نمایندگی
شهرها
پشتیبانی
محصولات
فروش
محصولات
کتابخانه مذهبی
قرآن کریم (متن کامل، ترجمه، قرائت و ...)
 
نظرسنجی
سوالی برای نظر سنجی وجود ندارد
نظرات سایرین  |  آرشیو نظرسنجی
شرح دعای ششم صحیفه سجادیه
صحیفه سجادیه / شرح دعاهاي صحيفه سجاديه / شرح دعای ششم صحیفه سجادیه

شرح دعای ششم صحیفه سجادیه

الحمدلله الذى خلق اللیل و النهار بقوته ، و میز بینهما بقدرته و جعل لكل واحد منهما حدا محدودا و امدا ممدودا یولج كل واحد منهما فى صاحبه و یولج صاحبه فیه ، بتقدیر منه للعباد فیما یغذوهم به و ینشئهم علیه ، فخلق لهم اللیل لیسكنوا فیه من حركات التعب و نهضات النصب و جعله لباسا لیلبسوا من راحته و منامه فیكون ذلك لهم جماما و قوه و لینالوا به لذه و شهوه .

و خلق لهم النهار مبصرا لیبتغوا فیه من فضله ، و لیتسببوا الى رزقه ، و یسرحوا فى ارضه طلبا لما فیه نیل العاجل من دنیاهم ، و درك الآجل فى اخریهم .

بكل ذلك یصلح شانهم ، و یبلو اخبارهم ، و ینظر كیف هم فى اوقات طاعته ؛ و منازل فروضه و مواقع احكامه لیجزى الذین اساؤ ا بما عملوا و یجزى الذین احسنوا بالحسنى .

اللهم فلك الحمد على ما فلقت لنا من الاصباح ، و متعتنا به من ضو النهار، و بصرتنا من مطالب الاقوات ، و وقیتنا فیه من طوارق الآفات .

اصبحنا و اصبحت الاشیا كلها بجملتها لك ، سمائها و ارضها، و ما بثثت فى كل واحد منهما، ساكنه و متحركه ، و مقیمه و شاخصه ، و ما علا فى الهوا و ما كن تحت الثرى .

اصبحنا فى قبضتك ، یحوینا ملكك و سلطانك ، و تضمنا مشیتك و نتصرف عن امرك ، و نتقلب فى تدبیرك ، لیس لنا من الامر الا ما قضیت ، و لا من الخیر الا ما اعطیت .

و هذا یوم حادث جدید، و هو علینا شاهد عتید، ان احسنا و دعنا بحمد، و ان اسانا فارقنا بذم .

اللهم صل على محمد و آل محمد، و ارزقنا حسن مصاحبته ، و اعصمنا من سو مفارقته بارتكاب جریره ، او اقتراف صغیره او كبیره .

و اجزل لنا فیه من الحسنات ، و اخلنا فیه من السیئات ، و املا لنا ما بین طرفیه حمدا و شكرا و اجرا و ذخرا و فضلا و احسانا .

اللهم یسر على الكرام الكاتبین مؤ ونتنا و املا لنا من حسناتنا صحائفنا، و لا تخزنا عندهم بسو اعمالنا .

اللهم اجعل لنا فى كل ساعه من ساعاته حظا من عبادك ، و نصیبا من شكرك ، و شاهد صدق من ملائكتك .

اللهم صل على محمد و آله ، و احفظنا من بین ایدینا، و من خلقنا و عن ایماننا و عن شمائلنا، و من جمیع نواحینا، حفظا عاصما من معصیتك ، هادیا الى طاعتك ، مستعملا لمحبتك .

اللهم صل على محمد و آل محمد، و وفقنا فى یومنا هذا، و لیلتنا هذه ، و فى جمیع ایامنا؛ لاستعمال الخیر و هجران الشر، و شكر النعم و اتباع السنن ، و مجانبه البدع و الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، و حیاطه الاسلام و انتقاص الباطل و اذلاله ، و نصره الحق و اعزازه ، و ارشاد الضال و معاونه الضعیف و ادارك اللهیف .

اللهم صل على محمد و آله ، و اجعله ایمن یوم عهدناه ، و افضل صاحب صحبناه ، و خیر وقت ظللنا فیه .

و اجعلنا من ارضى من مر علیه اللیل و النهار من جمله خلقك ، اشكرهم لما اولیت من نعمك و اقومهم بما شرعت من شرائعك ، و اوقفهم عما حذرت من نهیك .

اللهم انى اشهدك و كفى بك شهیدا، و اشهد سمائك و ارضك ، و من اسكنتهما من ملائكتك و سائر خلقك ، فى یومى هذا و ساعتى هذه و لیلتى هذه ، و مستقرى هذا، انى اشهد انك انت الله الذى لا اله الا انت قائم بالقسط، عدل فى الحكم ، رؤ وف بالعباد، مالك الملك ، رحیم بالخلق .

و ان محمدا عبدك و رسولك ، و خیرتك من خلقك ، حملته رسالتك فاداها، و امرته بالنصح لامته فنصح لها .

اللهم صل على محمد و آله ، اكثر ما صلیت على احد من خلقك ، و آته عنا افضل ما آتیت احدا من عبادك و اجزه عنا افضل و اكرم ما جزیت احدا من انبیائك عن امته .

انك انت المنان ؛ بالجسیم ، الغافر للعظیم ، و انت ارحم من كل رحیم ، فصل على محمد و آله الطیبین الطاهرین الاخبار الانجبین .

فراز اول

الحمدلله الذى خلق اللیل و النهار بقوته ، و میز بینهما بقدرته و جعل لكل واحد منهما حدا محدودا و امدا ممدودا یولج كل واحد منهما فى صاحبه و یولج صاحبه فیه ، بتقدیر منه للعباد فیما بغذوهم به و ینشئهم علیه ، فخلق لهم اللیل لیسكنوا فیه من حركات التعب و نهضات النصب و جعله لباسا لیلبسوا من راحته و منامه فیكون ذلك لهم جماما و قوه و لینالوا به لذه و شهوه . حمد خدایى را كه شب و روز را به قدرت خود آفرید و هر یك را از دیگرى ممتاز ساخت و براى هر یك حد خاصى را معلوم ساخت و مدت معینى را تعیین فرمود و در فصول مختلف مدتى از روز را با شب جابجا مى كند؛ یعنى در زمستان از روز مى كاهد و به شب اضافه كند و در تابستان از شب كاسته و به روز مى افزاید و این خود تقدیرى الهى است كه در تغذیه مناسب و پرورش بندگان ضرورى است ؛ پس خلقت شب تعب و رنج روز را آرامش مى دهد و هم چنان پوشش آرام بخشى است كه براحتى مى خوابند و موجب رفع خستگى و بازیافت قدرت از دست رفته است و بدان وسیله نیز به لذایذ و خواسته هاى خود مى رسند.

شرح :

امام علیه السلام در این دعا قدرت خداوند متعال و رابطه مستقیم او با جهان آفرینش را بیان كرده و جملگى موجودات را در پناه قدرت و عظمت خداوند مى داند.

گاهى از زبان بعضى دانشمندان این توهم خام مطرح مى شود كه پیشرفت علم و كشف روابط موجودات و قوانین جارى در طبیعت كافى است و دیگر روى آوردن به مذهب مفید نیست ؛ زیرا همه چیز را مى دانیم و تنها در محیط مسجد و محراب و مراكز دینى است كه باید خدا را خواند و خدا و دستورات او را باید در چهارچوب مساجد و كلیساها محصور نمود. امام علیه السلام این توهم را مردود مى داند. این گونه فكر كردن در واقع محدود و كوچك بودن فكر و ذهن آنان را نشان مى دهد نه واقعیت عالم را در یك كشف طبیعى آنچه را یك محقق به دست مى آورد آیه اى از آیات حضرت حق است . و چه بسیار رازهاى عظیم كه در كتاب آفرینش موجود است و بشر قرنى پس از قرنها سطرى از اوراق این كتاب را در مى یابد.

دعاهایى كه از حضرات معصومین به ما رسیده است با روایات فرق مهمى دارد؛ زیرا در دعاى مخاطب فقط خداست و معصوم با تمام حقیقت در آن تجلى كرده ، و حقایق و معارف بسیار زیادى را در آن به ودیعه گذارده است .

