نمایندگی
شهرها
پشتیبانی
محصولات
فروش
محصولات
کتابخانه مذهبی
قرآن کریم (متن کامل، ترجمه، قرائت و ...)
 
نظرسنجی
سوالی برای نظر سنجی وجود ندارد
نظرات سایرین  |  آرشیو نظرسنجی
شرح دعای پنجم صحیفه سجادیه
صحیفه سجادیه / شرح دعاهاي صحيفه سجاديه / شرح دعای پنجم صحیفه سجادیه

شرح دعای پنجم صحیفه سجادیه

یا من لا تنقضى عجائب عظمته ، صل على محمد و آله ، و احجبنا عن الالحاد فى عظمتك ، و یا من لا تنتهى مده ملكه ، صل على محمد و آله و اعتق رقابنا من نقمتك ، و یا من لا تفنى خزائن رحمته ، صل على محمد و آله و اجعل لنا نصیبا فى رحمتك .

و یا من تنقطع دون رؤ یته الابصار، صل على محمد و آله ، و ادننا الى قربك . و یا من تصغر عند خطره الاخطار صل على محمد و آله و كرمنا علیك و یا من تظهر عنده بواطن الاخبار صل على محمد و آله و لا تفضحنا لدیك .

اللهم اغننا عن هبه الوهابین بهبتك و اكفنا وحشه القاطعین بصلتك ، حتى لا نرغب الى احد مع بذلك ، و لا نستوحش من احد مع فضلك .

اللهم فصل على محمد و آله و كد لنا، و لا تكد علینا، و امكر لنا، و لا تمكر بنا و ادل لنا و لا تدل منا. اللهم صل على محمد و آله ، و قنا منك ، واحفظنا بك ، و اهدنا الیك ، و لا تباعدنا عنك ان من تقه یسلم ، و من تهده یعلم و من تقربه الیك یغنم .

اللهم صل على محمد و آله ، و اكفنا حد نوائب الزمان ، و شر مصائد الشیطان ، و مراره صوله السلطان .

اللهم انما یكتفى المكتفون بفضل قوتك ، فصل على محمد و آله ، و اكفنا، و انما یعطى المعطون من فضل جدتك ، فصل على محمد و آله و اعطنا، و انما یهتدى المهتدون بنور وجهك ، فصل على محمد و آله و اهدنا .

اللهم انك من و الیت لم یضرره خذلان الخاذلین ، و من اعطیت لم ینقصه منع المانعین ، و من هدیت لم یغوه اضلال المضلین ، فصل على محمد و آله ، و امنعنا بعزك من عبادك ، و اغننا عن غیرك بارفادك ، و اسلك بنا سبیل الحق بارشادك .

اللهم صل على محمد و آله ، و اجعل سلامه قلوبنا فى ذكر عظمتك ، و فراغ ابداننا فى شكر نعمتك ، و انطلاق السنتنا فى وصف منتك : اللهم صل على محمد و آله و اجعلنا من دعاتك الداعین الیك و هداتك الدالین علیك ، و من خاصتك الخاصین لدیك ، یا ارحم الراحمین .

فراز اول

یا من لا تنقضى عجائب عظمته ، صل على محمد و آله ، و احجبنا عن الالحاد فى عظمتك ، و یا من لا تنتهى مده ملكه ، صل على محمد و آله و اعتق رقابنا من نقمتك ، و یا من لا تفنى خزائن رحمته ، صل على محمد و آله و اجعل لنا نصیبا فب رحمتك . اى آن كه شگفتى هاى خلقت او پایان ندارد، بر محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آلش درود فرست و از انكار عظمت خود ما را باز دار. و اى آن كه سلطنت و قدرت تو بى پایان است ، بر محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آلش درود فرست و ما را از آتش جهنم آزاد گردان . و اى آن كه هرگز خزائن او فنا نپذیرد بر محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آلش درود فرست و نصیبى از رحمت خود بر ما ارزانى دار.

