نمایندگی
شهرها
پشتیبانی
محصولات
فروش
محصولات
کتابخانه مذهبی
قرآن کریم (متن کامل، ترجمه، قرائت و ...)
 
نظرسنجی
سوالی برای نظر سنجی وجود ندارد
نظرات سایرین  |  آرشیو نظرسنجی
شرح دعای هفتم صحیفه سجادیه
صحیفه سجادیه / شرح دعاهاي صحيفه سجاديه / شرح دعای هفتم صحیفه سجادیه

شرح دعای هفتم صحیفه سجادیه

یا من تحل به عقد المكاره ، و یا من یفثا به حد الشدائد، و یا من یلتمس ‍ منه المخزج الى روح الفرج ، ذلت لقدرتك الصعاب ، و تسبیت بلطفك الاسباب و جرى بقدرتك القضا، و مضت على ارادتك الاشیا فهى بمشیتك دون قولك مؤ تمره و بارادتك دون نهیك منزجره .

انت المدعو للمهمات ، و انت المغزع فى الملمات لا یندفع منها الا ما دفعت ، و لا ینكفشف منها الا ما كشفت .

و قد نزل بى یا رب ما قد تكاذنى ثقله و الم بى ما قد یهظنى حمله ، و بقدرتك اوردنه على ، و بسلطانك وجهته الى فلا مصدر لما اوردت و لا صارف لما وجهت ، و لا فاتح لما اغلقت و لا مغلق لما فتحت ، و لا میسر لما عسرت و لا ناصر لمن خذلت .

فصل على محمد و آله و افتح لى یا رب الفرج بطولك و اكسر عنى سلطان الهم بحولك ، و انلنى حسن النظر فیما شكوت و اذقنى حلاوه الصنع فیما سالت ، و هب لى من لدنك رحمه و فرجا هنیئا، و اجعل لى من عندك مخرجا وحیا .

و لا تشغلنى بالاهتمام عن تعاهد فروضك و استعمال سنتك ، فقد ضقت لما نزل بى یا رب ذرعا، و امتلات بحمل ما حدث على هما و انت القادر على كشف ما منیت به و دفع ما وقعت فیه . فافعل بى ذلك ، و ان لم استوجبه منك یا ذالعرش العظیم .

فراز اول

یا من تحل به عقد المكاره ، و یا من یفثا به حد الشدائد، و یا من یلتمس ‍ منه المخرج الى روح الفرج ، ذلت لقدرتك الصعاب ، و تسببت بلطفك الاسباب . اى كسى كه پیچیدگى ناگوارى ها فقط به وسیله او حل مى شود، اى كسى كه برندگى سختى ها را او مى شكند و اى آن كه روى آوردن به سوى آسایش را از او تمنا مى كنیم ! فقط به قدرت تو هر دشوارى هموار است و تنها سبب ساز، لطف عام تو مى باشد.

شرح :

عقده هاى روحى انسان آن چنان پیچیده است كه در روان شناسى جدید بعضى را غیر قابل حل و بعضى را بسیار مشكل تشخیص داده اند و توان علاج آن ها را در مرزى دانسته اند كه از عهده بسیار كمى از متخصصین بر مى آید. پیچیدگى بسیارى از گرفتارى ها پیچش نظام روحى افراد است ، ولى خداى متعال گره هاى كورى كه به دست هیچ كس باز نمى شود را به آسانى مى گشاید و مى داند كه چگونه باید بندگان مبتلا و گرفتار را به سامان برساند.

این جاست كه یاس و ناامیدى انسان زایل مى شود، زیرا با كرم او همه چیز حل مى گردد و كمترین نگرانى در كار نخواهد بود. زیرا كلید همه اسرار گره خورده عالم در ارتباط با تدبیر حكیمانه خداوند قرار دارد.

 

اى دل آر سیل فنا بنیاد هستى بر كند

 

 

 

 

چون ترا نوح است كشتیبان ز طوفان غم مخور

 

 

 

 

این دل غمدیده حالش به شود دل بد مكن

 

 

 

 

این سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

 

 

پس ، گذشته از آن كه گشایش هر در بسته اى به ید قدرت اوست ، شكنندگى مصائب و حاد بودن آنان نیز در برابر قدرت و پشتیبانى او كند گردیده و از كنار زندگى بدون هیچ گونه اصطكاكى عبور خواهد كرد، و به همین دلیل حضرت فرموده كه فقط به وسیله تو خروج از وادى غم میسور است و هیچ چیز براى تو مشكل نیست .