دعاها در بردارنده رازهاى زیادى هستند و بر محققان است كه در كشف این معارف بكوشند اما در روایات مطلب به گونه اى دیگر است ؛ زیرا محدوده فهم مخاطب بكوشند كه شخص راوى است ، حتما در جواب ملحوظ گردیده است حضرات معصومین با زبان دعا حقایق بسیارى را براى امت خود بازگو كرده اند كه با روش هاى علمى و فلسفى فرق بسیار دارد؛ مثلا در فلسفه و همینطور بسیارى از علوم رسمى و متداول در مراكز علمى ، فعل و انفعال ها و علل و معول هاى بسیارى را مى بینید كه هر یك بجاى خود داراى اثرى خاص است و تمامى فرایندهاى علمى را در ارتباط با همان فعل و انفعال ها مى بینید. یك فیلسوف الهى نیز وسایط را بر حسب چهارچوب فلسفى خود مؤ ثر مى داند، ولى در مكتب دعا كل آن وسایط و فعل و انفعال ها و پیدایش طبایع موجود را در جاى خود صحیح دانسته ، اما استقلال در تاثیر را از آن ها مى گیرد و تاثیر علت و مؤ ثریت تمام مؤ ثرها را مخلوق خدا مى داند و به صاحب اصلى كه خداست نسبت داده و حكومت مطلق بر عالم را از آن یگانه اى متعال كه هیچ گونه حدى و نقصى بر او حاكم نیست مى داند؛ یعنى به طور دقیق تصویر مى كند كه هستى را خدا آفریده و آثار هستى را قائم به خواست او مى داند.

البته در میان علوم مختلف تنها عرفان نظرى است كه رابطه بین مخلوق و خالق را بدون واسطه دیده و هر چیزى را همانند جدول هایى كه داراى ارتباطى تنگاتنگ با اقیانوس عظیم است و همه از آن نشات گرفته و عاقبت هم به طرف آن برمى گردد در رابطه مستقیم با مبدا مى داند و بر آن باور است كه هر موجودى داراى وجهى خاص بوده كه به واسطه آن وجه خاص ‍ با خداى متعال مرتبط است .

در نامه اى كه دكارت فرانسوى به یكى از دوستان خود به نام مرسن مى نویسد، از رمز بسیار جالبى پرده برداشته و مى گوید : حقایق ریاضى كه شما آن را ازلى و ابدى مى خوانید، جملگى را خداوند مقرر كرده است و آن ها مانند تمام مخلوقات دیگر تابع خداوند هستند و قول به اینكه این حقایق تابع خدا نیست ، مثل این است كه خداوند بزرگ را همانند خدایان یونان تابع قضا و قدر سابق و سلسله امور دیگر بدانیم - خواهش مى كنیم بیم نداشته باشید از این كه همه جا بگویید و منتشر كنید كه خداوند همانند امپراطورى كه قوانین را در مملكت برقرار مى سازد و مملكت را با آن قوانین مدیریت كند - تمام قوانین طبیعى و ریاضى را نیز او در این عالم برقرار كرده است و اگر به شما بگویند كه آیا خداوند مى تواند قوانین خود را همانند حكمرانان تغییر دهد؟

در جواب بگویید آرى چنین است اگر اراده خداوند تغییر كند او نیز تغییر خواهد كرد، خواهند گفت كه ما این حقایق و قوانین را نامتغیر مى دانیم . جواب گویید كه من هم معتقدم اراده خدا لایتغیر است كه این قوانین لایتغیر است و اگر خدا بخواهد هر كارى مى تواند بكند و ما آنقدر دانسته ایم كه خداوند قادر است آنچه را ما مى فهمیم انجام دهد و نمى توانیم بگوییم آنچه را ما نمى فهمیم او نمى تواند انجام دهد؛ زیرا این یك گستاخى و ادعاى بى دلیل است كه ما دامنه تخیل خود را به اندازه وسعت قلمرو الهى بدانیم . (324)

پس خداست كه فعال لما یرید است و تمامى آزمایشگاه ها و مراكز علمى عمیق عالم گواه نظام توحیدى و بازگو كننده عظمت صنع و تصویر كننده ى حكمت و تدبیر حضرت حق متعال است .

و لذا امام علیه السلام فرمود : و جعل لكل واحد منها حدا محدودا و امدا معدودا . و براى هر یك از شب و روز حد و مدت معینى قرار داد. تنظیم حركات و گردش افلاك بر حسب شرایط زندگى آدمى است ، بدان معنى كه اگر شب طولانى تر مى بود، خستگى آور مى شد، چنان كه اگر روز نیز طولانى تر مى شد انسان فوق توان خود تلاش مى كرد كه در این صورت براى بقا نوع مضر بود و لذا هر یك از شب و روز را محدود و آن ها را از همدیگر متمایز كرد گذشته از آنكه در این تنوع ها و پدیده ها اسرارى است كه خود حكمت هاى مهمى در برداشته كه باید فكر كرد و بهره برد.

و با اشاره به همین حكمت امام معصوم علیه السلام در فراز دیگرى فرمود :

یولج كل واحد منهما فى صاحبه ، و یولج صاحبه فیه بتقدیر منه للعباد فیما یغذوهم به و ینشئهم علیه ؛ در تمام طول سال شب و روزگاه كوتاه و گاهى ممتد مى شود و پیوسته در این نوسان هر یك با حساب دقیقى به جاى دیگرى گمارده مى شود و در این شب و روز بسیارى از امور بندگان تقدیر و اندازه گیرى شده و پرورش بندگان نیز انجام مى پذیرد.

آنچه از جملات اخیر امام در این فراز از دعا بدست مى آید آن است كه خلقت شب و روز و كوتاه شدن شب و ممتد گردیدن آن و یا بالعكس در موجود شدن و روزى گرفتن بندگان تاثیر تمام دارد.

خداوند متعال در آیه 10 سوره فصلت مى فرماید : و قدر اوقاتها فى اربعه ایام خداوند روزى مخلوقات را در چهار دوره - كه فصول اربعه است - تقدیر فرمود. در این فصول چهارگانه گاهى قوس شب از دو طرف روز را پیوسته مى كاهد تا به كوتاهترین زمان خود مى رسد و گاهى قوس روز از دو طرف شب را احاطه كرده و از آن مى كاهد و این جریان با حركات شمالى و جنوبى خورشید انجام گرفته كه در هر یك از رفت و برگشت خورشید دو فصل طى مى شود كه در مجموع رفت و برگشت شمالى و جنوبى آن چهار فصل بر حسب آنچه ظاهر محسوس است انجام مى پذیرد و این فرمایش امام سجاد علیه السلام یولج كل واحد منهما فى صاحبه تا آنجا كه مى فرماید : بتقدیر منه للعباد فیما یغذوهم و ینشئهم علیه مضمون همین آیه شریف است .

در حقیقت اندازه گیرى روز و شب و پرورش بندگان در این چهار فصل انجام مى گیرد و فراز دعا به طرز جالبى جریان پرورش انسان ها را تصویر فرموده است .

فخلق لهم اللیل لیسكنوا فیه من حركات التعب ، و نهضات النصب ، و جعله لباسا لیلبسوا من راحته و منامه ، فیكون ذلك لهم جماما و قوه ، و لینالوا به لذه و شهوه .

البته این قسمت از دعا در خواص شب است ، ولى فراز قبل مربوط به اختلاف زمان در شب و روز مى باشد.

امام علیه السلام در این قسمت از دعا به چند چیز كه از مهمترین مسایل در زندگى بشر مى باشد اشاره مى فرماید كه هر یك در جاى خود از اصولى ترین مسایل زندگى بشرى است .

1 - از جنب و جوش هاى خسته كننده و دشوارى هاى روز بیارامند؛

2 - گویى لباسى از آرامش به آنان پوشانیده كه آسایش پیدا كنند و نیروى از دست رفته را مجددا باز یابند و نیز در پناه آن ، خوشى و لذت در كام آنان فرو ریزد.

در آیه شریفه نیز مى فرماید : و هو الذى جعل لكم اللیل لباسا و تشبیه شب به لباس به جهت تاریكى آن است كه خود نوعى پوشش داراى آرامش و لذت است .

و كلمه شهوت در این فراز به معنى غرایز جنسى نیست ، بلكه به معنى هرگونه میل و رغبتى است كه طبع انسان را به آن راغب است .

