفس كند و زندگى ديگرى را بر خود ترجيح دهد؟» . هيچ كس حاضر نشد. به آنان وحى كرد: «اكنون على عليه السلام در بستر خوابيده است و آماده‏ى فداى جان خود خواهد بود به زمين رويد و حافظ و نگاهبان او باشيد» . هنگامى كه جبرئيل بالاى سر و ميكائيل پايين پاى على نشسته بودند، جبرئيل مى‏گفت: «به به! آفرين بر تو اى على! ايزد، به واسطه‏ى تو، بر فرشته‏گان افتخار مى‏كند.» . ناگاه آيه‏ى «ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤوف بالعباد» نازل شد. و در آن، صفات على عليه السلام بيان گرديد (1) .

ابن ابى الحديد معتزلى كه از اهل سنت است - درباره‏ى تفسير اين آيه معتقد است كه حماسه‏ى على عليه السلام در ليلة المبيت - شب خوابيدن به جاى رسول الله صلى الله عليه و آله - مورد تاييد همه است جز كسانى كه مسلمان نيستند و افراد سبك مغز...، آن را انكار نمى‏كنند (2) .

ب - آيه 3 از سوره‏ى 9 (توبه) «واذان من الله ورسوله الى الناس يوم الحج الاكبر ان الله برى‏ء من المشركين ورسوله فان تبتم فهو خير لكم وان توليتم فاعلموا انكم غير معجزى الله وبشر الذين كفروا بعذاب اليم‏» . و اين اعلامى است از ناحيه‏ى ايزد و پيامبرش به [عموم] مردم در روز حج اكبر [روز عيد قربان] كه ايزد و پيامبر او، از مشركان بيزارند. اگر توبه كنيد، به نفع شما است و اگر سر پيچى كنيد، بدانيد شما نمى‏توانيد خدا را ناتوان سازيد [و از قلمرو قدرت‏اش خارج شويد ] و كافران را به مجازات دردناك مژده ده.

تفسير آيه در كلام اهل سنت

احمد حنبل - پيشواى معروف اهل سنت - از ابن عباس نقل مى‏كند كه پيامبر فلان شخص (خليفه‏ى نخست) را فرستاد و سوره‏ى، توبه را به او داد - تا به مردم، هنگام حج ابلاغ كند - سپس على عليه السلام را به دنبال او فرستاد - ، آن را از وى بگيرد و فرمود: «ابلاغ اين سوره، تنها، به وسيله‏ى كسى بايد باشد كه او از من است و من از اويم‏» (3) .

 ج - آيه 29- 30 از سوره‏ى 83 (مطففين) «ان الذين اجرموا كانوا من الذين امنوا يضحكون واذا مروا بهم يتغامزون‏» . تا بدكاران [در دنيا] پيوسته به مؤمنان مى‏خنديدند و هنگامى كه از كنار آن‏ها مى‏گذشتند، با اشاره‏ى چشم و ابرو، به تحقير و عيب جويى آنان بر مى‏خواستند.

 

تفسير آيه در كلام اهل سنت

 

برخى از مفسران اهل سنت، در تفسير اين آيه، اين‏گونه نوشته‏اند: روزى على عليه السلام و جمعى از مؤمنان، از كنار جمعى از كفار مكه گذشته، آن‏ها به حضرت و مؤمنان خنديدند و آنان را استهزا كردند. اين آيات [به دفاع و جانب دارى امام و مؤمنان] نازل شد و سرنوشت مسخره كنندگان، را در قيامت روشن ساخت (4) .

 

د - آيه 61 از سوره 3 (آل عمران) «فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءكم ونساءنا ونساءكم وانفسنا وانفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاذبين‏» . هر گاه بعد از علم و دانش كه [در باره‏ى مسيح] به تو رسيده [باز ] كسانى ستيز با تو برخيزند، به آن‏ها بگو: «بياييد فرزندان‏مان و فرزندان‏تان و زنان‏مان و زنان‏تان و خودمان و خودتان را بخوانيم آن‏گاه مباهله مى‏كنيم و نفرين ايزد را بر دروغ گويان قرار دهيم.

مباهله، به معناى «رها كردن و قيد و بند را از چيزى برداشتن‏» است; يعنى، بنده را به حال خود گذاشتن و عاقبت كار او را به دست ايزد سپردن.

