نمایندگی
شهرها
پشتیبانی
محصولات
فروش
محصولات
کتابخانه مذهبی
قرآن کریم (متن کامل، ترجمه، قرائت و ...)
 
نظرسنجی
سوالی برای نظر سنجی وجود ندارد
نظرات سایرین  |  آرشیو نظرسنجی
شرح دعای چهارم صحیفه سجادیه
صحیفه سجادیه / شرح دعاهاي صحيفه سجاديه / شرح دعای چهارم صحیفه سجادیه

شرح دعای چهارم صحیفه سجادیه

اللهم و اتباع الرسل و مصدقوهم من اهل الارض بالغیب عند معارضه المعاندین لهم بالتكذیب ، و الاشتیاق الى المرسلین بحقائق الایمان ، فى كل دهر و زمان ارسلت فیه رسولا، و اقمت لاهله دلیلا من لدن آدم الى محمد صلى الله علیه و آله و سلم ، من ائمه الهدى و قاده اهل التقى على جمیعهم السلام ، فاذكرهم منك بمغفره و رضوان .

اللهم و اصحاب محمد، خاصه الذین احسنوا الصحابه ، و الذین ابلوا البلا الحسن فى نصره ، و كانفوه ، و اسرعوا الى وفادته ، و سابقوا الى دعوته ، و استجابوا له حیث اسمعهم حجه رسالاته ، و فارقوا الازواج و الاولاد فى اظهار كلمته ، و قاتلوا الآبا و الابنا فى تثبیت نبوته و انتصروا به .

و من كانوا منطوین على محبته یرجون تجاره لن تبور فى مودته و الذین هجرتهم العشائر اذ تعلقوا بعروته و انتفت منهم القرابات اذ سكنوا فى ظل قرابته فلا تنس لهم اللهم ما تركوا لك و فیك و ارضهم من رضوانك و بما حاشوا الخلق علیك و كانوا مع رسولك دعاه لك الیك و اشكرهم على هجرهم فى دیار قومهم و خروجهم من سعه المعاش الى ضیقه و من كثرت فى اعزاز دینك من مظلومهم .

اللهم و اوصل الى التابعین لهم باحسان ، الذین یقولون ربنا اغفرلنا و لا خواننا الذین سبقونا بالایمان خیر جزائك ، الذین قصدوا سمتهم و تحروا وجهتهم و مضوا على شاكلتهم لم یثنهم ریب فى بصیرتهم و لم یختلجهم شك فى قفو آثارهم و الایتمام بهدایه منارهم مكانفین و موازرین لهم یدینون بدینهم و یهتدون بهدیهم یتفقون علیهم و لا یتهمونهم فیما ادو الیهم .

اللهم و صل على التابعین من یومنا هذا الى یوم الذین و على ازواجهم ، و على ذریاتهم و على من اطاعك منهم صلوه تعصمهم بها من معصیتك ، و تفسح لهم فى ریاض جنتك و تمنعهم بها من كید الشیطان ، و تعینهم بها على ما استعانوك علیه من بر و تقیهم طوارق اللیل و النهار، الا طارقا یطرق بخیر و تبعثهم بها على اعتقاد حسن الرجا لك ، و الطمع فیما عندك ، و ترك التهمه فیما تحویه ایدى العباد .

لتردهم الى الرعبه الیك و الرهبه منك ، و تزهدهم فى سعه العاجل ، و تحبب الیهم العمل للآجل ، و الاستعداد لما بعد الموت ، و تهون علیهم كل كرب یحل بهم یوم خروج الانفس من ابدانها، و تعافیهم مما تقع به الفتنه من محذوراتها و كبه النار، و طول الخلود فیها و تصیرهم الى امن من مقیل المتقین 0

 