فراز دوم

و خلق لهم النهار مبصرا لیبتغوا فیه من فضله ، و لیتسببوا الى رزقه ، و یسرحوا فى ارضه طلبا لما فیه نیل العاجل من دنیاهم ، و درك الآجل فى اخریهم . و روز را براى ایشان روشن آفرید تا از (روشنایى ) آن استفاده كنند در زمین گردش نموده و فضل و احسان خدا را طلب كنند و در تامین دنیا و آخرت خود بكوشند.

شرح :

خداوند متعال مى فرماید : جعل لكم اللیل و النهار لتسكنوا فیه و لتبتغوا من فضله (325)

(خداوند) براى شما شب و روز را قرار داد تا در آن (شب ) بیارامید و (در روز) از فضل الهى بهره بردارى نمایید.

در این فراز از دعا نكات بسیار جالبى وجود دارد كه - به طور اجمال - به آنها اشاره مى كنیم :

1 - آنچه را انسان در روز كسب كند، جملگى فضلى است كه خداوند عنایت فرموده و هرگز نباید آن را به خود نسبت داد؛ زیرا مثلا كشاورزى كه توهم مى كند او رنج برده و باغ را به ثمر رسانده باید بداند كه هزاران هزار علل و اسباب با یكدیگر درگیرند تا كمترین و ساده ترین موجودى كه مورد عنایت و توجه نیست ، پیدا شود، چه رسد به پیدایش یك خوشه گندم و یا یك حبه از دانه هاى نباتى و یا میوه جات كه اگر فضل و لطف الهى نبود كشاورز یك برگ را نیز نمى توانست با زحمت تمام عمر به دست آورد.

شاید بعضى توهم كنند كه مثلا آزمایشگاه ها قادر به تجزیه و تركیب هستند و چه بسا بتوانند الگو برداشته و بعضى از فرآورده ها را بطور مشابه بسازند، ولى این توهم ، اشتباهى بسیار روشن است ؛ زیرا اولا : ایشان الگو را از خارج برداشته و ثانیا : از مواردى كه مخلوق الهى است استفاده كرده اند و نیز خواص عناصر كه در ساخت و سازها نقش دارد، فقط به اذن الهى پیدا شده و در دعاى سمات اشاره به همین فرازها آمده است و بحكمتك التى صنعت بها العجائب و خلقت بها الظلمه و جعلتها لیلا و جعلت اللیل سكنا و خقلت بها النور و جعلته نهارا و جعلت النهار نشورا مبصرا ؛

یعنى خدایا (درخواست مى كنم ) به حكمت تو كه عجایب را آفریده و ظلمت را نیز كه سبب پیدایش شب شد و شب را موجب آرامش (آدمیان ) قرار دادى و به حكمت خود نور را نیز خلق فرموده و آن را آماده براى حركت و فعالیت انسان ها قرار دادى .

2 - اسلام به طور دقیق و هماهنگ با نظام تكوینى عالم ، زندگى طبیعى انسان ها را مورد دقت قرار داده ، ولى به او هشدار داده كه در ادامه زندگى طبیعى او گونه اى دیگر از حیات انسانى قرار دارد كه در امتداد حیات طبیعى او و غیر متناهى است و آن حیات غیر متناهى پیوندى ناگسستنى با حیات طبیعى او دارد.

اسلام نظام تعاون را در زندگى انسان از نظر دور نداشته و بشر را مكلف به هماهنگى با دستگاه طبیعى آفرینش كرده است ، به طورى كه هرگز به كسانى كه دنیا را با معیارهایش نادیده گرفته و مى خواهند یكباره به سوى آخرت حركت كنند، نظر مثبت ندارد و رهبانیت و كناره گیرى از مردم در زندگى اجتماعى را حرام مى داند.

چنان كه حرص زدن و فرو رفتن در دنیا و فراموش كردن آیین آخرت را نیز جایز نمى داند و حریصان و بى دینان را بندگان طاغوت و شر الدواب (بدترین جنبندگان ) مى خواند.

پس از دیدگاه اسلام دنیا و آخرت هر دو مورد لحاظ بوده و باید مورد توجه قرار گیرند و اگر دین ما را به اعتدال و صراط مستقیم دعوت نموده معناى آن همین است و روش انبیا علیهم السلام در زندگى چنین بوده است .

فراز سوم

بكل ذلك یصلح شانهم ، و یبلو اخبارهم ، و ینظر كیف هم فى اوقات طاعته ؛ و منازل فروضه و مواقع احكامه لیجزى الذین اساوا بما عملوا و یجزى الذین احسنوا بالحسنى خداوند متعال با این تدابیر (خلق شب و روز و فصول چهارگانه و كوتاه و بلند شدن روزها و شب ها و آسایش شب و فعالیت روز) زندگى مردم را سامان مى دهد و رفتار و كردار آنان را مى آزماید كه اینان در اوقاتى كه طاعت الهى واجب است و مواردى كه مى بایست به تكالیف عمل كنند و امتثال امر نمایند و در مورد احكام الهى كه باید اهمیت به آنها دهند، چگونه عمل مى نمایند، بنابراین تمامى این اعمال زیر نظر دقیق خداوند است تا نیكوكاران را به پاداش و بدكاران را به كیفر رساند.

شرح :

نكته اساسى و قابل توجه این است كه زیبایى هاى جهان ، كشش و جذابیت فراوانى دارد و در عین حال عمل به تكالیف و وظایف بندگى نیز در موارد فراوانى در مقابل این جذابیت چشم گیر قرار گرفته و انسان را دعوت به خود نباختن مى كند و نفس اماره و شیطان نیز با وسوسه هاى فراوان زمینه روى گردانى از تكالیف را فراهم مى كنند، لذا در این میدان وسیع عقل و نفس پیوسته به مبارزه با یكدیگر مى پردازند و پیروز این میدان مى بایست مستمرا اعتدال را حفظ كند. پیروزى بر این دو حریف ؛ یعنى (شیطان و نفس اماره ) كه در صدد لغزاندن انسان هستند مقاومت پیوسته اى را مى طلبد و رشد و تكامل انسان نیز در گروهمان مقاومت است و اگر انسان در این میدان رقابت موفق شود به عالى ترین مقامات واصل مى گردد و از قضا یكى از اسرار خلقت شیطان و نفس اماره همین پیدایش رقابت و پیگیرى مقاومت انسان است . از این رو این كشمكش قهرمانى مى سازد كه جایگاه او مرتبه اى بلند خواهد بود تا مقاماتى را طى كند كه مورد حسرت فرشتگان قرار گیرد.

و راستى انسان در این مسابقه چه قدر باید مراقب باشد كه نلغزد و نبازد و شكست نخورد كه شكست خوردن او مساوى با هدر دادن تمام وجود خود باختن همه هستى خویش است ، چون ارزش هر فرد در حد باورها و اعتقادات اوست .

به قول مولوى :

 

اى برادر تو همه اندیشه اى

 

 

 

 

ما بقى خود استخوان و ریشه اى

 

 

نكته دیگرى كه از این فراز بلند دعا استفاده مى شود آن است كه دنیا مركز آزمایش و امتحان است و هر كس مى تواند در این مدت محدود آخرت خود را ساخته و در جاودانگى هستى ، موطن و مرتبه خود را مشخص ‍ مى كند و انسان در دنیا همانگونه كه دلخواه اوست عمل مى كند و در انتخاب آزاد است ، ولى باید بداند كه هر یك از اعمال او همانند مصالح ساختمان كه پى و بنا آن را مى سازد، روش هاى آینده جاودان ما را نیز مى سازد، لذا به طور دقیق مى توان گفت : هر كس در آخرین دم كه از این جهان رخت بر مى بندد وجود او ادغام شده مجموعه اعمال اوست و تراكم اعمال و رفتار او یا مناسب با حشر ملائكه و فرشتگان است یا آنكه آتشگیره اى براى جهنم خواهد بود و به طور طبیعى هر فردى در جایگاه مناسب خود قرار خواهد گرفت بدون آن كه مورد كمترین ستمى قرار گیرد.

لیجزى الذین اساؤ بما عملوا و یجزى الذین احسنوا بالحسنى (326) تا آنكه كیفر دهد كسانى را كه (اعمال ) بد كرده اند به سبب اعمالشان و پاداش دهد نیكوكاران را به سبب نیكویى شان .