تفسير آيه در كلام اهل سنت

 انبوه بى‏شمارى از مفسران اهل سنت «ابناءنا» در آيه را اشاره به حسن و حسين عليهما السلام و «نساءنا» را فاطمه و «انفسنا» را اشاره به على عليه السلام دانسته‏اند. كه نشان از چشم‏گيرى مقام على عليه السلام در عرصه‏ى اثر بخشيدن به نفرين بر دشمنان و آشكار شدن حق، و در كنار رسول الله بودن و حتى همانند جان او گرديدن، دارد (5) .

ه - آيه 1- 3 از سوره 70 (معارج) «سال سائل بعذاب واقع للكافرين ليس له دافع من الله ذى المعارج‏» . پرسنده‏اى از عذابى فرود آينده، پرسيد كه ويژه‏ى كافران است و هيچ كس نمى‏تواند آن را دفع كند، از سوى ايزد ذى المعارج - صاحب فرشته‏گانى كه بر آسمان‏ها صعود مى‏كنند.

تفسير آيه در كلام اهل سنت

 علامه‏ى امينى، نام سى‏تن از عالمان اهل سنت را بيان مى‏كند كه همه‏شان، علت نزول اين آيه را درخواست عذاب از سوى منكر انتصاب و ولايت على عليه السلام بعد از رسول الله صلى الله عليه و آله - در صورت حقانيت امامت آن حضرت - دانسته‏اند. داستان از اين قرار است: هنگامى كه رسول الله - درود خداوند بر او و دودمان پاك‏اش باد - على عليه السلام را در روز عيد غدير خم به خلافت منصوب كرد، درباره‏ى او فرمود: «هر كس، من، مولا و ولى او هستم، على، مولا و ولى او است‏» . چيزى نگذشت كه اين سخن، در تمامى شهرها منتشر شد، نعمان بن حارث فهرى خدمت پيامبر آمد و گفت: «تو مارا به شهادت به يگانه‏گى ايزد و حقانيت و رسالت‏خود فرمان دادى، سپس فرمان جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادى، ما، همه‏ى اين‏ها را پذيرفتيم، اما به اين‏ها راضى نشدى تا اين‏كه اين جوان (على بن ابى طالب) را به جانشينى خود برگزيدى و گفتى: «من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» . آيا اين سخن، از ناحيه‏ى خودت است‏يا از سوى ايزد؟» . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «قسم به آن كه موجودى جز او نيست، اين، از ناحيه‏ى ايزد است.» . نعمان روى برگرداند و در حالى كه مى‏گفت: «ايزدا! اگر اين سخن، حق است و از ناحيه‏ى تو است‏سنگى از آسمان بر من بباران!» . ناگاه سنگى بر سرش فرود آمد و او را هلاك كرد. ناگاه آيه «سال سائل بعذاب واقع للكافرين ليس له دافع‏» نازل شد (6) .

و - آيه 5 از سوره 1 (فاتحه الكتاب) «اهدنا الصراط المستقيم‏» . ما را به راه راست هدايت فرما.

 تفسير آيه در كلام و صاحب نظران

 علامه‏ى طباطبايى درالميزان از فقيه و تفسير عياشى نقل كرده كه «صراط مستقيم‏» در اين آيه، امير مؤمنان على عليه السلام است (7) . در سخن ديگرى از امام صادق عليه السلام «صراط مستقيم‏» ، «راه به سوى معرفت ايزد» تفسير شده كه دو صراط است: يكى صراط در دنيا و ديگرى صراط در آخرت. صراط دنيا، امام واجب الاطاعه است، براى كسى كه او را شناخته و از وى پيروى كرده است. صراط در آخرت، صراطى است كه پل دوزخ است و كسانى كه در دنيا امام واجب الاطاعه را نشناسند، بر اين صراط لغزنده و در آتش دوزخ هلاك خواهند شد (8) . نتيجه اين‏كه حضرت على عليه السلام، بارزترين مصداق «صراط مستقيم است‏» و صراط مستقيم، جز از راه ولايت، معبر ديگرى ندارد.

آيه 274 از سوره 2 (بقره) «الذين ينفقون اموالهم بالليل والنهار سرا وعلانية فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون‏» . كسانى كه اموال خود را، در شب و روز، پنهان و آشكار انفاق مى‏كنند، پاداش‏شان نزد پروردگار است و نه ترسى براى آن‏ها است و نه غمگين مى‏شوند.