فراز اول

اللهم و اتباع الرسل و مصدقوهم من اهل الارض بالغیب عند معارضه المعاندین لهم بالتكذیب ، و الاشتیاق الى المرسلین بحقائق الایمان ، فى كل دهر و زمان ارسلت فیه رسولا، و اقمت لاهله دلیلا من لدن آدم الى محمد صلى الله علیه و آله و سلم ، من ائمه الهدى و قاده اهل التقى على جمیعهم السلام ، فاذكرهم منك بمغفره و رضوان . خدایا به آمرزش و خشنودى یاد فرما از پیروان راستین انبیا، آنان كه تمامى دعوت و فرمان هاى انبیا را تصدیق و عمل كرده و به غیب ایمان آوردند و آنگاه كه ملحدان و كافران به عناد و لجاج با انبیا برخاستند و پیوسته در تكذیب آنان كوشیدند اینان هرگز صحنه را خالى نكرده و گرداگرد آنان را گرفتند و با ایمان حقیقى به آنان عشق ورزیدند. خدایا تو از زمان حضرت آدم تا عصر پیامبر اسلام ، در هر برهه اى از زمان رسولى را براى اهل آن ایام فرستادى كه جملگى پیشوایان هدایت و پیشوایان تقوى بودند. - كه درود تو بر آنان باد - پس جملگى آنان را به مغفرت و رضوان خود مشمول فرما!

شرح :

در این فراز از دعاى امام چند نكته شنیدنى و جالب توجه وجود دارد كه عبارتند از :

اول : ایمان ، مبدئیت در تصمیم گیرى هاى قاطع دارد، لذا عظیم ترین نیرویى است كه مى تواند فطرت راستین انسان را از هفت پرده حجاب ها و پیرایه هاى گوناگون بیرون كشیده و آن را به كار گیرد، به طورى كه هر مانع و مزاحمى را در سر راه خود نادیده مى گیرد و هیچ مانعى توان مقابله با آن را ندارد و تا آن دم كه حیات و روح در كالبد انسان باقى است دست از دفاع از عقیده بر نمى دارد و نه تنها وجود مانع او را مایوس نمى كند، بلكه با اشتیاق تمام در برطرف كردن آن مى كوشد.

نكته دوم : ایمان فقط به گفتمان زبانى نیست ، بلكه اگر جوهر آن در جان انسان تحقق یابد یك طور شخصیت خاصى را به فرد با ایمان مى بخشد كه جمیع حالات وجودى انسان را فرا مى گیرد به طورى كه تكذیب دیگران و عیب جویى بدخواهان مانع او نمى شود و ایمان مستقرى است كه با روح انسانى در آمیخته و در ساحت ماهیت متعالى انسان نقش اساسى دارد.

نكته سوم آن كه : ایمان ، آگاهى و نگرشى است كه فقط از چشم دل و جان برمى آید و چشم سر توان دید آن را ندارد، زیرا چه بسیار اشخاصى كه در كنار انبیا و بلكه از نزدیكان آنان بودند و همیشه رو در رو و چشم در چشم همدیگر داشته اند اما با این حال از واقعیت ایمان هیچ گونه بهره اى نداشته اند. بنابراین از مجموعه آیات و روایات استفاده مى شود كسانى كه حقیقت ایمان به كام جان آنان نشسته داراى مراتب سه گانه ذیل هستند.

-1 مرتبه علم الیقین ؛ در این مرحله شخص علم قطعى به وجود شى دارد؛ مانند كسى كه از دور با دیدن دود به وجود آتش پى مى برد.

-2 رتبه عین الیقین ؛ در این مرحله از مرحله ذهن به مرحله شهود مى رسد؛ شهود هم چون كسى كه آتش را لمس كند.

-3 مرتبه حق الیقین ؛ این مرحله نصیب كسى است كه از لفظ، عبارت و استدلال جدا شده و به متن واقع رسیده است ؛ همانند آن كه در آتش ‍ مى سوزد؛ گویى این كه خود مرتبه اى از آتش گردیده است .

آیه شریفه سوره تكاثر به دو قسم اول اشاره دارد : كلا لو تعلمون علم الیقینَ لترون الجحیمَ ثم لترونها عین الیقین (301) كه آیه اول مربوط به آگاهى مؤ منین در دنیا و آیه دوم مربوط به آخرت است .