فراز چهارم

اللهم فلك الحمد على ما فلقت لنا من الاصباح ، و متعتنا به من ضو النهار، و بصرتنا من مطالب الاقوات ، و وقیتنا فیه من طوارق الآفات . بار پروردگارا سپاس فقط تو را است كه با شكافتن و شكستن ظلمات ، صبح را به ما مرحمت فرمودى و ما را از نعمت روشنایى روز بهره مند ساختى ، و به ما آگاهى دادى كه چگونه و از كجا به رزق و روزى دست یابیم و در تهیه ى حوایج زندگى ما را از آفات و حوادث و بلاها حفظ كردى .

شرح :

خداوند متعال آن چنان توانا است كه بر حسب حكمت دقیق شب و روز را آفرید و هر یك را از دیگرى ممتاز ساخت و پیوسته آن دو را با تغییر بسیار جالبى - در فصول مختلف - گاه از آن ها مى كاست و گاهى مى افزود.

و شب را براى آرامش و روز را براى فعالیت قرار داد؛ پس جمیع ستایش ها تو را است اى خداوند بزرگ كه تمام كارهاى تو بر میزان حكمت است .

و نیز حمد تو را سزاست كه صبح را آفریدى و از ضو روز بهره مندمان ساختى .

در زبان عرب بین ضو و نور تفاوت وجود دارد و از ضو به روشنایى حاصل از منبع نور گفته مى شود حال آن كه نور مربوط به روشنایى چیزى است كه آن را از دیگرى گرفته است ؛ همانند خورشید و ماه و لذا در دعاى سمات آمده است و خلقت بها الشمس و جعلت الشمس ضیا و خلقت بها القمر و جعلت القمر نورا .

بعنى خداوندا به حكمت خود خورشید را خلق كردى و آن را ضیا قرار دادى ، و به حكمت خود ماه را آفریدى و آن را نور قرار دادى ؛ پس نور را به قمر و ضیا را به خورشید نسبت داده است .

در این فراز از دعا امام علیه السلام به دو نكته مهم اشاره فرموده است : 1. خداى تعالى آگاهى مى دهد كه انسان ها قوت و رزق خود را چگونه و از كجا تهیه كنند. شاید در ایتدا این مساله ساده جلوه كند كه انسان ها با كشت و زرع ، قوت لازم را از زمین تحصیل مى كنند، ولى باید دانست كه تكرار یك واقعیت هر چند مهم باشد، موجب مى شود كه ما آن را ساده توهم كنیم ، ولى اگر به حوبى دقت كنیم ، مى دانیم كه اولا : خداوند متعال آنچه را نیاز واقعى انسان است در مهد زمین قرار داده و به انسان ها كیفیت به دست آوردن آنها را آموخته ثانیا : بین نیازهاى انسان با استعدادى كه در مزارع ، معادن در پرورش نباتات ، گیاهان و دانه ها و میوه ها است تطابق بسیار جالبى وجود دارد. در زمین محصولات طبیعى از حد و حصر بیرون بوده و جملگى به وسیله تجربیات انسانها است كه به تعلیم الهى تحصیل مى گردد. ثالثا : كیفیت تركیب و تهیه غذاهاى متنوع از ابتكاراتى است - كه جملگى را - در دستگاه آفرینش تعلیم یافته ایم . خداوند متعال فكر و تدبیر مناسب به ما عنایت كرد و طبیعت عالم را مطابق با الگوى حاجات ما به طور بسیار دقیق تنظیم فرمود.

2 - خداوند ما را از حوادث و بلاهاى گوناگون و اصطكاك ها كه طبیعى نظام خاكى عالم است حفظ فرمود، چنان كه در آیات كریمه قرآن به این مضمون نیز اشاره فرموده و در سوره لقمان مى فرماید :

و جعلنا فیها رواسى ان تمیدبكم (327) در زمین كوه هایى را قرار دادیم كه مبادا زمین به اضطراب در آید و امن و امان شما را به خطر افكند و نیز در سوره نبا فرمود : والجبال اوتادا (328) یعنى كوه ها را در زمین همانند میخ ‌هاى بسیار بزرگ و قوى كوبیدیم تا آن كه زمین را آرام نگه دارد.

از آیات فوق معلوم مى شود كه بین قرار دادن كوه ها و (ایمنى از حركت زمین و زلزله ها) رابطه خاصى است ؛ چون گاه در اثر بخارات و گازهاى تحت الارضى كه از گسل ها خارج مى شود زمین به شدت مى لرزد.

و گاه در اثر باران هاى بسیار و پیاپى كه مى آید و در زمین فرو مى رود در عمقى خاص به پوسته اى فشرده و محكم مى رسد كه آب از آن عبور نمى كند و با تراكم آب و جریان آن ، قسمتى از خاك ها به طرف سرآشیبى قرار گرفته و سطح عمده اى از پوسته ظاهرى زمین به حركت در مى آید كه در این صورت وجود كوه ها از این گونه حركات نیز جلوگیرى كرده و گاهى آب ها را در دل خود جاى داده و به صورت چشمه هاى خروشان ظاهر مى گردد.

و نیز گازهاى واقع در اطراف كره زمین سنگ هاى فضایى را كه داراى حركتى بسیار سریع هستند، محترق كرده و از فرود آمدن آن كه بس خطرناك و سهمگین است جلوگیرى مى كنند.

و نیز چه بسیار ویروس ها و موجودات بسیار كوچك خارج از دید هستند كه اگر از سرعت رشد آنها جلوگیرى نشود، نسل انسانى را تهدید مى كنند. البته این ویروس ها به وسیله ویروس هاى دیگرى كه براى زندگى انسان ها نافع هستند كنترل گشته و از نفوذ آنها جلوگیرى مى شود.

و یا بنى الجان كه موجوداتى قوى و خارج از دید هستند و در این جهان نیز زندگى خاص خود را دارند، هرگز اجازه نخواهند داشت كه از حد خود تجاوز كرده و براى انسان ها ایجاد مزاحمت كنند. حضرت امام سجاد علیه السلام در این فراز از دعا خداى متعال را سپاس كرد كه از جملگى این سلسله از تهاجمات و آنچه را كه كسى نمى داند و آن بزرگوار مى داند، ما را در این جهان محفوظ داشته است و راستى براى انهدام نسل انسانها كافى بود كه ویروس هاى مضر را بدون هیچ مانعى بر ما مسلط مى كرد، مثلا در دریاها آبزى هاى بسیار ریز هستند و هر یك در هر 24 ساعت ، 25 لبتر آب دریا را تصفیه مى كنند كه اگر آن ها نبودند و یا یك سلسله فعل و انفعال هاى شیمیایى دیگرى نبود، فقط فضولات حیوانات عظیم الجثه دریایى و یا لاشه مرده آنان دریاها را عفونى مى كرد و در كمترین مدت به حیات بشرى خاتمه مى داد.

فراز پنجم

اصبحنا و اصبحت الاشیا كلها بجملتها لك ، سمائها و ارضها، و ما بثثت فى كل واحد منهما، ساكنه و متحركه ، و مقیمه و شاخصه ، و ما علا فى الهوا، و ما كن تحت الثرى . هستى ما و جملگى كائنات از توست ؛ چه آسمان و زمین و آن چه را در آسمان ها آفریدى و آنچه را در زمین خلق كردى ، آن چه كه ساكن و پابرجاست و آنچه را كه ناآرام و پیوسته در دگرگونى است و آنچه را كه در گوشه اى مقیم و یا از نقطه اى به نقطه اى دیگر قرار گیرد و آنچه در بلنداى هوا و فضا جا دارد و یا در خاك و گل این عالم مدفون است .