شرح :

خداوند متعال وجودى است كه در ذات و جمیع صفات و افعال غیر متناهى است و هیچ گونه حد و مرزى را در هیچ گونه از شؤ ون خود ندارد و برماست كه پیوسته جناب حق را به صفات غیر متناهى اش بستاییم .

در این فراز از دعا امام علیه السلام خداى متعال را چنین ستوده است كه البته بى نهایت ، از هر حد و مرزى خارج است و كسى را توان آن نیست كه بتواند بى نهایت از همه جهات را بستاید و لذا در قرآن كریم فرمود : سبحان الله عما یصفون الا عباد الله المخلصین (314) و این مهم فقط در توان امام معصوم حضرت امام سجاد علیه السلام است كه بتواند چنین الهى را رعایت فرماید.

منزه است خداوند از آنچه كه (آن جاهلان ) او را توصیف مى كنند، مگر (توصیف ) بندگان پاك شده .

در اولین فراز از این دعا مى فرماید : یا من لا تنقضى عجائبه ؛ یعنى عجایب خلقت تمام شدنى نیست براى نمونه به علم طب مى نگریم كه از عمر این علم بیش از 4 الى 5 هزار سال مى گذرد و پیوسته دانشمندان مستعد و تیز فهم عمر خود را در این فن گذرانده اند و چه كتابخانه ها كه مالامال از نوشته و تحقیق ها نكرده اند، ولى پس از گذشت این عمر دراز است كه هنوز مى بینیم جراحى در این علم سهم بسیار زیادى دارد.

ابن سینا مى گوید : جراحى دلیل بر عجز طب است ؛ زیرا علم طب باید از عهده تداوى امراض و انحراف هاى بدن انسان برآید این كلام به خوبى دلیل بر آن است كه انسان و عوارض طبیعى آن پس از گذشت چندین هزار سال هنوز از ابهام بسیارى برخوردار بوده و دقایق وجودى او هنوز كشف نگردیده است . امام سجاد علیه السلام خداى را به این صفت خوانده و سپس با درود بر ولى مطلق او حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آل او درخواست فرموده كه حجاب الحاد را از ما دور ساخته و عظمت خود را بر بندگانش بنماید و نیز خداى متعال را به صفت قدرت غیر متناهى او خوانده كه از عذاب و غضب خود ما را در امان دارد و به ابدیت رحمتش توسل جسته تا از رحمت بى دریغ حضرت حق - جل و على - بى نصیب نباشیم .

فراز دوم

و یا من تنقطع دون رؤ یته الابصار، صل على محمد و آله ، و ادننا الى قربك . و یا من تصغر عند خطره الاخطار صل على محمد و آله و كرمنا علیك و یا من تظهر عنده بواطن الاخبار صل على محمد و آله و لا تفضحنا لدیك . اى كسى كه چشم از دیدن او باز مى ماند، بر محمد و آلش درود فرست و ما را به قرب و رحمت خود نزدیك فرما و یا آن كه هر بزرگى در كنار قدرت او كوچك است ، بر محمد و آلش درود فرست و ما را در نزد خود گرامى دار، و اى كسى كه خبرهاى پوشیده بر او ظاهر است درود بر محمد و آل محمد فرست و هرگز ما را رسوا در نزد خود نگردان .

شرح :

ندیدن خداوند متعال با چشم و ایمان آوردن به او، امرى غریب نیست ، چرا كه بسیارى از حقایق هستى را كه چاره اى از تصدیق آن ها نداریم هرگز با چشم ، رؤ یت نمى كنیم و چه بسا اگر دقت كنیم قسمت عمده پایه هاى زندگى انسانى بر واقعیت هاى عقلانى بنا نهاده شده كه چشم و گوش و لمس سهمى در دریافت آن ها ندارند و این چنین نیست كه همه چیز را بتوان با ابزار حواس ظاهرى دریافت .