و به مرتبه سوم در سوره واقعه اشاره شده است : و تصلیه جحیمَ ان هذا لهو حق الیقین ؛ (302) یعنى آنگاه كه در آتش مى سوزند به حق الیقین دست مى یابند كه جهنم جزاى ناپاكان است .

چنان كه ایمان نیز داراى مرتبه اى است كه انسان با تمام وجود خود حقیقت را در مى یابد.

فراز دوم

اللهم و اصحاب محمد، خاصه الذین احسنوا الصحابه ، و الذین ابلوا البلا الحسن فى نصره ، و كانفوه ، و اسرعوا الى وفادته ، و سابقوا الى دعوته ، و استجابوا له حیث اسمعهم حجه رسالاته ، و فارقوا الازواج و الاولاد فى اظهار كلمته ، و قاتلوا الآبا و الابنا فى تثبیت نبوته و انتصروا به . خداوندا بویژه (درود بفرست ) بر اصحاب پیمبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم آنان كه (از ویژگى خاصى برخوردار بودند) و به بهترین وجه یار و یاور پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم بودند و در یارى او از هرگونه كوششى دریغ نكردند و در امتحان هاى سخت به بهترین وجه موفق شدند.

و آن گاه كه پیغمبر اكرم به آنان روى آورد، به سرعت به طرف او رفته و دعوت او را پذیرفتند و آنگاه كه نشانه هاى رسالت خود را به آنان ارایه نمود به نبوت او اقرار كردند و به جهت پیشرفت رسالت او از خاندان و خانمان خود جدا شدند و زن و فرزند دست گیر آنان نشد و آنگاه كه ضرورت ایجاب مى كرد پدر كافر را فرزند با ایمان مى كشت و نیز در حالت اضطرارى پدر مؤ من با فرزند كافر مى جنگید و در محبت حضرتش آن چنان غرق شده بودند كه گویى خود را نمى شناختند و پیوسته در تثبیت رسالت او كوشش ‍ داشته و به بركت او به پیروزى رسیدند.

شرح :

یاران پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم آنگاه كه در بیعت خود راه ایمان به او را یافتند، مورد بى مهرى نزدیكان خود قرار گرفته و از جانب ایشان طرد شدند، لذا رشته قرابت و خویشاوندى آنان گسیخته شد.

اینان به خاطر خداى خود همه چیز را ترك كردند و از هیچ گونه تبلیغ و رساندن دعوت حضرت حق به مردم و جمع كردن آنان در اطراف پیغمبر دریغ نكردند.

بنابراین از ترك دیار و كشور و پناهنده شدن در كشورهاى دیگر خوددارى ننمودند و نیز فراخى معیشت و زندگى پر رونق را رها كرده و به جهت پیش ‍ برد اهداف بلند خود، به زندگى هاى سخت تن دادند و به خاطر عزت دین و آبروى آن ظلم هاى بسیارى را متحمل شدند.

در این فراز از دعا نیز نكات قابل توجه و جالبى وجود دارد كه عبارتند از :

نكته اول : مساله آزمایش است كه در آیاتى از قرآن كریم اشاره شده است .

البته باید توجه داشت كه انتخاب احسن داشتن معیار سلامت روح انسانى نیست ، بلكه آنچه دلیل بر صحت و استقامت روحى است . آزمایش هایى است كه در موارد گوناگون دامن گیر انسان مى شود و مى بایست انسان به وظیفه خود عمل كند.

و لذا در قرآن كریم مى فرماید : و لنبونك بشى من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین . (303)

و راستى یاران نبى اكرم به بهترین وجه امتیاز آوردند و از عهده تمامى این آزمایش ها برآمدند.