شرح :

مالكیت خداوند متعال نسبت به اشیا و انسان ها از سنخ مالكیت معمول در بین ما مردم نیست ؛ زیرا مالكیت ما امرى است اعتبارى كه عقلا براى آسان زندگى كردن در بین خود اعتبار كرده اند؛ به طورى كه با سلب مالكیت از فردى ، نسبت به چیز معینى ، در خارج چیزى كم و كاست نخواهد شد و آن خود فقط امرى وهمى و تعلقى را از دست داده است . ولى ملكیت خداوندى واقعیتى قراردادى نیست ، بلكه به گونه اى است كه اگر بخواهیم به زبان فلسفه آن را بیان كنیم باید بگوییم : ملكیت او به اضافه اشراقى خواهد بود كه فرق بین آن دو، فرق بین اضافه مقولى و اضافه اشراقى است . توضیح آن كه اضافه مقولى واقع بین دو طرف است ؛ همانند مالكیت بین مالك و مملوك ، ولى اضافه اشراقى یك طرف بیشتر ندارد، همانند آن كه مملوك خود را ایجاد و انشا مى كند؛ یعنى بین ایجاد كننده و ایجاد شده رابطه اى است كه یكى معلول و دیگرى علت مى باشد و ایجاد شده حالت وابستگى محض به علت داشته و هیچ استقلالى از خود ندارد؛ یعنى وجود او از خداست ؛ پس تمامى مخلوقات هستى خود را از مبدا خود گرفته اند و اگر به جمیع آیات قرآن كریم و مضامین ادعیه دقت كنیم ، خواهیم دید كه آن صحف مكرمه جملگى دلیل بر این حقیقت است كه پدیده ها ربط محض به خدا هستند و تمامى معارف بلندى كه علماى برجسته ما در جهان بینى خود دارند، از همین مبادى وحیانى بدست آمده است كه گستره هستى و هر چه هست عبارت از كلمات حق و ظهور اسما و صفات حضرت اوست . قرآن كریم مى فرماید : ذلك بان الله هو الحق و ان ما یدعون من دونه الباطل . (329)

و یعلمون ان الله هو الحق المبین (330) و یحق الحق بكلماته . (331)

الحق من ربك فلاتكن من الممترین (332)

هو الذى جعل الشمس ضیا و القمر نورا (333) و هو الذى یسیر كم فى البر و البحر (334)

ان ربكم الله الذى خلق السموات و الارض (335)

و هو الذى مد الارض و جعل فیها رواسى و انهارا و من كل الثمرات جعل فیها زوجین (336)

هل اتى على الانسان حین من الدهر لم یكن شیئا مذكورا . (337)

الله یتوفى الانفس حین موتها (338) و الله لا اله الا هو الحى القیوم (339)

یعنى هم مبدا و هم منتهى اوست . از او نشات گرفته ایم ، ما و همه پدیده هاى عالم به طرف او برمى گردیم و قائم به او هستیم هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن

و در دعاها نیز در این زمینه به قرآن كریم اقتدا فرموده اند و گنجینه هاى معارف بسیار عظیمى را براى نهادهاى فكرى انسانى به ودیعه گذارده اند.

در دعاى صباح مى گوید : و اتقن صنع الفلك الدوار فى مقادیر تبرجه (340) و نیز گوید :

من ذایعلم من انت فلایها بك الفت بقدرتك الفرق و فلقت بلطفك الفلق و انرت بكرمك دیاجى الفسق و انهرت المیاه من الصم الصیاخید عذبا و اجاجا و انزلت من المعصرات ما ثجاجا . (341)

در دعاى كمیل مى فرماید : اللهم انى اسئلك برحمتك التى وسعت كل شى . (342)

در دعاى شب عرفه مى فرماید : باسمك الذى رفعت به السموات بلا عمد و سطحت به الارض على وجه ما جمد (343) و نیز فرموده : باسمك السبوح القدوس ، البرهان الذى هو نور على كل نور و نور من نور، یضیئى منه كل نور (344) و نیز فرموده : اللهم رب الریاح و ماذرت و السما، و ما ظلت و الارض و ما اقلت و الشیاطین و ما اضلت و البحار و ماجرت . (345)

همه چیز در ملكیت خداست و اگر آنى نخواهد همه نیست و نابود مى شوند. و اما مساله آسمانها بسیار جالب توجه است آنچه را ما در روزها به صورت سقف موجود نیلگون رنگ دیده ایم واقعیتى جز مجموعه اى از هوا و گازهاى مختلف دیگر در قسمت بالاتر ندارد كه با تابش نور، به رنگ آبى مى نماید؛ همانند آب دریاها و استخرهاى بزرگ كه اگر به صورت شفاف و صاف باشد در اثر تابش نور هم چنان مى نماید كه رنگ آن آبى است ، در صورتى كه آب هیچ گونه رنگى ندارد، بلكه بازتاب نورى بیش ‍ نیست .

پس آنچه را به طور نیلگون یافته ایم طبقه اول آسمان نخواهد بود تا كه طبقات بعدى فوق آن قرار گرفته باشد.

از آیات قرآن نسبت به مساله آسمانها چنین استفاده مى شود كه آسمانى كه ستاره دارد، آسمان دنیاست و در قرآن كریم آمده است : و لقد زینا السما الدنیا بزینه الكواكب (346) و آسمان هاى دیگر چنین نیست و البته آن آسمانها به طور طبقات منطبق بر آسمان دنیا نیز نیست .

و غیر از آسمان دنیا، آسمان هاى دیگرى نیز هست كه نمى توان آن ها را طبقات فوق قرار داد و یا آن ها را از قبیل اجرام علوى دانست ؛ زیرا اوصافى براى آن آسمانها در آیات و احادیث نقل مى شود كه امكان ندارد جرم هایى مى باشند كه بین آن ها نسبت فوقیت و تحتانیت برقرار باشد، بلكه آن ها از یك سنخ وجود دیگر غیر از عالم ماده هستند.

علامه طباطبایى رحمه الله در ذیل آیه شریفه ترجمه : پس آن ها را هفت آسمان قرار داد در دو دوره و امر (دستور) هر آسمان را به آن الهام كرد و ما آسمان دنیا را به زینت ستارگان آراستیم فقضاهن سبع سماوات فى یومین و اوحى فى كل سما امرها و زینا السما الدنیا بمصبابیح

مى فرماید :

مراد از آسمان هاى هفت گانه اجرام علوى نیست ؛ زیرا آسمان هاى دیگر اقامتگاه ملائكه الله است و ایشان از جایگاه خویش نزول كرده و امر الهى را فرود مى آورند و در هر یك از آسمان ها سنخى از ملائكه ساكن هستند و آنان از نورى آفریده شده اند، غیر از نور قابل رؤ یت ، و غذاى آن ها فقط تسبیح است (347) و یا در آیات و روایات آمده كه در آن آسمانها درهایى است كه بر روى كفار بسته است و یا از آن آسمانها رزق و روزى و بركات نازل مى شود. این قراین جملگى به ما مى گوید كه آن آسمان ها عوالم خاصى است كه ملكوت هستى بوده و از آن ها تعبیر به السموات العلى شده است ؛ بعنى عوالم ملكوتى و محل نزول قرآن و آنچه را هیات كنونى و فضاشناسان و فیزیك دانان شناخته اند؛ یعنى آسمانى كه ستارگان و كرات در آن واقع هستند و حاكم بر نظام آنان احكام نظام هاى مادى است و غیر از سلسله سماواتى است كه مركز ملائكه و یا نزول بركات و رحمت است و صفات این سماوات غیر از خصایص نظام كهكشان ها و منظومه شمسى است .

در نهج البلاغه آمده است كه اگر آسمانها در مقابل امر خداوند كه فرمود : ائتیا طوعا اوكرها جواب مثبت نمى دادند لما جعلهن موضعا لعرشه و لا مسكنا لملائكته و لا مصعدا للكلم الطیب و العمل الصالح من خلقه . (348)

امام سجاد علیه السلام در ادامه مى فرماید : و ما بثثت ص كل واحد مشا ساكنه و متحركه و مقیمه و شاخصه .

از دعا استفاده مى شود كه در آسمان ها ملائكه اى هستند كه مقیم و ثابت مى باشند؛ نه ساكن و یاید دانست كه بین ساكن و ثابت تفاوت وجود دارد، ساكن مى تواند به حركت درآید ولكن ثابت اینگونه نیست ؛ پس ثابت و مقیم ، فوق عالم حركت هستند.

و در روایات و ادعیه نیز به همین مسایل اشاره شده است كه مضمون روایات چنین است فمنهم من هو ساجد ابدا لا یقوم من سجوده لیركع و منهم من هو راكع ابدا لم ینتصب قط و منهم الصافون بالصلوه بین یدى خالقهم لا یتزایلون .

ترجمه : پس بعضى از آنان همیشه ساجد هستند و سجده را براى ركوع ترك نكنند و بعضى راكع اند هرگز از ركوع به قیام روى نیاورند و بعضى در نماز در محضر خالق خود ایستاده و از این حال منصرف نشوند.