كتابخانه هاى جهان همگى با عقل انسان رابطه دارند و با او سخن مى گویند و هرگز چیزى را به چشم و یا گوش ارایه نمى كنند، بلكه جملگى قواعد علمى است كه ابزار فهمیدن آنان عقل محض است و بر همین گونه است شناخت اخلاق مردم و حالات روحى آنان كه با خرد خاص قابل دریافت است . و هرگز با چشم نمى توان به آن پى برد. بزرگى و كوچكى ، عظمت و كوتاهى موجودات امرى نسبى است ، بسیارى از چیزها كه از نظر بعضى مهم و بزرگ است ، چه بسا از نظر ما كوچك و حقیر باشد و هر كس به هر مقدار داراى عظمت و قدرت باشد در برابر بسیارى از حوادث و واقعیات به عجز و ناتوانى مى رسد و چاره اى جز تسلیم ندارد، چنان كه نسل انسانى در مقابل دستگاه تكوینى عالم غیر از آنكه رابطه ها را شناخته و خود را بر حسب آنان تطبیق دهد، كار دیگرى از او ساخته نیست . به هر حال هر كه باشد و به هر جا كه برسد عاقبت در مقابل ناملایمات چاره اى جز تسلیم خاضعانه ، نخواهد داشت .

اینك آن خدایى كه همه چیز از نظر او كوچك بوده و هیچ بزرگى نیست ، مگر آن كه در پیشگاه او خرد و ناتوان است و هر مهمى در كنار او ناچیز است اگر بنا گذارد كه كسى را تحقیر نماید و پرده از اسرار او بردارد، او به هیچ مخفى گاه و پناهگاهى راه ندارد و به هر جا كه بگریزد به سرعت سوى هدف قرار گرفتن حركت مى كند.

هیچ مانعى نمى تواند او را از این نصیب حتمى به كنار زند؛ زیرا با تقدیر الهى هیچ تدبیرى سود نمى دهد.

و لذا امام علیه السلام پس از آنكه كهن ترین را نزد خداوند، كوچكترین دانست ؛ بدان معنى كه ذلت لقدرتك الصعاب همه چیز در قبال قدرت او كوچك است و كوچك و بزرگ در آن افق بى معنى است ، و با درود بر پیامبر و آلش درخواست فرمود كه با ما با اسم ستارى خود معامله كند و پرده اسرار را كنار نزند.

فراز سوم

اللهم اغتنا عن هبه الوهابین بهبتك و اكفنا وحشه القاطعین بصلتك ، حتى لا نرغب الى احد مع بذلك ، و لا نستوحش من احد مع فضلك . خدایا ما را از بخشش بخشندگان بى نیاز گردان و ما را از ترس آنان كه از ما بریده اند نگهدار به طورى كه بعد از تو به هیچ فردى رغبت نورزیم و با فضل تو از احدى هراس به دل راه ندهیم .

شرح :

بر اندام هر آنچه كه در عالم ، وجود دارد، به جز حضرت حق ، نشان حد و مرز ترسیم یافته و همه چیز در عرصه تنگناى فقر و امكان قرار گرفته و از این قانون هیچ چیزى استثنا نپذیرفته است .

بر این اساس محدودیت ذاتى بر وجود مخلوقات نقش بسته ، محدودیت افعالى ایشان به وضوح محسوس و ملموس است .

دل چون به غیر خدا بند شود او به ناپایدارى كه قرین عجز و تنگ نظرى است ارتباط یافته است كه گاهى او خوف زوال داشته ، مانع از عنایت به این مسكین است و گاهى با توهم نقصان دست از عطا برگیرد و به بخل گراید و گاهى هم اغراض خاص وهمى مانند طلب تملق و چاپلوسى و تحقیر نیازمندان به محرومیت آنان مى انجامد.

و لذا در دعاى ابوحمزه مى فرماید : و لا تلكنى الى الناس فانهم یهینوئى ؛ یعنى خدایا مرا به مردم حواله نده كه اینان مرا خوار خواهند كرد.

و اما اگر دل به خداى غنى مطلق ربط یافت نه خوف زوال و نه توهم نقصان و نه اغراض وهمى نابجا در كار نخواهد بود، بلكه تكیه بر آن غنى مطلق آن چنان دل را آرام مى كند كه نظر بر غیر را دیگر حرام دانسته و كمترین رغبتى به دیگران نخواهد داشت ؛ زیرا به غناى مطلق تكیه زده و غنى ترین اغنیاى عالم در مقابل او كمترین و ناچیزترین بحساب آیند.