نكته دوم : اصحاب آن حضرت افراد سست عنصرى نبودند كه در مقابل هر ادعایى سر تعظیم فرود آورند، بلكه در مقابل حجت و دلیل تسلیم مى شدند و لذا فرمود : قبول آنان پس از استماع حجت و استدلال بود و آنان مردم شدید الانفعالى نبودند، بلكه در پذیرش حجت با كمال دقت عمل مى كردند و تا دلیل را لمس نمى نمودند، تسلیم نمى شدند.

نكته سوم : آنچه را كه با احتیاط كامل بدست آورده بودند، در حفظ و نگهدارى آن پایدارى فوق العاده از خود نشان مى دادند كه مایه عبرت آیندگان در تاریخ گردید.

از این رو در مقابل پیش آمدهاى بسیار سخت كه هر مقاوم نستوه را از پاى در مى آورد ایستادند؛ پیش آمد هایى از قبیل :

1 - دورى از فرزند ، زن و خاندان ؛

2 - كارزار با فرزندان و یا پدران ؛

3 - طرد شدن آنان از طرف فامیل و عشیره ؛

4 - خروج از كشور و پناهنده شدن به كشور همسایه ؛

5 - ابتلا به ننگى معیشت ، فقر و رها كردن باغ و زمین و سرمایه ؛

6 - ابتلا به شكنجه هاى سخت از طرف كفار؛

7 - از دست دادن عزیزان و فرزندان خود در راه خدا؛

كه تاریخ بر همه آن ها كاملا گواه است .

افرادى ؛ هم چون عمار و پدرش یاسر و مادرش سمیه ، خباب بن ارت ، صهیب - و بلال -، عثمان بن مظعون ، ابى ذر و امثال آنان جملگى از افراد مجاهد فى سبیل الله بودند و هر كدام داراى تاریخ زندگى عجیب و خواندنى و عبرت آموز هستند كه همه دشوارى هاى گوناگون را بجان خریدند تا دین خدا پابرجا بماند.

ولى باید دانست كه تمامى این تحمل ها و صبرها نشات گرفته از محبت ها و مودت ها بود كه آیات ذیل به آن ها اشاره دارد :

لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون (304) و آیه شریفه و یطمعون الطعام على حبه مسكینا و یتیما و اسیرا (305) و آیه شریفه ى و الذین آمنوا اشد حبا لله (306) و آیه فسوف یاتى الله بقوم یحبهم و یحبونه (307) و آیه و ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه (308) و آیه قل ان كان آباؤ كم و ابناؤ كم و اخوانكم و ازواجكم و عشیرتكم و اموال اقترفتموها و تجاره تخشون كسادها و مساكن ترضونها احب الیكم من الله و رسوله و جهاد فى سبیله فتربصوا حتى یاتى الله بامره (309)

 

با دو قبله در ره مقصود نتوان زد قدم

 

 

 

 

یا هواى دوست باید، یا هواى خویشتن

 

 

ولى اگر كسى فهمید كه هر پیش آمد بزرگ و كوچك فقط در اختیار خداست قهرا جز توسل به خدا راهى دیگر نمى جوید و محبت او جز به مؤ ثر حقیقى ، به چیز دیگرى تعلق نمى گیرد و هرگز بر در ارباب بى مروت دنیا روى نمى آورد مگر با این توهم غلط كه مى توان از غیر خدا مددى جست .

ولى اگر كسى فهمید كه : لا یملكون لانفسهم ضرا و لا نفعا و لا یملكون موتا و لا حیوه و لانشورا (310) و نیز فهمید كه : و لا تدع من دون الله ما لا ینفعك و لا یضرك (311) قهرا محبت او فقط منحصر به خدا خواهد بود.

و در اینجا مناسب است تا نكته جالبى را از حضرت سیدنا الاستاد علامه ى طباطبائى رحمه الله راجع به حب ، بیان كنیم .