چنان كه در نهج البلاغه خطبه اول نیز آمده است ثم فتق ما بین السموات العلى فملاهن اطوارا من الملائكه منهم سجود لا یركعون و ركوع ینتصبون و الصافون لا یتزایلون . (349)

ترجمه : سپس در بین آسمان هاى بالا امتیازى فراهم آورد و در هر یك عده ى بسیارى از ملائكه هستند كه بعضى در سجده بوده و ركوع نكنند و برخى در ركوعند برنخیزند و یا قائم هستند هرگز منصرف نشوند.

و نیز ملائكه اى هستند كه در این فراز از دعا از ایشان به شاخص تعبیر شده ؛ یعنى از آسمان نازل شوند و كارهاى مختلفى دارند، بعضى موكل بالا بردن ارواح هستند و بعضى اعمال را مى نویسند و سپس بالا مى برند و بعضى در هنگام نماز بر مؤ منان نازل و واقف بر آن ها هستند و اعمال صالح آن ها را تحت نظر دارند و یا ارزاق و روزى مردم را نازل كنند و نمونه هایى در قرآن كریم آمده : الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائكه الاتخافوا و لا تحزنوا (350) یا در بعضى جنگ ها ملائكه بر مسلمین نازل مى شوند و به ایشان كمك مى كردند كه در آیه شریفه قرآن مى فرماید : پنج هزار ملائكه بر آنان نازل گردید.

یممدكم ربكم بخمسه آلاف من الملائكه مسومین (351)

و یا فرموده : تعرج الملائكه و الروح الیه فى یوم كان مقداره خمسین الف سنه (352)

نكته دقیقى كه باید به آن توجه نمود آن است كه هرگز نباید ملائكه را هم چنان یك فرد انسان تصویر كرد و آنگاه اشكال نمود كه چگونه ممكن است آن ها سجود الى الابد داشته باشند و یا تسبیح دائم گویند و یا در حال قیام پیوسته و ابدى هرگز خسته نشوند؛ زیرا ملائكه موجوداتى هستند كه در تصور غالب افراد نمى گنجند و قدرت فهم واقعى آن ها را هر كس ندارد؛ زیرا آنان در منظر چشم و دسترس لمس و سایر حواس ظاهرى قرار نمى گیرند.

حال سؤ ال این است كه اگر موجودى در دسترس حواس ما نبود آیا مى توانیم آن را انكار نماییم ؟ باید گفت : ندانستن و نفهمیدن ، هرگز مجوز انكار نیست و منكران جز ظاهر بینان نادان نیستند، چنان كه در داستان هاى اساطیر و یا آثارى از قدما همانند كاشیكارى ها دیده شده كه انسانهایى را بسیار زیبا ترسیم مى كنند و با قرار دادن دو بال در دو طرف ایشان به خیال خود فرشته اى را تصویر كرده كه در حقیقت ترسیمى جز ذهنیت هاى شخصى خودشان نیست ؛ زیرا فرشته موجود خاصى است كه شكل و شمایل آن قابل تصویر نیست .

و به طور اجمال فقط مى توان گفت : ملائكه قوا و مجریان نظام خارجى عالم هستند كه از نزول وحى بر ارواح طیبه انبیا گرفته تا روییدن گیاهان از زمین و باریدن باران تا امداد جهادگران و خلاصه در خرد و كلان این جهان دخالت تمام دارند.

در تتمه این فراز سریان نفوذ قدرت و علم و حكمت الهى را به طور جارى و سارى در سراسر هستى حاكم دانسته كه مى فرماید : و ما علا فى الهوا و ما تحت الثرى .

خدایا آنچه در فضا شناور و یا در خاك و گل این عالم مدفون است ، جملگى از آن توست و این كنایه از سیطره بر هستى است كه اگر پر كاهى در جهان حركت كند و یا در دل خاك هر گونه فعل و انفعالى صورت پذیرد، چه در معادن و در كشتزارها و یا در فضا، هرگونه اتفاقى بیفتد، جملگى در سیطره ى قدرت مطلقه توست و به خواست اله واقعى عالم است كه هر طور بخواهد خلاصه شد. خلاصه آن كه قانون مندى در نظام موجودات ثابت و نیز هر حركت و سكون در نظام هستى چه در ظاهر اشیا و یا در نهاد آنان جملگى در تحت ضابطه حكیمانه و دقیقى است كه نشات یافته از تدبیر و حكمت حضرت ربوبى جل جلاله مى باشد كه این معنى همان سریان حكمت و عظمت اوست و قبلا به این مساله نیز اشاره شد كه قانون مندى هستى عبارت از رابطه هاى گوناگون موجودات است كه خداوند متعال با نظمى بسیار دقیق جهان را بر آن حسب تنظیم و تدبیر فرموده و مدیریت تكوینى را در دست قدرت دارد و هیچ چیز از آن قانون مندى و حاكمیت نظم الهى خارج نیست .

اصبحنا فى قبضتك ، یحوینا ملكك و سلطانك ، و تضمنا مشیتك و نتصرف عن امرك ، و نتقلب فى تدبیرك ، لیس لنا من الامر الا ما قضیت ، و لا من الخیر الا ما اعطیت . خدایا خویش را در قبضه اقتدار و سلطه تو یافته ایم و مشیت تو همواره بر ما مسلط است ، هر جنبش و جوششى كه از ما نشات یافته ، از امر توست و هر گونه حركت و سكونى به حكم تو و هر خیر و نعمتى از توست .

 

فراز پانزدهم

و اجعلنا من ارضى من مر علیه اللیل و النهار من جمله خلقك ، اشركهم لما اولیت من نعمك و اقومهم بما شرعت من شرائعك ، و اوقفهم عما حذرت من نهیك . خدایا، مرا از راضى ترین و مرضى ترین گروه هاى خلق خود كه شب و روز بر آنان گذشته است ، قرار بده و از سپاسگزارترین ایشان نسبت به نعمتهایى كه عطا كرده اى و از پایدارترین كسان نسبت به فرمان هایت و از خوددارترین كسان نسبت به آنچه را كه نهى فرموده اى قرار ده .

شرح :

شیخ بهایى از بعضى از دانایان ارباب قلوب نقل كرده اند كه فرمود : علامت رضاى خدا از بنده اش آن است كه او راضى با قضاى الهى باشد و این ملازمه برقرار است .

چنان كه بعضى از عارفان گفته اند : علامت بنده شاكر چهار چیز است :

1. با آن كه هرگز گناه نمى كند، ولى هرگز به خود مغرور نیست و به كوتاهى خود اقرار دارد؛

2. با آن كه به كم راضى و قانع است ، ولى خود را مبرا از میل به دنیا نمى بیند؛

3. پیوسته در عمل مى كوشد، اما به درگاه الهى خود را مقصر مى داند؛

4. ذكر دائم و در عین حال عمل خود را كم مى بیند.

و در خوددارى كردن و دورى از معاصى ، گذشته از آن كه معصیت نمى كند، از شبهات نیز خوددارى مى نماید، بلكه از خوف مسلط شدن نفس اماره به نفس خود ریاضت و تمرین داده ، احیانا از مباحات نیز خوددارى مى كند، ولى به لذایذ نفسانى خود را عادت نمى دهد. البته چنین فردى كه این چنین خود را قانون مند و مطیع فرمان الهى قرار مى دهد، قهرا از موفق ترین بندگان الهى خواهد بود و كسى كه در تلاش است از موفق ترین افرادى باشد كه شب و روز بر او سایه افكنده ، حتما مسلط بر خویش و خواسته هاى خود است و مقاومت او در این راه مساوى با مقاومت تمام كسانى است كه فرایند شب و روز كوشش داشته اند.

بابا طاهر گوید :

 

مو كه چون اشتران قانع به خارم

 

 

 

 

خوراكم خار و خروارى به بارم

 

 

 

 

به این مزد قلیل و رنج بسیار

 

 

 

 

هنوز از روى مالك شرمسارم

 

 

فراز شانزدهم

اللهم انى اشهدك و كفى بك شهیدا، و اشهد سمائك و ارضك ، و من استكنتهما من ملائكتك و سائر خلقك ، فى یومى هذا و ساعتى هذه ، و مستفرى هذا، انى اشهد انك انت الله الذى لا اله الا انت قائم بالقسط، عدل فى الحكم ، رؤ وف بالعباد، مالك الملك ، رحیم بالخلق . خدایا تو را گواه مى گیرم و تو در این گواهى كافى هستى و نیز آسمان و زمین تو را و ساكنان آن دو و سایر خلق تو را در همین امروز و امشب و همین ساعت و همین مكان شاهد مى گیرم كه من شهادت مى دهم كه تو یگانه اى ، و جز تو خداى دیگرى نیست و قائم به عدل و عادل در حكم و مهربان به بندگانى و مالك و مسلط بر آن ها هستى و بر خلق خود رحیمى .