تفسير آيه در كلام اهل سنت

 افزون بر مفسران شيعى، عالمان اهل تسنن مانند ابن عساكر، طبرانى، ابن هاشم، ابن جرير و امام فخر رازى (9) ، نيز در تفاسير خود، نزول اين آيه را درباره‏ى حضرت على عليه السلام دانشته‏اند. داستان شان نزول اين آيه، آن است كه امام على عليه السلام در حالى كه چهار درهم در روز، يك درهم در شب، سومين آن را مخفيانه و درهم آخر را آشكارا در راه ايزد انفاق كرد. بى‏شك حكم كلى و معيار روشن اين شيوه، آن است كه تمامى دين باوران، در عصرها و نسل‏هاى مختلف، در آشكار و مخفى بودن - و كيفيت اعمال صالح خود - جنبه‏هاى اخلاقى و اجتماعى و يا ابعاد شخصيت كمك گيران را مراعات كنند، آن‏جا كه حفظ آبروى افراد لازم است، از انفاق آشكار دورى جويند و چون تعظيم شعائر مذهب و تشويق افراد به عمل شايسته مطرح شود - و در كنار آن آبروى افراد حفظ شود - در برابر نگاه و توجه ديگران كمك كنند. در كنار كمك‏هاى خويش، هيچ‏گاه از فقر و تنگ دستى، بيمى نداشته باشند و به وعده‏هاى الهى اميدوار و به او توكل كنند تا بدين سان رضايت ايزد را كسب كرده و توشه‏اى هميشه‏گى براى آخرت خود بيندوزند (10) ، همانند امام متقيان و پيشواى ايزد خواهان، حضرت على عليه السلام.

ح - آيه‏ى 12 از سوره 69 (الحاقه) «لنجعلها لكم تذكرة وتعيها اذن واعية‏» . (تا آن را وسيله‏ى تذكرى براى شما قرار دهيم و گوش‏هاى شنوا آن را نگهدارى مى‏كنند) .

تفسير آيه در كلام اهل تسنن و تشيع

برخى از مفسران شيعى، سى حديث از اهل تسنن و تشيع در نزول اين آيه درباره‏ى حضرت على عليه السلام نقل كرده‏اند كه نشانه‏ى عظمت مقام امام عليه السلام نسبت‏به دانايى اسرار پيامبر صلى الله عليه و آله و وراثت همه‏ى علوم رسول الله - درود ايزد بر او و دودمان‏اش باد - است. حديث، از آن‏جا آغاز مى‏شود كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله هنگام نزول آيه‏ى «وتعيها اذن واعية‏» فرمود: «من، از ايزد درخواست كردم، گوش‏هاى على را از اين گوش‏هاى شنوا و نگه‏دارنده‏ى حقايق قرار دهد.» . به دنبال سخن پيامبر صلى الله عليه و آله، على عليه السلام فرمود: «من، هيچ سخنى بعد از آن، از رسول الله نشنيدم كه آن را فراموش كنم (11) ، بلكه هميشه، آن را به خاطر داشتم.

ط - آيات 5 و 8 و 9 از سوره 76 (انسان) «ان الابرار يشربون من كاس كان مزاجها كافورا ... ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما واسيرا انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء ولا شكورا» . نيكان از جامى مى‏نوشند كه با عطر خوش، آميخته است... [آنان] غذاى - خود را - با اين‏كه به آن علاقه - و نياز - دارند، به مسكين و يتيم و اسير مى‏دهند - و مى‏گويند - : «ما، شما را براى رضاى الهى، طعام مى‏دهيم و هيچ پاداش و تشكرى از شما نمى‏خواهيم...