و بر همین قیاس اگر به قدرت حضرت حق وصل شویم ، نیروى محدود، اهرم بازو را به قدرت الهى مرتبط كرده و به نیروى لایزال او دست توكل زده و از هیج قدرتى هراس نخواهیم داشت .

یكى از اسرار، بلكه سر الاسرار مكتب انبیا كه پیوسته با كمترین امكانات در مقابل عظیم ترین قدرت هاى زمان خود مى ایستادند این بود كه با علم و آگاهى به قدرت خداى متعال و اطمینان به یارى او آن چنان شجاعانه اقدام مى كردند كه مایه حیرت نادان هاى زمان قرار مى گرفت .

حشمت و عظمت ظاهرى قارونیان هرگز چشم بندگان مخلص و راستین حضرت ربوبى را پر نمى كرد، و هم چنانكه پس از فرو رفتن در قعر زمین عده اى گفتند : و یكانه لا یفلج الكافرون (315) پیامبر زمان او وى را با تمام قدرتش و قبل از فرو رفتن او را ناپایدار و ناموفق و به دور از رستگارى مى دید.

و پیامبر با عظمت اسلام نیز به تنهایى در مقابل تمامى كافران و منافقان مى ایستد و با قلب مطمئن از خطاب و ینصرك الله (316) دست به ارشاد و هدایتى موفقیت آمیز كه عالمى را در سیطره نور و هدایت وحى قرار داد.

فراز چهارم

اللهم فصل على محمد و آله و كد لنا، و لا تكد علینا، و امكر لنا، و لا تمكر لنا، و ادل لنا و لا تدل منا. اللهم صل على محمد و آله ، و قنا منك ، و احفظنا بك ، و اهدنا الیك ، و لا تباعدنا عنك ان من تقه یسلم ، و من تهده یعلم و من تقربه الیك یغنم . خدایا بر محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آلش درود فرست و به سود ما تدبیر فرما نه به زبان ما و مكر خود را نه با ما، بلكه بر دشمنان قرار بده و ما را پیروز گردان و آنان را بر ما پیروز مگردان . و بر محمد و آلش درود فرست و ما را از خشم خود نگهدار، ما را محفوظ بدار و به سوى خود راهنمایى فرما و از خودت دور مگردان كه هر كس را كه تو حافظى به سلامت باشد و هر كه را هدایت كنى آگاه است و هر كسى را كه به خود نزدیك فرمایى به غنیمت تمام مى رسد.

شرح :

لفظ كید و مكر كه امام علیه السلام در این فراز از دعا به كار برده اند با استفاده از قرآن كریم است كه در موارد خاصى در مقابل كید و مكر مكاران كه با نفاق تمام سد راه هدایت مى شوند به خود نسبت داده است ؛ همانند آیه شریفه انهم یكیدون كیداَ و اكید كیداَ فمهل الكافین امهلهم رویدا . (317)

و با آیه شریفه و مكروا و مكر الله و الله خیر الماكرین . (318)

و البته از قرینه موجود در آیات استفاده مى شود كه این كید و مكر كه بر خداى متعال نسبت داده شده مكر و كید سو نیست ، بلكه راهى براى جلوگیرى از كیدها و مكرهاى منافقانه اى است كه نسل و حرث ؛ یعنى نفوس مسلمین و اقتصاد آنان و اسلام و مسلمین را به خطر مى انداخته و در این صورت چاره اى جز اندیشه خلاصى از شر اسرار نیست .