شرح :

در این فراز از دعا، گویى در حضرتش انقلاب حالى پیش آمده است ؛ زیرا نعمت هاى خدا را یكایك شمرده و صفات رحمانى و رحیمى او را بیان كرده است ، چنانكه در فراز قبل تمناى عطاى شكر و سپاس را نموده و اكنون یكباره اوج مى گیرد و معصوم به تمام حقیقت خود تجلى كرده و از راز بزرگترین كمال معنوى خود پرده بردارى مى فرماید : خدایا تو را شاهد مى گیرم و بلكه جمیع ملائكه و خلقت را كه این واقعیت از من به هیچ وجه غایب نیست كه تنها مؤ ثر و فرمانرواى یگانه هستى تویى و جز تو هیچ خدایى نیست و هر حكمى كه فرموده اى و هر چه را خلق كرده اى ، جملگى بر حسب عدل محض است .

شاهد گرفتن خدا بر این گونه گفتارها كار ساده اى نیست ، آن هم بر یك چنین ادعایى كه از در و دیوار و زمین و آسمان ثابت و سیار جز خدا نمى بینم و هرگز این مساله از نظر من غایب نیست .

و از نظر امام معصوم آنچه از پدیده ها رخ مى نماید، جملگى در خط تربیت و تكامل قرار گرفته و سازگار با كمال رافت خداى یگانه مى باشد. فرستادن پیامبران ، كتب آسمانى و تمامى فرامین و دستورات او جملگى خلاصه در آن است كه انسان ها رشد كنند و خط اصیل و مستقیم تمامى حركات و سكنات موجودات را دریابند و بفهمند كه بر خرد و كلان هستى جز یك حكم و یك حاكم جارى نیست و نظام حكیمانه صنع را مشاهده كنند و در مقابل عظمت آن سلطان مطلق سر بندگى فرو آورند، چنان كه از صدر و سیاق این فراز از دعا همین معرفت پیدا بود.

فراز هفدهم

و ان محمدا عبدك و رسولك ، و خیرتك من خلقك ، حملته رسالتك فاداها، و امرته بالنصح لامته فنصح لها . خدایا شاهد مى گیرم تو را كه پیامبر اسلام بهترین بندگان و رسولان و بهترین خلق تو است كه رسالت تو را بر دوش گرفت و امانت را ادا فرمود. او را امر به ارشاد و نصیحت بندگانت فرمودى و او نیز اطاعت كرد.

شرح :

در این فراز از دعا امام علیه السلام پیامبر را معرفى مى كند كه او بنده اى تمام عیار است ، از خود هرگز حرفى ندارد، هر چه هست وحى است و پیام از خداست و از بهترین بندگانى است كه خداى متعال او را برگزیده است .

او در كمال امانت آنچه را مى بایست عمل كند، به جا آورد و تو پیوسته به او گفته بودى كه مشفقانه عمل كند و او را رحمه للعالمین قرار دادى و او هم بر حسب آنچه فرمان فرمودى عمل كرد و مشفقانه نصیحت مى كرد.

نصیحت كلمه جامعى است كه دیگران را از فساد و تباهى باز مى دارد و به جمیع خیرات و صلاح ترغیب مى كند.

و در مورد نصیحت قرآن كریم مى فرماید : البلغكم رسالات ربى و انالكم ناصح امین (396)

این پیام را از هود و نوح نقل فرموده است كه البته این صفت همه پیامبران است .

و پیامبر اكرم هم در گرفتن وحى از خدا، و در نگهدارى وحى ، و در ابلاغ بر مردم ، و انتخاب موقعیت معصوم بود، به طورى كه خداى متعال تمامى گفته هاى او را گفته خود مى داند؛ زیرا فرمود : ان هو الا وحى یوحى علمه شدید القوى ؛ (397) یعنى هر چه مى گوید به تعلیم من است و تا چنین نباشد اثر لازم را ندارد و تا ما پیامبر را اینگونه نشناسیم تسلیم قطعى نخواهیم بود.

فراز هیجدهم

اللهم فصل على محمد و آله ، اكثر ما صلیت على احد من خلقك ، و آته عنا افضل ما آتیت احدا من عبادك و اجزه عنا افضل و اكرم ما جزیت احدا من انبیائك عن امته . خدایا بر محمد و آلش درودى فرست كه افضل از تمام تحیت هایى باشد كه بر خلق خود نثار فرمودى و بهترین سلام ما را كه افضل از تمامى درودها بر بندگانت باشد بر او عرضه بدار و بهترین پاداشى را كه همه انبیا در رابطه با هدایت امت هایشان داشته اند، به پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم اهدا بفرما.

شرح :

امام علیه السلام بزرگترین اجرى را كه خداوند بر بندگان مقرر فرموده براى پیامبر خاتم طلب مى فرماید و این مربوط به نظام عاطفى خویشاوندى نیست ، بلكه سر این دعا را در فراز قبل فرمود كه او فردى ممتاز بود و به همین دلیل از بین خلایق او را برگزید و چون بهترین بندگان بوده پس بهترین اجر را براى آن بزرگوار درخواست داشته است و در عین حال سپاسگزارى و قدردانى را به امت تعلیم فرموده كه مردم باید در مقابل زحمات طاقت فرساى آن بزرگ منجى عالم ، ارادت قلبى خود را ابراز دارند.

آن حضرت در هدایت خلق آن قدر كوشید كه آیات مكررى نازل شد و پیامبر را در این زمینه نه تنها تحسین ، بلكه امر به خوددارى فرمود. به طورى كه خداى متعال از پیامبر خود نسبت به سختى كار قدردانى فرموده و مى فرماید : طه ما انزلنا علیك القرآن لتشقى (398) و آیه لا تذهب نفسك علیهم خسرات (399) از حسرت بر این مردم نفس شریف خود را در تعب و غم قرار نده .

گذشته از آن كه شكرانه بر زحمات پیامبر اكرم خود عامل وادار كننده است مردم نیز پیوسته باید در كنار فرامین آن بزرگوار آماده بر عمل باشند.

پس اگر امام علیه السلام براى پیامبر خاتمى كه افضل انبیا است ، افضل پاداش ها را درخواست مى كند، امرى بسیار متناسب و عادلانه و به دور از هرگونه شائبه است ؛ زیرا هیچ پیامبرى همانند او به رنج و تعب به خاطر امت خود قرار نگرفت .

فراز نوزدهم (آخرین فراز)

انك انت المنان ؛ بالجسیم ، الغافر للعظیم ، و انت ارحم من كل رحیم ، فصل على محمد و آله الطیبین الطاهرین الاخیار الانجبین . خدایا تو بر بندگان منت فراوان دارى و بخشاینده گناهان بزرگى و از هر مهربانى مهربان تر هستى ؛ پس بر محمد و آل طاهرینش درود و سلام ما را ابلاغ بفرما!

شرح :

خداى تعالى در عین بخشندگى نعمت هاى بزرگ ، غفار نیز هست ؛ یعنى هم خلق را غرق در نعم قرار داده و هم از لغزش ها مى گذرد و از هر رؤ وف و مهربانى ، خداوند مهربان تر است .

رؤ وف ترین افراد نافرمانى ها را در مرتبه اول و یا دوم و یا سوم نادیده مى گیرند ولكن پس از چند مرتبه به خروش آمده و عذاب مى كنند، ولى خداى متعال جهان را غرق در غفلت مى بیند و در عین حال مردم غرق در نعم او هستند و هرگز عفو و رحمت و مغفرت او لحظه اى دریغ نمى گردد.