عبارت آخر این فراز از دعا، جالب ترین قسمت آن است كه فرمود : تسببت بلطفك الاسباب ؛ یعنى نظام جبرى علت و معلولى در سلطه ى قدرت تو ضرورت و جبر پیدا كرده و همه سبب ها و علت ها به تو باز مى گردد؛ به دیگر بیان : خداى متعال خود سبب ساز است ، یعنى علت و معلول و رابطه اى بین این دو جملگى در قبضه قدرت اوست و هیچ چیز یا كس دیگر بر آن حاكم نمى باشد. تنها اوست كه محكوم هیچ ضرورتى نخواهد بود، بلكه هم چنان كه قرآن كریم فرموده : و انا فوقهم قاهرون (400)

بدین سان است كه در قلب و خاطر بندگان صالح خدا یاس و نومیدى از بن و ریشه خشكیده و هیچ گاه بن بست در زندگى آنان معنى ندارد.

فراز دوم

و جرى بقدرتك القضا و مضت على ارادتك الاشیا، فهى بمشیتك دون قولك مؤ تمره و بارادتك دون نهیك منزجره انت المدعو للمهمات ، و انت المفزع فى الملمات لا یندفع منها الا ما دفعت ، و لا ینكشف منها الا ما كشفت . تنها به قدرت تو و حاكمیت تو همه چیز برقرار است و بر حسب اراده تو تمام موجودات در مجارى خود جارى هستند و در صورت اراده تو، جملگى آن ها بدون آن كه نهى شان كرده باشى از كار باز مى ایستند! در مهمات زندگى و گرفتارى هاى درد آور آن فقط تو فریاد رس هستى ! فقط آنچه را كه تو سامان دهى و موانعى را كه تو بر طرف كنى رهایى از آن ها حاصل مى شود.

شرح :

قضا در اصطلاح علم كلام ، عبارت از حتمیت نظام موجود عالم است ؛ امرى است كه باید باشد و تخلف ناپذیر است . به طورى كه با احكام و روابط و قواعد حتمیه آن به مبارزه و مقابله نمى توان پرداخت و هرگونه مبارزه اى با واقعیات آن محكوم به شكست است . پس ، قضا به معنى حتمیت و قطعى بودن موجودات و جریان هاى گوناگون و روابط بین آن هاست كه امورات آن فقط به دست خداوند متعال است و هیچ كس دیگرى را در این فعل و انفعالات تكوینى سهمى نیست .

اراده خدا نیز عبادت از مبدئیت موجودات است كه داراى نظام اصلح است و غیر اصلح بر حسب سایر موجودات را اداره نمى فرماید. پس ‍ وجوب و حتمیت موجودات عالم از جناب حق است كه با علم به نظام احسن آن ها، یكایك را در مجراى اصلى خود قرار داده است .

پس موجودات به محض وجوب مصلحت ، در خارج یافت شوند؛ بدون آن كه هیچ حاجتى به قول داشته باشند و با نداشتن مصلحت لازم ، متحقق نمى شوند، بدون این كه به نهى و بازدارندگى نیازى وجود داشته باشد.

اصول زندگى ما داراى آن چنان امتیازاتى است كه با نبودن هر یك از آن ها، جز پریشانى چیز دیگرى نصیب نخواهد بود. پس در مهمات زندگى جز از او حاجتى نخواهیم داشت ، براى استحكام همان اصول است كه آنكه داراى بینش و آگاهى بیشترى است جز به سوى خداى بزرگ كه منشا تمامى خرد و كلان هستى است حركت نمى كند. لذا اگر انسان این واقعیت را شناخت ، در بر طرف شدن نابسامانى ها جز به مبدئیت متعالى به كس ‍ دیگرى متوسل نمى گردد.

فراز سوم

و قد نزل بى یا رب ما قد تكاذنى ثقله و الم بى ما قد یهظنى حمله ، و بقدرتك اوردته على ، و بسلطانك وجهته الى فلا مصدر لما اوردت و لا صارف لما وجهت ، و لا فاتح لما اغلقت و لا مغلق لما فتحت ، و لا میسر لما عسرت و لا ناصر لمن خذلت . خدایا، گرفتارى هاى وارد شده بر من ، سخت مرا به زحمت انداخته و بارى كه بر دوشم فرود آمده وامانده ام ساخته ، و تو با تمام قدرت و تسلط خود آن ها را متوجه من ساخته اى . و هرگز آنچه را كه تو اراده فرمایى ، كس را نرسد كه مانع آن باشد و هر در را كه تو بسته اى ، هرگز بازكننده اى ندارد و آن درى را كه تو باز فرمایى بستن آن در توان كسى نیست و هر چه را تو آسان فرمایى ، مشكل نباشد و هر فردى كه تو پریشان سازى یارى نخواهد داشت .