در چنین مواقعى هرگونه روشى كه بتواند نقشه هاى شوم آنان را خنثى كند، ضرورى و لازم است ، از این رو امام معصوم كه از خداوند متعال طلب مكر و كید فرموده بر همین پایه است كه در امان ماندن از خیانت ها و نفاق ها گاهى مستلزم چاره اندیشى خاصى است كه كید و مكر آنان را دست و پاگیر خود آنان نماید. و نیز درخواست حفظ و هدایت از حضرت حق - جل و على - نموده و آن نعمتى است كه فوق آن ها نعمت دیگرى نخواهد بود؛ زیرا رهایى از حفظ و هدایت حق كنار رفتن از خط مستقیم و رها شدن در خطوط غیر متناهى ضلالت است كه در وادى بیكران شر حیران و سرگردان خواهد بود، ولى آن كس كه در حمایت و حفظ او قرار گیرد از هیچ موج و طوفانى نهراسد، بلكه پیوسته دست در دست هدایت او قرار داده و به ساحل نجات ره خواهد یافت .

 

شب تاریك و سنگستان و مومست

 

 

 

 

قدح از دست مو افتاد و نشكست

 

 

 

 

نگهدارنده اش نیكو نگه داشت

 

 

 

 

و گرنه صد قدح نفتاده بشكست

 

 

فراز پنجم

اللهم صل على محمد و آله ، و اكفنا حد نوائب الزمان ، و شر مصائد الشیطان ، و مراره صوله السلطان . خداوندا بر محمد و آلش درود فرست خدایا و ما را از شداید و شدت آن و شر دام شیطان و تلخى غضب و ظلم آنكه مسلط بر انسان هاست نگهدار.

شرح :

در جهانى كه ما زندگى مى كنیم ، عالم ماده است و مبناى آن بر تزاحم ها، تضادها و اصطكاك هاست كه هم چون فضایى كه مالامال از سنگ هاى فضایى است ، پیوسته معلق بوده و در عرصه اى وسیع در حركت و تكاپو هستند و بسیارى از آنان با اصطكاك به همدیگر بحالت پودر و یا گاز و مایع در مى آیند. در عالم ما نیز ناملایمات و جریان هاى موافق و اتفاقات متناسب بسیار است كه گاهى ما از آنان به اتفاقات یاد مى كنیم گاهى چند جرعه آب كه بر زمین ریخته كافى است فردى را به زمین كوبد و براى همه عمر او را آفت زده كند و یا پوست میوه اى فرد را بلغزاند.

آنچه را كه به عنوان مثل ذكر كردیم جزیى ترین اتفاقات است كه از دسترس ‍ و قدرت و اختیار انسان خارج است .

جنگ ها، نزاع ها و كشمكش هاى زیادى در دنیا به طور غیر قابل پیش بینى در مرحله وقوع است و فقط خداى متعال مى تواند انسان را از آن همه ناملایمات حفظ كرده و نجات دهد و چاره نداریم جز این كه پیوسته از او درخواست كنیم كه از ماموران نظام تكوینى این عالم به دور و در امان باشیم و از عافیت لازم به یمن رحمت و مغفرت او برخوردار گردیم .

حافط مى گوید :

 

بركشد آینه از جیب افق ، چرخ و در آن

 

 

 

 

بنماید رخ گیتى به هزاران انواع

 

 

 

 

شاهد دنیا همه مكر است و فریب

 

 

 

 

عارفان بر سر این رشته نجویند نزاع

 

 

 

 

وضع دوران بنگرد ساغر عشرت بر گیر

 

 

 

 

كه بهرحال همین است كه بینى اوضاع

 

 

و در جمله بعد، امام علیه السلام از مصاید شیطان به خدا پناه برده است . مصاید جمع مصیده است و مصیده به معنى ابزارى است كه صیادان ، به وسیله آن شكار خود را به دام مى افكنند. (319)

شیطان نیز در كمین انسان سنگرها ساخته و از هر طرف به قصد فتنه به سوى انسان تیرى پرتاب مى كند كه شاید او را به تدریج از پاى درآورده و مقاومت را از او سلب كند تا طعمه اى آماده براى او باشد. و براى هر كس ‍ دام هاى مختلفى گسترانیده و او را از طریق خاصى صید مى كند. یكى را در دام شهوت ، غضب و خود خواهى ها اسیر مى كند و پیوسته او را دستخوش ‍ فراز و نشیب هاى هوى و هوس قرار مى دهد تا عمر تباه شده را به آخر برساند. و دیگرى را در راه ریا و سالوس گرفتار كرده و در غرور خود فروشى و فرو مایگى سرگرم مى كند.