ایشان فرمودند : حب در حقیقت رابطه اى وجودى بین محب و محبوب است . مثلا انسان غذابى را دوست دارد و سر علاقه اش آن است كه غذا تعلق به قوه هاضمه و جاذبه دارد و اگر قوه غاذیه در انسان نبود هرگز علاقه او به غذا مفهومى نداشت ؛ پس در واقع غذا را از آن نظر كه فعل براى قوه غاذیه است مى خواهد و باید دانست به طور مطلق هر چه را كه دوست داریم ، حتى معلمى كه به ما مى آموزد، یا خدمت گزارى كه به ما خدمت مى كند جملگى در اثر رابطه وجودى بین ما و محبوب ماست و این نظام وجودى در یك معنى دقیق تر برگشت مى كند به رابطه على و معلولى كه علت ، معلول خود را دوست دارد و معلول كه همه چیز خود را از علت مى داند و تمام حقیقتش وابسته و متعلق به علت است از صمیم وجودش ‍ به علت خود عشق مى ورزد و در راه محبت او خود را مى بازد، همانند پروانه اى كه تمام عشقش سوختن ، پرپر شدن و در پاى معشوق افتادن و جان به راه محبوب نثار كردن است .

فراز سوم

و كانوا منطوین على محبته یرجون تجاره لن تبور فى مودته و الذین هجرتهم العشائر اذ تعلقوا بعروته و انتفت منهم القرابات اذ سكنوا فى ظل قرابته فلا تنس لهم اللهم ما تركوا لك و فیك و ارضهم من رضوانك و بما حاشوا الخلق علیك و كانوا مع رسولك دعاه لك الیك و اشكرهم على هجرهم فیك دیار قومهم و خروجهم من سعه المعاش الى ضیقه و من كثرت فى اعزاز دینك من مظلوهم . خدایا آن دسته از اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم كه به دوستى آن بزرگوار دل بسته بودند و در جان آنان امید به تجارتى بود كه هرگز به سبب دوستى پیامبر اكرم ضررپذیر نبود، زیرا چنان به پیامبر اكرم گرویدند كه در سایه قرابت و خویشاوندى با او هر گونه علاقه خویشاوندى دیگرى را بریدند - خدایا آنچه آنان به خاطر تو و در راه تو از آن گذشتند، از نظر دور مدار و آنان را با رضاى خود خشنود گردان ؛ زیرا آنان از خلق بریدند و به تو گرویدند و همراه با پیامبر تو خلق را به سوى تو خواندند - و جزاى شكرانه خود را نسبت به مهاجرت از دیارشان و بجهت ظلم زیادى كه در راه تو تحمل كردند نصیبشان گردان .

شرح :

ظرف دل و جان اگر در تعلق به محبوب لبریز و در هماهنگى عاشق و معشوق اشباع گردد، آن دل خود به خود به روى غیر بسته شده و از توجه به دیگرى بیزار و نسبت به هر جلوه اى روى گردان است ؛ چنین فردى نسبت به آنچه از نظر همه مردمان ایده آل و جزو آرزوهاى آنان باشد سخت گریزان است . آنكه از همه چیز جدا گشته تا به محبوب و معشوق رسیده ، چگونه قابل تصور است كه از جلوه محبوب روى گرداند و به آنچه از او فرار كرده روى آورد، هرگز باور كردنى نیست و لذا آنچه از یاران رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم شنیده و خوانده ایم ، جملگى قابل قبول بوده و مطابق با راه و رسم عشق و ایمان است كه امیدواریم خداى متعال نصیب ما نیز بگرداند.

فراز چهارم

اللهم و اوصل الى التابعین لهم باحسان ، الذین یقولون ربنا اغفرلنا و لا خواننا الذین سبقونا بالایمان خیر جزائك ، الذین قصدوا سمتهم و تحروا و جهتهم و مضوا على شاكلتهم لم یئنهم ریب فى بصیرتهم و لم یختلجهم شك فى قفو آثارهم و الایتمام بهدایه منارهم مكانفین و موازرین لهم یدینون بدینهم و یهتدون بهدیهم یتفقون علیهم و لا یتهونهم فیما ادو الیهم . پروردگارا بهترین جزاى خود را بر تابعین صحابه نازل بفرما كه پیوسته نسبت به گذشتگان یاد خیر داشته و دعا مى كردند و مى گفتند كه خدایا ما را و آن برادران ایمانى كه بر ما سبقت گرفته اند را مشمول رحمت و مغفرت خود قرار ده .