 تفسير آيه در كلام اهل تسنن و تشيع

34 نفر از عالمان معروف اهل تسنن، با نقل حديثى در كتاب‏هاى خود، اين آيات را درباره‏ى ايثار امام على عليه السلام و خاندان تاب‏ناك او دانسته‏اند و تمامى عالمان شيعى، هجده آيه مورد بحث را از افتخارات بى‏نظير و فضايل بسيار مهم حضرت على و فاطمه زهرا و فرزندان‏شان عليهم السلام شمرده‏اند (12) . ماجراى نزول آيات، بدين گونه بود كه حسن و حسين عليهما السلام بيمار شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله با جمعى از ياران به عيادت‏شان رفتند و به على عليه السلام گفتند: «اى ابو الحسن! خوب بود، نذرى براى شفاى فرزندان خود مى‏كردى.» . على عليه السلام، فاطمه عليها السلام و فضه، رضوان الله عليها، - خادم آنان - نذر كردند، اگر آن دو شفا يابند، سه روز، روزه بگيرند. (طبق برخى از روايات، حسن و حسين عليهما السلام نيز گفتند: «ما هم نذر مى‏كنيم و روزه مى‏گيريم.» . چيزى نگذشت كه هر دو، شفا يافتند در حالى كه از نظر مواد غذايى، دست‏خالى بودند. على عليه السلام سه من جو قرض كرد و فاطمه عليها السلام يك سوم آن را آرد كرد و نان پخت. هنگام افطار، سائلى به در خانه آمد و گفت: «سلام بر شما اى خاندان محمد! مست‏مندى از مست‏مندان مسلمانان هستم، غذايى به من دهيد! ايزد، به شما، از غذاهاى بهشتى مرحمت كند!» . آنان، همه‏گى، مسكين را بر خود مقدم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند. روز دوم را نيز روزه گرفتند و موقع افطار، يتيمى نداى كمك سر داد و باز آنان، غذاى خود را به او دادند. در سومين روز روزه، اسيرى از غذاى آنان طلب كرد و باز آنان، ايثار كرده و غذاى خويش بدو بخشيدند و خود با آب افطار كردند. صبح فردا حضرت على، دست‏حسن و حسين عليهم السلام را گرفته، خدمت رسول الله آمدند و هنگامى كه پيامبر، عزيزان خود را نظاره كرد، ديد از شدت گرسنه‏گى مى‏لرزند! فرمود: «اين حالى كه در شما مى‏بينم، براى من بسيار گران است!» . سپس برخاست و با آنان بر خانه‏ى فاطمه وارد شده، ديد، دختر عزيزش، در محراب عبادت ايستاده است، در حالى كه از شدت گرسنه‏گى شكم او به پشت چسبيده و چشمان‏اش به گودى نشسته است. اندوه، وجود رسول الله صلى الله عليه و آله را فرا گرفت و در حالى كه غبار غم بر قلب مبارك آن حضرت نشسته بود، جبرييل نازل شد و گفت: «اى محمد: اين سوره را بگير! ايزد، با چنين خاندانى، به تو تهنيت مى‏گويد.» . «آن گاه جبرييل، سوره‏ى هل اتى - و هجده آيه مربوط به ايثار على، فاطمه، حسن، حسين عليهم السلام را نازل كرد (13) .» .

آيه‏ى 19 از سوره 8 (توبه) «اجعلتم سقاية الحاج وعمارة المسجد الحرام كمن امن بالله واليوم الاخر وجاهد فى سبيل الله لا يستوون عند الله والله لا يهدى القوم الظالمين‏» . آيا سيراب كردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را همانند [عمل ] كسى قرار داديد كه ايمان به ايزد و روز قيامت آورده و در راه او جهاد كرده است؟ [اين هر دو]، هرگز، نزد ايزد، مساوى نيستند ايزد، گروه ظالمان را هدايت نمى‏كند.

تفسير آيه در كلام اهل تسنن

دانش‏مند معروف اهل سنت، حاكم حسكانى، از بريده نقل مى‏كند كه شيبه و عباس، هر كدام، بر ديگرى افتخار مى‏كردند. على عليه السلام از كنار آن دو مى‏گذشت، از افتخار كردن آنان پرسش كرد عباس گفت: امتيازى به من داده شده كه احدى ندارد و آن، مسئله‏ى آب دادن به حجاج است. شيبه گفت: «من، تعمير كننده‏ى مسجد الحرام (و كليددار كعبه) هستم. على عليه السلام گفت: «با اين‏كه از شما حيا مى‏كنم، اما بايد بگويم، با اين سن كم، افتخارى دارم كه شما نداريد» . آن دو پرسيدند: «كدام افتخار؟ !» . حضرت فرمود: «من، با شمشير، جهاد كردم تا شما ايمان به ايزد و پيامبر آورديد!» . پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را خواست و از ماجرا پرسش كرد. ناگاه جبريل نازل شد و گفت: «اى محمد! پروردگارت، به تو سلام مى‏رساند و مى‏گويد كه اين آيات را بر آن‏ها بخوان: «اجعلتم سقاية الحاج...» (14) .» .