 

دلا دلالت خیر كنم به راه نجات

 

 

 

 

مكن به فسق مباهات و زهدهم مفروش

 

 

فراز ششم

اللهم انما یكتفى المكتفون بفضل قوتك ، فصل على محمد و آله ، و اكفنا، و انما یعطى المعطون من فضل جدتك ، فصل على محمد و آله و اعطنا، و انما یهتدى المهتدون بنور وجهك ، فصل على محمد و آله و اهدنا . خدایا آنان كه در حد كفایت از همه چیز قرار دارند، كسانى هستند كه در پناه كفایت تو به سر مى برند، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را هم كفایت بفرما و هر كس كه دست بخشنده دارد به فضل جود توست ؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و به ما هم عطا بفرما و هر كسى كه به راه مستقیم هدایت راه یافت به نور وجه تو بود، پس بر محمد و آلش درود فرست و ما را به هدایت خود در صراط مستقیم قرار ده .

شرح :

در حد كفایت زندگى داشتن ، به معنى دارایى و ثروت هنگفت و ذخیره هاى زر و زیور نیست ؛ زیرا آن كه بیشتر از همه در سر خود پرورانده است كه باید در پناه پول و زور به آسایش رسید؛ پس از گذراندن دوره هاى سختى و رسیدن به خواسته ها مى داند كه آرامش در پناه اوهام تهى و غلط او نبوده و اگر هزاران برابر این قدرت فیزیكى و اندوخته چنین و چنان شود، ولى امنیت روحى و آرامش دل و جان نداشته باشد، هرگز سر به بالین آسایش ‍ نخواهد گذاشت و لذا امام علیه السلام فرمود : انما یكتفى المكتفون بفضل قوتك ؛ یعنى در آرامش زیستن و در پناه كفایت حضرت ربوبى بودن به همین جهت امیر مؤ منان فرمود : من توكل على الله ذلت له الصعاب ، (320) و من توكل لم یهتم ، (321) و در جمله بعد حضرت ربوبى - جل و على - مى بخشد؛ زیرا در قرآن كریم آمده : یا ایها الناس انتم الفقرا الى الله و الله هو الغنى الحمید (322) اى مردم شما نیازمند به خداوند هستید و خداوند بى نیاز و بزرگوار است .

از آنجا كه حقیقت وجودى هر شخصى از خلاق متعال عالم است و در اصل هستى خود به دیگرى وابسته مى باشد معلوم مى شود كه در مزایاى زندگى نیز به همان خداى بزرگ وابسته است .

و چه خوب است انسان بجاى آن كه چشم خود را به دست دیگران متوجه كند، این چشم را به كرم همان كسى داشته باشد كه جمله هستى ها و همه ى نعمت ها و تمام ثروت ها از آن اوست و همان كسى كه به این شخص ‍ ثروت مند عطا كرده مى تواند به ما هم عطا فرماید.

و امام علیه السلام در قسمت آخر این فراز از دعا هدایت را تماما به حق نسبت داده و مى فرماید : جملگى آنان كه به هدایت رسیده اند از نور توست و قرآن كریم نیز به همین جهت اشاره فرموده و مى فرماید : لولا فضل الله علیكم مازكى منكم من احد (323) و اگر فضل خدا بر شما نبود هیچ كدام پاكیزه نمى شدید.

 

مرا گداى تو بودن و سلطنت خوشتر

 

 

 

 

كه ذل جور و جفاى تو عز و جاه من است

 

 

 

 

از آن زمان كه بر این آستان نهادم روى

 

 

 

 

فراز مسند خورشید تكیه گاه من است

 

 

فراز هفتم

اللهم انك من و الیت لم یضرره خذلان الخاذلین ، و من اعطیت لم ینقصه منع المانعین ، و من هدیت لم یغوه اضلال المضلین ، فصل على محمد و آله ، و امنعنا بعزك من عبادك ، و اغننا عن غیرك بارفادك ، و اسلك بنا سبیل الحق بارشادك . خدایا هر كه را تو سرپرستى كنى از خذلان دیگران در امان است و آن كس را كه تو اعطا كنى اگر همه نسبت به او مانع خیر شوند، منقصتى براى او پیش نیاید و هر كس را تو هدایت كنى اضلال گمراه كنندگان او را گمراه نكند؛ پس تو بر محمد و آلش درود فرست و به عزت و جلالت ما را از شر بندگان خود محفوظ بدار و با عطاى خود بى نیازمان گردان و ما را در سبیل حق و هدایت با ارشاد خود قرار بده .