تابعین كسانى بودند كه در طریق صحابه قدم برداشته و به سیره حسنه ى آنان اقتدا كردند و آنچه را كه آنان انتخاب كرده ، انتخاب نمودند و بر حسب رفتار ایشان رفتار كردند و هیچ گاه در بصیرت و بینایى آنان شك نداشته و در پیروى و اقتدا به آثار آن ها تردیدى به خود راه ندادند. با آنان هماهنگ و مساعد بوده و به دین آنان معتقد و هم چنان در راه مستقیم آنان حركت نموده و شك در صدق و درستى آنان نداشتند.

شرح :

نكته جالب توجه در این فراز از دعاى امام ، یاد خیرى است كه از تابعین نسبت به صحابه انجام مى گیرد؛ تابعینى كه خود به تمام وجود در خط سلف صالح بوده اند و هرگز در طریق زندگى خود هیچ گونه شك و ریبى را به خود راه نمى دادند. قرآن كریم این گونه گذشتگان را ستوده و این چنین فرموده كه آیندگان نسبت به آنان چنین گویند : ربنا اغفرلنا و لا خواننا الذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فى قلوبنا غلا للذین آمنوا (312) هر اجتماعى به گذشته و آیین خود مرتبط است و قطعات تاریخ هرگز گسسته از یكدیگر نمى باشد، اگر چه این رابطه دقیق در دست هر كسى نیست و توهمات غلط در این راه بسیار است ، ولى نمى توان انكار كرد كه تاریخ بمعنى آنچه در خارج جارى بوده ، نه آنچه را كه یك تاریخ دان تحلیل مى كند؛ زیرا تاریخ همانند روح سارى در وقایع جهان است كه مسیر حوادث را تعیین مى كند، بدان معنى كه گذشته ها پیوسته حالت آماده سازى براى حوادث آینده را دارد، به عبارت دیگر جریان گذشته در بستر تاریخ آبستن پیدایش پدیده هاى بعدى است كه در فلسفه از آن به علت اعدادى تعبیر مى نمایند، لذا صحت عمل و رفتار آنان موجب شده كه دعا بر گذشتگان از مؤ منین مورد امضاى قرآن كریم و ائمه هدى قرار گیرد و نسل بعد قدم به قدم به هدایت آنان با خاطر جمع و اطمینان تمام حركت كند.

فراز پنجم

اللهم و صل على التابعین من یؤ منا هذا الى یوم الدین و على ازواجهم ، و على ذریاتهم و على من اطاعك منهم و صلوه تعصمهم بها من معصیتك ، و تفسح لهم فى ریاض جنتك و تمنعهم بها من كید الشیطان ، و تعینهم بها على ما استعانوك علیه من بر و تقیهم طوارق اللیل و النهار، الا طارقا یطرق بخیر و تبعثهم بها على اعتقاد حسن الرجا لك ، و الطمع فیما عندك ، و ترك التهمه فیما تحویه ایدى العباد . خداوندگارا درود فرست بر تابعین در این زمان و آنان كه تا روز قیامت خواهند آمد و بر همسران و فرزندان آنان و بر جمیع مطیعان از آن ها، آن چنان درودى كه آن ها را از گناه باز دارد و باغستان هاى بهشت را براى آنان فراخ گرداند و آنان را از كید شیطان باز داشته و آنچه را از تو كمك خواسته اند در انجام نیكى ها مدد و كمك كار باشد و آن ها را از پیامدهاى ناگوار در شب و روز نگهدارد و آن ها را وادار به حسن اعتقاد و طمع بر عطایاى تو و بدبین نبودن نسبت به آنچه در دست مردم است .