شرح :

شداید و گرفتارى ها و حوادث ناگوار گاهى چنان انسان را خسته و ناتوان مى كنند كه تمام توان خود را از دست داده و تحمل كمترین فشار درونى و بیرونى را ندارد، و در مسیر زندگى خود جز تاریكى و یاس و ناامیدى چیزى نمى بیند و درهاى نجات را بر خود بسته مى انگارد.

پریشانى ایام نیز گاهى بدان جا مى انجامد كه كسانى كه به خدا ایمان ندارند و یا توكل مناسبى در آنان نیست را به خودكشى و خاتمه دادن به زندگى مى كشاند؛ یعنى آنان ترك زندگى را بر خود زندگى ترجیح مى دهند؛ ولى آنان كه به خداى متعال یعنى قدرت حكیمانه برتر و نیروى لایزال غیر متناهى امیدوارند، هرگز شداید زندگانى بر آنان غالب نمى گردد. لذا به هر مقدار كه حوادث ناگوار آنان را احاطه كند، نه تنها امیدشان به یاس تبدیل نمى شود، بلكه قدرت فوق العاده اى از ایمان به دست مى آورند كه آن را سپر حوادث قرار مى دهند. همین نكته است كه سبب تقویت ضریب نیرو در افراد با ایمان مى شود و لذا قرآن كریم فرموده :... ان یكن منكم عشرون صابرون یغلبوا ماتین ... (401) نیروى بیست نفر انسان مؤ من متوكل ، بیش از نیروى دویست نفر و غالب بر آنان خواهد بود، زیرا آنان در مكتب اهل بیت تربیت شده اند و معتقدند كه و لا صارف لما و جهت و لا مغلق لما فتحت (402) آنچه را او به سویى حركت دهد هرگز مانعى بر سر راهش نخواهد بود و آن در را كه او ببندد، هرگز كلیدى نخواهد داشت . و لا ناصر لمن خذلت (403) و آن كس را كه در حریم نصرت و یارى تو قرار نگیرد، هرگز یاورى نخواهد داشت . و لذا در آیه كریمه آمده است : ان ینصركم الله فلا غالب لكم و ان یخذلكم فمن ذالذى ینصركم من بعده . (404)

فراز چهارم

فصل على محمد و آله و افتح لى یا رب باب الفرج بطولك و اكسر عنى سلطان الهم بحولك ، و انلنى حسن النظر فیما شكوت و اذقنى حلاوه الصنع فیما سالت ، و هب لى من لدنك رحمه و فرجا هنیئا، و اجعل لى من عندك مخرجا وحیا . خدایا، بر محمد و آلش درود فرست و به قدرت خود گشایش را نصیبم فرما. فراگیرى پریشانى و غم را در هم شكن و به شكوه هاى من حسن نظر بفرما و شیرینى اجابت درخواست هایم را به من بچشان و از درگاه منیع خود رحمت و گشایش گوارایى نصیب فرموده و گشایش دشوارى ها را بر من سریع و آسان بگردان .

شرح :

در فراز قبل ، امام علیه السلام توجه گرفتارى و شدت نگرانى ها به خویش را بر شمرد و ضعف خود را نسبت به تحمل آنان بیان داشت . در این فراز، حضرت بر محمد و آلش درود فرستاده و از خداى متعال درخواست فرج و گشایش و رفع غم و هم از خویش را فرموده است . اما این كه قبل از بیان حاجت بر محمد و آلش درود فرستاده سرش آن است كه خداوند متعال حتما درود بر پیامبر را به اجابت مى رساند؛ زیرا قابلیت از طرف پیامبر و اهل بیت آن بزرگوار تمام شده است و فاعلیت نیز در خداى متعال كامل مى باشد. از این رو اجابت حتمى خواهد بود، و خداى متعال اجل و اكرم از آن است كه از میان دو سؤ ال ، یكى را مقرون به اجابت و دیگرى را مردود فرماید. از این رو بسیارى از ادعیه مقرون به درود بر پیامبر و آلش مى باشد.

امام علیه السلام براى برطرف شدن گرفتارى ها تعبیرات مختلفى آورده است ، از قبیل فتح باب ، فرج و شكستن سلطه هم و غم ، طلب و حسن نظر جناب حق ، چشیدن شیرینى در بخش رحمت و گشایشى گوارا و بیرون رفتن سریع از گرفتارى ها. البته بعید نیست كه هر یك از این عنوان ها در ارتباط با نوعى خاص از گرفتارى ها باشد؛ خروج از بعضى مصائب ، شكستن سلطه هم و غم است ، مانند فقر و قرض و دشمن غدار و مكار. و بعضى دیگر مانند چشیدن شیرینى است ، مانند عافیت از دردها و مرض ها، كه پس از بهبودى آرامش پیدا شده و بسیار لذت آور است . طلب حسن نظر در مواردى است كه تقاضاى نعمت بیشتر و لطف زاید است ، و گشایش گوارا مانند از غربت نجات یافتن و راه گم كرده را پیدا كردن و یا دوست از دست رفته را باز یافتن .