شرح :

در نظام جهان بینى اسلام هیچ كس جز خدا، رسول و جانشینان او به خودى خود حق ولایت و امر و نهى بر دیگرى را ندارد. حال در اینجا دو مساله قابل طرح است :

مساله اول : سرپرستى در نظام اجتماعى و مدیریت كه خداى متعال در این زمینه پیامبران و امامان خود را گسیل داشته كه به دریافت وحیانى ، دستورات را از خداى متعال اخذ كنند و به مردم ابلاغ نمایند و در صورت عدم حضور آنان با ابلاغ به علماى متقى ، عادل و صالح هر زمان ، آنان را براى تبلیغ دستورات و فرمان هاى الهى نصب كند كه همانند ستون دین نگهدار گستره آیین الهى باشند و پرواضح است كه در صورت نبودن ولى منصوب از جانب خداوند متعال خیمه دین برپا نخواهد بود.

مساله دوم : ولایت و سرپرستى در نظام خلقت ، نگهدارى بندگان و روزى دادن به آن ها، رفع حاجات و برآوردن مهمات بنى آدم است كه این سرپرستى جز از ناحیه خدا از شخص دیگرى ساخته نیست و هر كس هم دست توانایى در این زمینه دارد از ناحیه خداوند متعال به او عنایت شده است . هیچ كس در این جریان عظیم از خود استقلالى نداشته و نخواهد داشت ، بلكه جملگى آن ها ناتوان ، ضعیف و محكوم سلسله حوادثى در این عالم هستند و فقط خداوند متعال است كه حافظ، ولى و سرپرست مى باشد و با ولایت و سرپرستى او هرگز محرومیت و ناكامى باقى نخواهد ماند و كسى را توان ضرر وارد كردن نخواهد بود.

حافظ گوید :

 

كاروانى كه بود بدرقه اش لطف خدا

 

 

 

 

به تجمل بنشیند بجلالت برود

 

 

و هم چنین كسى را كه كرم و انعام الهى شامل گردد، اگر همه عالم دست در دست هم داده كه نعمت را از او سلب كنند هرگز نخواهند توانست ، بلكه عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواهد.

پس هر چه را كه او اراده كند، اعم از سرپرستى ، اعطا، هدایت ، بى نیازى از غیر، مسلوك سبیل حق وقوع آن قطعى بوده و هیچ كس معارض و مانع نتواند بود و كسى توان مقابله با خواست او را ندارد، بلكه هر مانع و معارضى ناخودآگاه به صورت معین و كمك در آید.

 

بجان دوست كه غم پرده بر شما ندرد

 

 

 

 

گر اعتماد بر الطاف كار ساز كنید

 

 

 

 

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است

 

 

 

 

چو یار ناز نماید شما نیاز كنید

 

 

فراز هشتم (آخرین فراز)

اللهم صل على محمد و آله ، و اجعل سلامه قلوبنا فى ذكر عظمتك ، و فراغ ابداننا فى شكر نعمتك ، و انطلاق السنتنا فى وصف منتك : اللهم صل على محمد و آله ، و اجعلنا من دعاتك الداعین الیك و هداتك الدالین علیك ، و من خاصتك الخاصین لدیك ، یا ارحم الراحمین . خدایا، بر محمد و آل محمد درود فرست و سلامت قلوب ما را در یادآورى عظمت خود قرار ده و راحتى جسم و تن را در شكر نعمت خود تضمین فرما و بازگویى زبان ما را در وصف منت هاى خود قرار بده و درود بر محمد و آلش ‍ فرست و ما را از كسانى قرار بده كه خلق را به سوى تو مى خوانند و هدایت مى كنند و ما را از خاصان درگاهت قرار بده اى ارحم الراحمین

شرح :

سلامت پیوسته در مقابل انحراف از خلق امرى فطرى و طبیعى است كه در زبان عموم به آن مرض مى گویند.