 

پى‏نوشت‏ها:

 

1. تفسير نمونه، آيه الله مكارم شيرازى و جمعى از نويسندگان، ج 2، ص 46 ; رك: الغدير، ج 2، ص 44. 2. نك: شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 3، ص 270 ; احياء العلوم، غزالى، ج 3، ص 238 ; نزهة المجالس، صفورى، ج 2، ص 209 ; فصول المهمه، ابن صباغ مالكى; تذكرة الخواص، سبط ابن جوزى حنفى، ص 21 ; مسند احمد حنبل، ج 1، ص 348 ; تاريخ طبرى، ج 2، ص 101 تا 99 با سيره‏ى ابن هشام، ج 2، ص 291 با تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 29.

 

3. رك: مسند احمد حنبل، ج 1، ص 231 (طبع مصر) ; همان، ج 23، ص 212 ; همان، ج 21 ص 150 ; خصايص نسائى، ص 28.

 

4. رك: تفسير فخر رازى، قرطبى، روح المعانى و كشاف زمخشرى، ذيل آيه 29 و 30 از سوره‏ى مطففين; تفسير نمونه، ج 26، ص 238 و 284 ; تفسير ابن كثير، ج 2، ص 4 و 535 ; تفسير احسن الحديث ج 8، ص 324 و ج 11، ص 68 ; تفسير البيان، ج 2، ص 99 ; ج 3، ص 556 ; تفسير الجديد ج 6، ص 365 ; تفسير الكاشف، ج 1، ص 196 و ج 2، ص 414.

 

5. نك: صحيح مسلم، ج 7، ص 120 ; مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 185 ; تفسير طبرى، ج 3، ص 192 ; مستدرك حاكم نيشابورى، ج 3، ص 150 ; دلائل النبوة، حافظ ابو فهيم اصفهانى، ص 297 ; روح المعانى، آلوس، ج 3، ص 167 ; كشاف زمخشرى، ج 1، ص 193 ; فصول المهمة ابن صباغ، ص 108 ; الجامع لاحكام القرآن، علامه قرطبى، ج 3، ص 104.

 

6. تفسير نمونه، ج 25، ص 7.

 

7. تفسير الميزان (مترجم ج 1، ص 49 ; تفسير البرهان، علامه بحرانى، ج 1، ص 50.

 

8. همان; رك: تفسير نمونه، ج 19، ص 40 ; تفسير الميزان، ج 15، ص 406 ; تفسير مجمع البيان، ج 6، ص 427.

 

9.) نك: تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 290 و 291.

 

10. رك: تفسير نمونه، ج 2، ص 267 ; تفسير نور ; حجة الاسلام قراشى، ج 1، ص 549 ; و تفسير مراغى، ج ، ص .

 

11. نك: تفسير قرطبى، ح 10، ص 6743 ; مجمع البيان، روح البيان، روح المعانى، الميزان وتفسير ابو الفتوح رازى، ذيل آيه 12 سوره معارج; مناقب ابن مغازلى شافعى، ص 245.

 

12. رك: الغدير، علامه امينى، ج 3، ص 107 تا 111 ; احقاق الحق، قاضى نور الله شوشترى، ج 3، ص 157 تا 171 ; تفسير نمونه، ج 25، ص 345 ; تفسير احسن الحديث، ج 12، ص 274 ; الجديد، ج 7، ص 283 ; حجة التفاسير، ج 7، ص 139 ; الكاشف، ج 4، ص 670 ; كشف الاسرار، ج 10 ص 319.

 

13. نك: تفسير طبرى، فخر رازى و آثار اصحاب النزول واحدى، تفسير خازن بغدادى، معالم التنزيل بغوى، مناقب ابن مغازلى و جامع الاصول ابن اثير. براى توضيح بيش‏تر در باره‏ى اين حديث و شخصيات مدارك آن به احقاق الحق مرحوم شوشترى، ج 3، ص 122 تا 127 مراجعه كنيد. (تفسير نمونه، ج 7، ص 322) . نيز به; تفسير الكاشف، ج 5، ص 201 ; تفسير الحديد، ج 4، ص 158 تفسير ابن كثير، ج 2، ص 535 ; تفسير نمونه، ج 7، ص 322 مراجعه كنيد

No
ثبت نظر
نام
متن
تقویم تاریخ
۱ ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر

شماره سفارش

 

اوقات شرعی