نقل است كه حضرت ابراهیم علیه السلام بدون میهمان غذا تناول نمى فرمود. روزى بر در خانه منتظر ایستاد تا شاید فردى را بر سفره خود بخواند و تنها غذا نخورد، پیرى فرتوت را مشاهده نمود، بر او رافت آورده و به خانه خود به طعام دعوتش فرمود، آن پیرمرد مشغول به خوردن غذا شد و نام خدا را بر زبان نراند، آن حضرت تذكرش داد كه چرا بسم الله نگفتى ؟ او در جواب گفت : نام كدامین خدا را؟ من خدایى را نمى شناسم تا نام او را ببرم . پیامبر خدا از خانه خارج شد و در بین راه كه مى رفت به او گفت : اى ابراهیم همان خدایى كه تو گفتى چرا نام او را نیاورده ام ، نزدیك به قرنى است كه به من روزى مى دهد و من حتى یك بار هم نام او را بر زبان نیاوردم ، و او هرگز مرا از سفره گسترده اش محروم نفرمود و مرا بیرون نراند، ولى تو نتوانستى براى یكبار هم مرا تحمل بكنى . و در آخرین فراز مجددا بر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و آل منزه و نجیب او درود مى فرستد تا تكمیل كننده شكر و ثناى آن امام باشد؛ زیرا درود بر آن پیامبر و آلش مورد عنایت حضرت حق است و با این ستایش جلب رضایت حضرت حق بیشتر شده و در مزید لطف او مؤ ثر است .

 

 

 

پى نوشت ها:

 

324- در اینجا مضمون نامه دكارت را آورده ایم و عزیزان مى توانند براى اطلاع بیشتر از مضمون نامه به فلسفه عمومى ، یا ما بعد الطبیبه پل فوكلیه ص 204 و 205 مراجعه فرمایند.

325- قصص ، 73.

326- نجم ، 31.

327- لقمان ، 10.

328- نباء، 7.

329- لقمان ، 30 : آن (مظاهر مختلف آفرینش ) به سبب آن است كه خداوند متعال (فقط) حق (ثابت ) است و آنچه كه از غیر خداوند مى خوانند، باطل (پوچ ) است .

330- نور، 25 : و مى دانند به درستى كه خداوند حق آشكار است .

331- شورى ، 24 : و ثابت (برقرار) مى كند حق را با كلمات خودش

332- آل عمران ، 60 : حق از ناحیه پروردگار توست ، پس از تردید كنندگان مباش

333- یونس ، 5 : او آن كسى است كه خورشید را روشن و ماه را نورانى قرار داد.

334- یونس ، 22 : او آن كسى است كه شما را در خشكى و دریا حركت مى دهد.

335- یونس ، 3 : به درستى كه مالك (پروردگار شما خداوند متعال است كه آسمانها و زمین را خلق كرد.

336- رعد، 3 : و او آن كسى است كه زمین را گسترانید و در آن كوه ها و نهرها را قرار داد و از هر میوه اى یك زوج در آن (زمین ) قرار داد.

337- دهر، 1 : به تحقیق كه روزگارى بر انسان گذشت كه او چیز قابل ذكرى نبود.

338- رعد، 42 : خداوند است كه در هنگام مرگ جانهاى انسانها را به طور كامل مى گیرد.

339- بقره ، 255 : خداوند است كه هیچ معبودى جز او نیست (خداوند) زنده و نگهدارنده (اشیا).

340- و ساختار چرخ گردون را در اندازه (و مقدار) بر جایش محكم ساخت .

341- چه كسى است كه بداند تو كیستى و از تو نهراسد. با قدرت خود پراكنده ها را جمع كردى و با لطف خود صبح را (از دل شب ) شكافتى و با كرم خود تاریكى هاى شب را روشن كردى و از سنگ هاى سخت آب گوارا و تلخ را جارى نمودى و از ابرها آب (باران ) فراوان فرو فرستادى .

342- ترجمه دعاى كمیل : خدایا من از تو درخواست مى كنم به رحمت تو كه همه اشیاء عالم را فرا گرفته .

343- (درخواست مى كنم ) از تو به نام تو كه به آن آسمانها را بلند كردى ، بدون آنكه ستونى نصب كنى و زمین را بر آب بسته شده گسترش دادى .

344- ترجمه قسمتى از دعاى شب عرفه : و (درخواست مى كنم ) به نام تو كه بسیار منزه و بى عیب و آشكار كننده (هر شى ء) است ، آنچنان كه روشنایى بر هر روشنى است و روشنایى است (نشاءت گرفته ) از روشنایى و هر روشنایى از او روشنایى گرفته است .

345- ترجمه قسمتى از دعاى شب عرفه : خدایا (اى ) پروردگار بادها و آنچه كه پراكنده سازند و آسمان و آنچه بر آن سایه اندازد و زمین و آنچه كه بر خود گیرد و شیاطین و آنكه را گمراه سازند و دریاها و آنچه جارى سازند.

346- صافات ، 6 : و به تحقیق كه آسمان دنیا را به ستارگان زینت دادیم .

347- المیزان ، ج 17، ذیل آیه .

348- نهج البلاغه ، خطبه 182.

349- ترجمه قسمتى از خطبه 182 نهج البلاغه مربوط به (ص 120 / 119) آن ها را جایگاهى براى عرش خود قرار نمى داد و مسكن ملائكه نمى ساخت و مكانى براى صعود عقاید صحیح و اعمال صالح بندگانش نمى گذاشت .

350- فصلت ، 30 : آن كسانى كه گفتند پروردگار ما الله است و بر این عقیده استوار ماندند، ملائكه بر ایشان نازل مى شوند كه نهراسید و محزون نباشید.

351- آل عمران ، 125.

352- معارج ، 4 : ملائكه و روح بالاى روند در روزى كه اندازه آن پنج هزار سال است .

353- اصول كافى : ج 2، ص 523، ح 8.

354- بحار الانوار، ج 16، ص 402، ح 1.

355- اصول كافى ، ج 2، باب الكبائر.

356- فرقان ، 27.

357- لقمان ، 7.

358- زمر، 45.

359- میزان الحكمه ، ج 2، باب احسان 869، ص 447.

360- انفطار، 10 و 11.

361- تكویر، 10.

362- ربیع الابرار زمخشرى ، ص 49.

363- زلزال ، 7 و 8.

364- اسرى ، 13.

365- جائیه ، 29.

366- طارق ،9

367- مریم ، 93.

368- زخرف ، 19.

369- انبیاء، 25 و 26.

370- حجر، 42.

371- اسراء، 65.

372- ص ، 30.

373- ص ، 44.

374- اسراء 3 : بازماندگان كسانى كه با نوح علیه السلام سوار (بر كشتى ) كردیم . به درستى كه او (نوح ) بنده بسیار شكر گزارى بود.

375- سباء، 13 : و تعداد كمى از بندگان من شكرگزار هستند.

376- اعراف ، 17 : و اكثریت آنان (بندگانت ) را شكرگزار نخواهى یافت .

377- آل عمران ، 145 : و به زودى شكرگزاران را پاداش خواهیم داد.

378- آل عمران ، 144 : و به زودى خداوند شكرگزاران را پاداش خواهد داد.

379- اعراف ، 16 و 17 : پس به جهت (یا در مقابل ) آنكه من را گمراه كردى قطعا بر سر راه مستقیم تو براى آنان مى نشینم ، سپس از پیش رو و پشت سر و از جانب راست ایشان و از جانب چپ ایشان به سراغشان خواهم آمد و اكثر ایشان را شكرگزار نخواهى یافت .

380- بحار الانوار، ج 41، ص 14.

381- مفاتیح الجنان ، دعاهاى ماه شعبان .

382- ابو على سینا، كتاب الاشارات ، نمط 9، ص 377.

383- مفاتیح الجنان ، دعاى كمیل .

384- ابراهیم ، 7.

385- نساء، 79.

386- لفمان ، 12.

387- مائده ، 13.

388- آل عمران ، 110.

389- صافات ، 173.

390- نساء، 95 : خداوند متعال جهاد گران را بر نشستگان فضیلت بسیار داده است .

391- كافى ، ج 5، ص 36، ح 2.

392- اصول كافى ، ج 2، ص 199، ح اول

393- بحار الانوار، ج 71، ص 173.

394- انفال ، 42.

395- اعراف ، 179.

396- اعراف ، 68 : پیام هاى پروردگارم را به شما مى رسانم و من براى شما خیرخواهى امین هستم .

397- نجم ، 4 و 5.

398- طه ، 1 و 2 : این قرآن را بر تو نفرستادیم كه خود را به سختى و مشقت اندازى .

399- فاطر، 8.

 

شهود و شناخت ص265-آیت الله حسن ممدوحی

 

No
ثبت نظر
نام
متن
تقویم تاریخ
۱ ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر

شماره سفارش

 

اوقات شرعی