و سلامت هر چیز به حسب خود است . بیمارى تن خروج حرارت بیش از حد لازم است و بیمارى روح به دور افتادن از فطرت اولیه خود مى باشد؛ زیرا فطرت انسان خداپرست و فطرت توحیدى است كه هرگز باور ندارد، پدیده اى بى پدید آورنده باشد و یا اثرى بدون مؤ ثر به وقوع بپیوندد.

 

بنابراین اگر بت پرست به دنبال پرستیدن بت معبود خود است ، به دنبال هوا و هوس نیست ، بلكه فقط مؤ ثر را مى خواهد، به طورى كه اگر بداند او در قضاى حاجت داراى تاثیر نیست ، هرگز به بتخانه نمى نگرد؛ پس بر حسب فطرت زیستن ، خود سلامت دل و جان و قلب است . لذا امام علیه السلام سلامت قلب را در یاد خدا دیده و در فراغ و آسایش تن رو به شكر آورى دارد و مسلم اگر دل با خدا بود و تن فرو رفته در شكر، هرگز زبان خالى از ذكر و تهى از ورد با خالق نخواهد بود؛ زیرا همیشه زبان آن چنان چرخد كه دل بر آن حسب است .

 

مرا به وصول تو گر ز آنكه دسترس باشد

 

 

 

 

و گر طالع خویشم چه ملتحس باشد

 

 

 

 

اگر به هر دو جهان یك نفس زنم با دوست

 

 

 

 

مرا ز هر دو جهان حاصل آن نفس باشد

 

 

امام علیه السلام در قسمت دیگرى از این دعا مى فرماید : خدایا این افتخار عظیم را نصیب ما گردان كه بتوانیم هدایت گر به سوى تو باشیم . هیچ مقامى بالاتر از مقام شخصى كه دعوت به سوى خدا مى كند نیست ، آن كس كه بتواند صادقانه در راه معرفت صاحب هستى قدم مخلصانه بردارد و رابطه بین خلق و مبدئیت وجود قرار گیرد، هر متناهى محدود را به غیر متناهى رساند و عالم ماده را مرتبط به مجردات كند و به بالاترین مراتب جبروتى بكشاند.

این صفت از آن انبیا و كاملان بشریت مى باشد و هر كسى را در این حریم راه نیست . فقط كسانى كه از خاصان خدا هستند و از یگانه هاى دوران مى باشند بر این سفره میهمان خواهند بود.

 

در محفلى كه خورشید اندر شما ذره است

 

 

 

 

خود را بزرگ دیدن شرط ادب نباشد

 

 

 

 

پى نوشت ها:

 

314- صافات ، 160.

315- قصص ، 82 : عجب كافران رستگار نمى شوند.

316- فتح ، 3.

317- طارق ، 17 - 15 : آنان حیله گرى مى كنند و من نیز تدبیر مى كنم ، پس به كافرین مهلت ده ، به ایشان مهلت ده مدت اندكى .

318- آل عمران ، 54 : آنان حیله گرى نمودند و خداوند نیز تدبیر نمود و خداوند بهترین تدبیر كنندگان است .

319- فرهنگ جامع نوین ، ج اول ، حرف ص

320- امیرالمؤ منین على علیه السلام فرمود : هر كس بر خداوند توكل كند سختى ها بر او آسان شود. (تصنیف غرر و دررآمدى ص 197، كلام 3888).

321- و هر كس (بر خداوند) توكل كند اندوه نخواهد داشت . تصنیف غرر و دررآمدى ص 197، كلام (388).

 

322- فاطر، 15.

323- نور، 21.

 

شهود و شناخت ص247-آیت الله حسن ممدوحی

 

No
ثبت نظر
نام
متن
تقویم تاریخ
۱ ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر

شماره سفارش

 

اوقات شرعی