خروج سریع هم در مواردى همچون در بند دشمن افتادن و به همدم ناجنس مبتلا گردیدن مصداق دارد كه در حقیقت ، امام معصوم علیه السلام به خوبى همه آن ها را تعلیم داده و به ما آموخته كه چگونه در موارد مختلف از خداى متعال درخواست یارى كنیم .

فراز پنجم (آخرین فراز)

و لا تشغلنى بالاهتمام عن تعاهد فروضك و استعمال سنتك ، فقد ضقت لما نزل بى یا رب ذرعا، و امتلات بحمل ما حدث على هما و انت القادر على كشف ما منیت به و دفع ما وقعت فیه . فافعل بى ذلك ، و ان لم استوجبه منك یا ذالعرش العظیم . خدایا، به سبب دشوارى هاى زندگى مرا از به جاى آوردن تكالیف واجب و فرامین مستحب باز مدار! اكنون ، گرفتارى طاقتم را از دست برده و دل و جانم آكنده از غم و اندوه گشته ؛ تو توانایى كه تمام ناگوارى ها و غم هاى مرا برطرف كنى ! تقاضایم آن است كه با تلطف خود مرا به عافیت برسانى ، اگر چه لایق فضل و عنایت تو نیستم ، اى كسى كه بر عرش قرار دارى !

شرح :

در این فراز، امام علیه السلام از خداى متعال عافیتى را درخواست مى فرماید كه در پناه آن بتواند به عهد بندگى پایبند باشد و رسوم عبودیت را چنان كه باید انجام دهد و تكالیف خود را به انجام رساند؛ زیرا شرط اول در رسیدن به نقطه مقصود عافیت است ؛ شرطى كه با نبود آن ، حركت به طرف مطلوب میسور نیست . لذا گاهى یك فرد در تمام عمر خود همدم رنج و تعب و مرض و آفت است و نمى تواند كمتر قدمى براى پیشرفت خود بردارد.

البته به خوبى روشن است كه آن كه گرفتارى ها طاقتش را طاق كرده و قلب و خاطرش مالامال از غم و غصه است ، نمى تواند به وظایف خود به درستى عمل كند؛ زیرا توان او در تقابل با گرفتارى ها به صفر رسیده و از كار و عمل به تنگ آمده است ؛ به قول آن شاعر :

 

به گرداگرد خود چندان كه بینم

 

 

 

 

بلا انگشترى و، من نگینم !

 

 

معلوم است كه در چنین موقعیتى ، فرصتى براى كسى وجود نخواهد داشت !

البته كسانى هم هستند كه در شرایط دشوار، در امتحان هاى سخت قرار گرفته اند و سربلند بیرون آمده اند اینان بهترین زمینه رشد را در هنگام گرفتارى هاى متعدد یافته اند.

 

من از درمان و درد و وصل و هجران

 

 

 

 

پسندم آنچه را جانان پسندد

 

 

چنین افرادى ، پیوسته درد را بهتر از عافیت و فقر را بهتر از غنا مى دانند، زیرا یگانه عامل رشد خود را در این ورطه هولناك و سهمگین دیده اند. البته چنین اشخاصى بسیار كم هستند و از نوادر روزگار به شمار مى آیند؛ همانند حضرت زینب علیها السلام كه پس از جریان عاشورا با كمال قدرت در مقابل یاوه گویى هاى ابن زیاد خبیث فرمود : و ما زایت الا جمیلا.

البته آنچه امام در این فراز فرموده اند، جملگى مربوط به مردم متوسط و دینداران معتقد به مبدا و معاد است كه در مراتب وسط هستند، نه مربوط به انسان هاى كامل !

 

 

 

پى نوشت ها:

 

400- اعراف ، 127.

401- انفال ، 65.

402- صحیفه سجادیه ، دعاى هفتم .

403- همان .

404- آل عمران ، 160.

 

شهود و شناخت ص321-آیت الله حسن ممدوحی

 

 

No
ثبت نظر
نام
متن
تقویم تاریخ
۱ ۱۳۹۶ شنبه ۱ مهر

شماره سفارش

 

اوقات شرعی