شرح :

البته به دلیل قطعى و روشن عقل صحابى بودن و یا تابع بودن به تنهایى براى محبت ورزیدن و دعا كردن نسبت به آنان كافى نیست ؛ زیرا آنان كه دشمنى امیر مؤ منان و اهل بیت عصمت را پس از رسول در دل و جان خود قرار داده و دست به هر جنایت و خیانت زدند در تبعیت از رسول خدا پایدار نبوده و نه تنها شایستگى هیچ گونه دعایى را نداشتند، بلكه مورد لعن ائمه اطهار علیهم السلام و نفرت مسلمین بودند.

چگونه ممكن است كه امثال معاویه و ولید بن عقبه كه به نص قرآن فاسق بودند و یا حبیب بن سلمه و بسر بن ارطاه كه از خبیث ترین دشمنان خدا بودند آنان را صحابى رسول خدا بدانیم و آنان را دعا كنیم ، بلكه به قراین فرازهاى قبل كسانى مورد دعاى حضرت سجاد هستند كه قرین تقوا و ترك هوا و انجام كارهاى بسیار سخت بوده و در كمك به رسول الله و مجاهده در راه اسلام بسیار موفق بودند و از نوادر بندگان الهى به حساب مى آمدند، از این رو دعا و درود نسبت به اینگونه افراد مؤ ثر بوده و راه باغستان هاى بهشت را بر آنان هموار مى سازد و از كید شیطان در امان مى دارد و به حسن رجا و امید به رحمت حق موفق مى نماید، نه آن كه هر فردى كه در زمان رسول خدا بود او صحابى واجب الاحترام و لازم التبعیه باشد كه هرگز چنین نیست .

فراز ششم

لتردهم الى الرغبه الیك و الرهبه منك ، و تزهدهم فى سعه العاجل ، و تحبب الیهم العمل للآجل ، و الاستعداد لما بعد الموت ، و تهون علیهم كل كرب یحل بهم یوم خروج الانفس من ابدانها، و تعافیهم مما تفع به الفتنه من محذوراتها و كبه النار، و طول الخلود فیها و تصیرهم الى امن من مقیل المتقین . خدایا درودى بر آنان فرست كه آنان را به خوف و رجاى از تو موفق گرداند و به دنیاى زودگذر بى رغبت و نسبت به گسترش آن با پارسایى بى اعتنا باشند، و نسبت به عمل و رغبت به آخرت شوق زیاد پیدا كنند. و نسبت به زندگى بعد از مرگ آماده باشند. و تمام گرفتارى هاى لحظه ى خروج از دنیا بر آنان آسان گردانى و از آزمایش هاى سنگین و پیامدهاى آن معاف فرمایى و نیز از فرو افتادن در آتش جهنم و خلود در آن ، رهایشان نمایى و آنان را به جایگاه امن متین منتقل فرمایى .

شرح :

یكى از اسرار دعا بر امت ، امید واثق بر جاودانگى آن امت است ؛ زیرا اگر در بقاى امت تضمینى نباشد. هرگز نسبت به پیكره آن امید خیر و یا هدایت و سعادت نمى توان داشت ؛ پس امید به جاودانگى ، اساس دعاى خیر نسبت به آنان مى باشد، گر چه مى توان گفت كه این دعا خود مژده خیرى از امام معصوم - حضرت سجاد علیه السلام - است كه این امت تا روز قیامت باقى و برقرار خواهد ماند.

و جالب آنكه آن بزرگوار مهم ترین احتیاجات امت را در نظر گرفته و دعا فرموده و نسبت به سایر حوایج ضرورتى براى دعا ندیده و آنچه را از خدا خواسته ، جملگى در ارتباط با نظام ابدیت و جاودانگى انسان است كه قرآن نیز زندگى حقیقى انسان ها را مربوط به خانه آخرت مى داند : انما الدنیا متاع و ان الدار الآخره لهى الحیوان (313) و لذا امام معصوم در این فراز از خوف و رجا كه سرمایه اصلى انسان است شروع كرده و به نزول در مقام امن متقین دعاى خود را ختم فرمود. و در طول دعا از خداوند متعال براى رهرو طلب آمادگى براى سفر و آسان شدن مشكل هاى وفات و محفوظ ماندن از آفات لغزنده را مى كند كه كمتر كسى مى تواند از خلال آن ها به سلامت عبور كند.

و نكته چشم گیرتر آن كه امام به ما آموزش مى دهد كه اهم حوایج انسان در این عالم چیست و آنچه را كه باید از خداى متعال درخواست كرد، چه قسم حاجاتى مى باشد.

 

نكات جالب در این فرایند عبارتند از :

1- درود از خداوند متعال یكى از آثارش نگاهدارى مؤ منان از گناه و گشودن راه براى رسیدن به بهشت است و نیز نگاهدارى از لغزش هاى شیطانى و قدرت یافتن بر انجام كارهاى نیكو از آثار آن مى باشد

 

2- امام كلیه امت را دعا مى كند كه در بین آنان سو ظن به یكدیگر و متهم نمودن همدیگر راه پیدا نكند.زیرا سو ظن به خلایق یك نوع اشتغال فراگیر ذهنى مى سازد و راه رشد را بر تفكر بسته و مانع از بسیارى خیرات مى گردد.

 

3- آن كه امام دعا مى كند كه امت اسلامى در این جهان استعداد براى جاودانگى و ضایع نشدن در آن عالم را پیدا كند.

 

 

 

پى نوشت ها:

 

301- تكاثر، 7 - 5 هرگز چنین نیست كه اگر آگاهى داشتید، آگاهى یقینى ، هر آینه جهنم را مى دیدید، سپس هر آینه آن را خواهید دید به گونه اى یقینى .

302- واقعه ، 94، 95.

303- بقره ، 155 : و قطعا شما را به ترس و گرسنگى و نابودى اموال و نفوس و فرزندان آزمایش ‍ خواهیم كرد، پس بشارت بده به صابران .

304- آل عمران ، 92 : و هرگز به (مقام ) نیكوكارى نمى رسید، مگر آنكه از چیزهایى كه دوست دارید انفاق كنید.

305- دهر، 8 : و غذا (ى خود را) به مسكین و یتیم و اسیر مى دهند به جهت عشق و علاقه به خداوند.

306- بقره ، 165 : و كسانى كه ایمان آوردند، محبت و عشقشان به خداوند محكم تر است .

307- مائده ، 54 : پس به زودى خداوند قومى را مى آورد كه خداوند ایشان را دوست دارد و آنان نیز خداوند را دوست دارند.

308- احزاب ، 4 : خداوند براى هیچ كس دو دل در درونش قرار نداده است .

309- توبه ، 24 : بگو اگر پدران ، فرزندان ، برادران ، زنان ، عشیره و اموال جمع شده و تجارتى كه از كسادى آن به جان مى لرزید، پیش شما از خدا عزیزتر است ، منتظر عقوبت خدا باشید.

310- فرقان ، 3 : (و اینان ) اختیارى از خود در ضرر و سود ندارند (نمى توانند ضررى را از خود دفع كنند و یا منفعتى را به طرف خود جلب كنند) و اختیارى در مرگ و زندگى و نشور (برانگیخته شدن براى زندگى انفرادى ) ندارند.

311- یونس ، 3 : ((و غیر از خدا، كسى را كه نمى تواند نفعى برساند و یا ضررى متوجه تو كند، نخوان .))

312- حشر، 10 : خدایا، ببخش ما را و برادران ما را كه در ایمان بر ما پیشى گرفته اند و در سینه ما نسبت به مؤ منان كینه قرار نده .

313- دنیا، بهره اندكى است و زندگى آخرتى حیات واقعى است .

 

 

 

 

شهود و شناخت ص229-آیت الله حسن ممدوحی 

 

No
ثبت نظر
نام
متن
تقویم تاریخ
۱ ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر

شماره سفارش

 

اوقات شرعی